منم شهر سازی که می سازمت & تو ایران چو ایران جدم کوروش


Admin Logo
themebox Logo
کلیک نکن!

ساعتی فوق العاده شیک محصول 2012 ژاپن
دستان شما در اختیار جذابیت … راز شیک پوش شدن اینجاست
فوق العاده شیک و زیبا برای افراد خوش سلیقه
یک مدل فوق العاده مناسب برای جوانان امروزی این همان هدیه ای ست که مدتها به دنبالش می گشتید برای تقدیم کردن به آنان که دوستشان دارید …
طراحی شیک و منحصر به فرد این ساعت همه را حیرت زده خواهد کرد
از خرید این ساعت بی نظیر و زیبا که با قیمت بسیار مناسب و با کیفیت خوب عرضه میگردد پشیمان نخواهید شد
اگر به دنبال جدیدترین و به روز ترین لوازم برای شیک پوش بودن می گردید این محصول را از دست ندهید
ساخت ژاپن

کیفیت استثنائی با طراحی ویژه و تک

موتور ضد آب ژاپنی

نگین های درخشان با رنگ زیبای مدرن

ساعتی زیبا و متفاوت با با بند توری چند لایه بافت ریز
محصولی خاص ویژه آقایان مشكل پسند
پرطرفدارترین ساعت در اروپا
ساعتی فوق العاده زیبا و ضد آب با کیفیت بسیار عالی
کیفیت و زیبائی را با یک خرید تجربه نمائید

» قیمت: 32,900 تومان

 200 نوع نگین ناخن متفاوت در یک پکیج

جدیدترین در دنیای مد و فشن

ناخنهای زیبا = دستان زیبا

اگر به دنبال زیبایی دستان خود هستید

 این فرصت بی نظیر را از دست ندهید.

این آخرین چیزی است كه برای زیبایی نیاز دارید.

70 درصد زیبایی به نكات ظریفی بستگی دارد

 كه شاید همیشه دیده نمی شوند

منحصر بفرد باشید

نگین ناخن = فشن به توان 2

زیبایی به دنبال شما می گردد

لطفاً بعد از استفاده از این آویزهای

 جذاب، با كسی دست ندهید!!!!

 200 نوع نگین ناخن متفاوت در یک پکیج

ناخنهای زیبا و بلند موجب زیبایی و

 خوش حالت شدن دستها می شوند.

ناخن زیبا نشانگر وضعیت زندگی و

طبقه ی اجتماعی شخص است

 200 نوع نگین ناخن متفاوت در یک پکیج

دستانی سحر انگیز و افسونگر

كلكسیون زیبایی های خود را تكمیل كنید

دیگران را مسحور زیبایی خود كنید

 200 نوع نگین ناخن متفاوت در یک پکیج

» قیمت: 14,900 تومان
رنگ مو مشکی آلمانی shykhan دستگاه فر مو به سبک عربی حجم دهنده لب پوتینگ ژل فرم دهنده باسـ.ــن دستگاه برنزه کن بدن و صورت بادی فیشر Body Fisher گن اسلیم لیفت اصل جفتی Silhouette Supreme Slim n Lift گیره و بست بند لباس زیر خانمها ساعت مچی گوچی gucci مربعی تل موی سر جادویی ( تل حجم دهنده مو ) خرید پستی قیچی لیزری لیزر اسکیزور Laser Scissors کتونی پرفکت استپز Perfect Steps, کتونی لاغری پرفکت استپس فروش شال خاتون + CD آموزش بستن شال و روسری رایگان دمپایی افزایش قد اصل برزیلی اوریجینال خرید دنس پد Dance Pad, فروش دانس پد ورزشی کیف لوازم آرایش ساعت دیواری عشق عروسک پرنده خشمگین بلوتوث هوشمند ماشین مو بر دایمی سمباده ای دماسنج عشق



تاریخ:دوشنبه 18 خرداد 1388-09:29 ب.ظ

نویسنده :سعید کریمی مقدم

الهام صفوی زاده

می خواهم كارشناس فوتبال برنامه نود باشم
تلویزیون- الهام صفوی‌زاده:
سال‌هاست مجری برنامه‌های خانوادگی است. آنهایی که او را می‌شناسند، می‌دانند كه او  قبل از آنکه یکی از مجری‌های موفق رادیو و تلویزیون باشد یک مادر است.

می‌گوید جمع صمیمی خانواده‌ام را به دنیایی از موفقیت‌ها نمی‌دهم؛ می‌خواهد مجری موفقی باشم یا نباشم؛ مهم این است که مادر خوبی باشم. همسرش- وحید اسدی- هم سال‌هاست با او همراه و همكار است. آقای اسدی نیز مدیر تأمین برنامه رادیو تجارت است.

  • الهام صفوی‌زاده، اگر دختر یک گوینده قدیمی رادیو یا همسر یک تهیه‌کننده در صدا و سیما نبود، باز هم موفق بود؟

من هرچه که دارم از مادرم دارم. اگر مرا به‌زور وارد این حرفه نمی‌کرد، شاید اکنون در مقابل شما ننشسته بودم تا شما از من به‌عنوان یک زن موفق یاد کنید

  • زور؟ مگر می‌توان کسی را به‌زور موفق کرد؟

 در ابتدا خیلی دوست نداشتم که مجری شوم؛ دوست داشتم کارهای فنی پشت‌صحنه برنامه‌های رادیویی یا تلویزیونی را انجام دهم. حتی دوره صدابرداری را نیز طی کردم اما انگار باید به این سمت می‌آمدم تا امروز، اجرا بخشی از زندگی‌ام شود. شاید این در مورد من صدق کند که به‌زور وارد این حرفه شده‌ام و مطمئنا با تلاش فراوان در این حرفه خواهم ماند.

 

علی سعادتی

  • زندگی یک مجری زن، فرقی با زندگی زنان شاغل دیگر دارد؟

بله، با شما هم‌عقیده هستم... در ذهن بسیاری، زندگی روزمره ما از ریزترین نکات تا بزرگ‌ترین آنها بسیار متفاوت از زندگی یک خانواده معمولی جلوه می‌کند ولی واقعیت این است که ما هم زندگی‌ای خیلی معمولی و عادی مثل سایر مردم داریم. فقط تفاوت ما با دیگران در این است که در خانواده‌هایی مثل ما که تمام اعضای خانواده به‌نحوی در اجرای برنامه‌های تلویزیونی یا رادیویی مشارکت دارند، نظم خاصی برای انجام وظایف خانوادگی وجود ندارد.

 این بدین معنا نیست که چنین خانواده‌هایی بی‌نظم هستند بلکه بدان معناست که به‌عنوان مثال برنامه‌ریزی خاصی برای روزی خاص‌تر در خانواده صورت می‌گیرد و یکدفعه همه چیز به‌خاطر ضبط برنامه‌ای که تو مجری هستی یا به نحوی در تهیه آن مشارکت داری، به‌هم می‌ریزد. بله، شاید در این مورد، خانواده‌هایی همچون ما متفاوت باشند.

  • و این تفاوت که در دید مردم هست، باعث مشهورشدن شما شده یا باعث دردسر؟

ببینید، عده‌ای از آدم‌ها که مرا به‌عنوان یک چهره تلویزیونی می‌شناسند، همه زندگی و خانواده‌ام برایشان عجیب است؛ حتی فکر می‌کنند که خانواده ما غذاخوردن و تفریح کردن‌شان هم با دیگران متفاوت است اما واقعا این‌طور نیست.

 من و وحید سعی کردیم خانواده را آن‌طور اداره کنیم که با زندگی روزمره همشهری‌هایمان گره بخورد. روزهای بسیاری را به‌عمد به‌همراه خانواده به خرید می‌رویم تا از سویی از این مفهوم که شما از آن به‌عنوان یک تابو یاد کردید، دور شویم و از سوی دیگر خودمان را از مردم جدا نبینیم. ما در خانواده همیشه می‌خواهیم زندگی عادی داشته باشیم؛ یک زندگی توام با شادی و نشاط.

 اسدی: در خانه ما همه چیز به‌طور مشترك تقسیم شده. شاید باورتان نشود اما بسیاری از موارد جزئی كه شاید حتی به‌چشم هم نیایند، در خانه ما به‌طور مساوی تقسیم شده است. به عقیده من، زندگی یك قرارداد دوطرفه است كه هر دو طرف باید به‌خوبی به‌وظایفی كه برعهده دارند، عمل كنند.

صفوی‌زاده: شاید نکته‌ای که دوست دارم دراین‌باره بیشتر در مورد آن صحبت کنم، این است که همیشه سعی کرده‌ام که رفتاری مغایر با آن چیزی که مردم در پشت صفحات تلویزیون از من می‌بینند، از خود بروز ندهم تا در ذهن مردم تعارضی در مورد رفتار و عقاید من به‌عنوان نماینده یک رسانه ملی نبینند.

متاسفانه این موضوع اکنون دغدغه بسیاری که مشهور شده‌اند نیست و شاید این امر در آینده مشکلات زیادی را در الگوسازی غلط از سوی آدم‌هایی که زیاد دیده می‌شوند، در بین خانواده‌ها ایجاد کند.

  • بسیاری از مجریان تلویزیونی را می‌شناسم که تلاش بسیاری می‌کنند تا معروف بشوند و سپس عینک دودی می‌زنند تا در خیابان‌ کسی آنها را نشناسد...

اما من هیچ‌وقت تلاشی برای معروف‌شدن نکردم. اسدی: باید بگویم كه شهرت دقیقا مثل یك چاقوی دولبه است. بسیاری شهرت را فقط به این خاطر دوست دارند كه مشهور شوند و این آغاز از دست رفتن كانون خانواده است. برای ایشان این چاقو به جای آنكه كیك محبت را به دونیم كند، باعث بریده شدن كانون خانواده می شود.

  •  برای کسی که سال‌هاست مجری برنامه‌های خانواده صدا و سیماست، خانواده چه معنایی دارد؟

صفوی‌زاده: من روزانه با چندین کارشناس خانواده که هر کدام تعریفی جداگانه از این مفهوم دارند، گفت‌وگو می‌کنم اما شاید برآیند تمامی این تعاریف در یک جمله کوتاه خلاصه شود که خانواده جایی است که انسان در آن آرامش می‌گیرد. به‌نظر من این تعریف، صحیح‌ترین تعریفی است که از این مفهوم می‌توان ارائه داد.

 آرامش یعنی زندگی؛ یعنی تغییر نگاه خسته همسر آدم وقتی که به خانه برمی‌گردد یا شادی‌های کودکانه فرزند آدم که در بند بند دیوارهای یک خانه می‌نشیند.

 اسدی: به نظر من هم خانواده یعنی آرامش. اما عوامل دیگری هم هستند كه در این امر دخیل هستند. باید ببینیم كه آرامش در خانواده چگونه به‌دست می‌آید. به‌دست آوردن آرامش در خانواده چندان هم سخت نیست.

به نظر من برای هر خانواده نسخه‌ای خاص برای این امر وجود دارد و نباید یك نسخه واحد را برای همه تجویز كنیم.

  •  به آن بحث‌هایی که هر روز در برنامه خانواده دارید، عمل می‌کنید یا تنها برای دیگران نسخه می‌پیچید؟

 اگر موضوع بحث‌ها مرتبط با علایق یا حتی مشکلات من باشد، به آن عمل می‌کنم و آن را در زندگی شخصی خودم پیاده می‌کنم.

  • با این موافقید که در برنامه‌های مختلف خانوادگی که این روزها در شبکه‌های مختلف صدا و سیما پخش می‌شود، بسیاری از کارشناسان خانواده به بیان موضوعاتی می‌پردازند که دغدغه اصلی خانواده ایرانی نیست؟

بله.... اما نه به این قاطعیت. چون در پس هر برنامه، اندیشه‌های مختلفی هست که هدف از دعوت از هر کارشناسی شاید در همین امر نهفته باشد. هر خانواده ایرانی با آداب و رسوم خاص، سلایق خاص خود را دارد که با دیگری متفاوت است.

 برنامه‌سازی برای خانواده آن هم در ایران که به خانواده به‌عنوان یک مفهوم مقدس نگاه می‌شود، بسیار سخت و در عین حال شیرین است، اما در عین حال اتفاق افتاده که بارها حس کرده‌ام که کارشناس دعوت شده به برنامه‌های مختلفی که من مجری آن بوده‌ام، همان‌طور که شما گفتید به بیان موضوعاتی پرداخته که دغدغه خانواده ایرانی نیست و من با بیان پرسش‌هایی مختلف- که برخی گهگاه برای ایشان عجیب هم می‌نمود- روند گفت‌وگو را با ایشان به سمتی پیش برده‌ام که در انتها، نکته‌ای یا بحث خاصی که به درد خانواده‌ها بخورد، دربیاید.

  • چقدر غذاهایی كه در برنامه شما آموزش داده می‌شود را می‌پزید؟

در مورد غذاهای ابتکاری و ابداعی و خارجی زیاد امتحان نكرده‌ام چون بسیاری از آنها را پس از پخته‌شدن می‌چشم و در پایان ترجیح می‌دهم که غذای سنتی کشور خودمان را برای خانواده طبخ کنم؛ به‌طوری که هر روز اگر کلم‌پلو بخورم سیر نمی‌شوم.

  •  شما كه هم صبح اجرا دارید هم عصر، مگر فرصت غذادرست كردن دارید؟

 در خانه ما غذا درست کردن یک کار مشترک است که در خانه، من و وحید- همسرم- انجام می‌دهیم. خانه‌مان هم از آن دست خانه‌هایی نیست که فقط تخم‌مرغ در آن خورده شود. با یک برنامه‌ریزی دقیق می‌توان بر بسیاری از مشکلات فائق آمد. راستی تا یادم نرفته بگویم که قورمه‌سبزی من در فامیل حرف‌ندارد.

  •  تا به‌حال به ذهنتان خطور نکرده که شغلتان به همان چیزی که از آن به‌عنوان مفهوم خانواده یاد می‌کنی، لطمه بزند؟

 نه، اصلا. برعکس در بسیاری موارد، شغلم باعث جاری شدن و روان شدن جریان زندگی شخصی‌ام شده و باعث شده است که همسر و بچه‌ام را بهتر بشناسم.

  • منظورم این بود که تا به‌حال شده که به ذهنتان خطور کند ای کاش فقط یک زن خانه‌دار بودید و بس؟

 نه این‌طور. اجرا با تمام سختی‌هایش اکنون بخشی از زندگی من شده که نمی‌توانم آن را کنار بگذارم.

 ارتباط با هزاران هزار یا حتی میلیون‌ها نفر که روزانه منتظرم گوشه‌ای از زندگی‌ام را با ایشان تقسیم کنم، باعث شده تا هرگز به این موضوع فکر نکنم که اگر در خانه می‌نشستم و خانه‌داری می‌کردم زندگی بهتری داشتم. البته اکنون به‌غیر از اجرا به چیزهای دیگری هم فکر می‌کنم؛ مثل برنامه‌سازی که چند وقتی است از آن دور شده‌ام. من از وقتی که دخترم- کیانا- به‌دنیا آمد، دیگر به برنامه‌سازی نمی‌پردازم. او اکنون نزدیک به شش سال دارد و من در این مدت فقط و فقط به‌اجرا می‌پردازم.

  •  آقای اسدی، تا به‌حال در خلوت خود به این موضوع فكر كرده‌اید كه ‌كاش همسرم تنها یك زن خانه‌دار بود؟

 واقعیت‌اش این است كه كار كردن الهام هیچ‌وقت مغایرتی با روند زندگی ما نداشته است زیرا در مواقع مختلف مثل هنگامی كه كیانا به‌دنیا آمد، خود او با مدیریت مسائل مختلف در خانه، نگذاشت خللی در زندگی ما به‌وجود آید.

 فكر می‌كنم اگر مدیریتی پویا در هر خانواده‌ای وجود داشته باشد، خانه‌دار بودن یا شاغل بودن هیچ تناقضی نمی‌تواند در زندگی آدم‌ها به وجود آورد. باور كنید اگر او یك زن خانه‌دار بود، همین اندازه كه اكنون به‌عنوان یك زن موفق در جامعه به ایفای نقش می‌پردازد، به كانون خانواده بها می‌داد. این را مطمئنم. من سال‌هاست الهام را می‌شناسم و مطمئنم برای ما كم نمی‌گذارد.

  •  این سال‌ها كه می‌گوید به زمان دانشگاه برمی‌گردد دیگر؟

صفوی‌زاده: بله، هم‌دانشگاهی بودیم. به‌طور قطع یکی از دلایل موفقیت امروز من، وجود او در کنار من و همراه من بوده. جالب است بدانید که ابتدا وحید شغل آزاد داشت و با توجه به اینكه من و او هر دو در دانشگاه در رشته اقتصاد تحصیل می‌کردیم، قرار شد برای یک بار از او به‌عنوان کارشناس اقتصادی در برنامه‌ای که در آن زمان، من تهیه‌کنندگی و سردبیری‌اش را در رادیو تهران به‌عهده داشتم استفاده کنم و این مورد شاید نقطه آغاز زندگی ما به‌شمار می‌رفت؛ زیرا پس از این ماجرا، او آن‌قدر در رادیو و تلویزیون به‌خوبی از عهده تهیه برنامه‌های مختلف برآمد که اکنون به‌عنوان مدیر تأمین برنامه رادیو تجارت به فعالیت مشغول است.

  • در برنامه‌های مختلف رادیویی و تلویزیونی، خودتان را یک پرسپولیسی اصیل می‌دانید... ورزش فوتبال در زندگی یک مجری خانم فقط در همین حد نقش دارد؛ یک هواداری ساده؟

 نه... واقعیت‌اش است آن است که روزانه، زمان مشخصی هم برای ورزش درنظر گرفته‌ام اما باید بگویم که تعصب خاصی نسبت به فوتبال دارم و همیشه فکر می‌کنم که یک روز در استادیوم در حال تماشای بازی تیم فوتبال پرسپولیس هستم.

  • برای اینکه باور کنم که فوتبال را حرفه‌ای دنبال می‌کنید، تحلیل‌تان نسبت به بازی‌های اخیر پرسپولیس چیست؟

 من هم برای اینکه همه باور کنند، می‌گویم که صدرنشینی پرسپولیس به‌طور قطع تا پایان بازی‌ها ادامه پیدا می‌کند و افشین قطبی به‌همراه بازیکنان دیگر در انتهای فصل، جام قهرمانی را بالای سر خواهند برد (با خنده: باید عادل فردوسی‌پور از من به‌عنوان یک تحلیل‌گر فوتبال دعوت کند). اما جدا از این مسائل، ورزش در خانه ما جایگاه خاصی دارد.

همسرم اکنون به‌طور حرفه‌ای ورزش اسکواش را دنبال می‌کند و خودم هم گهگاه به همراه او و کیانا دخترم به کوهنوردی و پیاده‌روی می‌رویم تا حس ورزش در خانواده‌مان جاری باشد؛ البته تا جایی كه وقت داشته باشیم.

  •  برای کیانا زندگی در چنین خانواده‌ای سخت نیست...

 فکر می‌کنم کمی سخت باشد؛ آخر او باید حضور بیشتر خانواده را در کنار خود حس کند اما از آنجا که یاد گرفته در برخورد با این مسئله بزرگانه فکر کند نه مثل یک کودک، این مسئله نیز حل شده است.

  • جذاب‌ترین خاطره تلویزیونی مرتبط با خانواده خود شما در تمام سال‌هایی که به اجرای برنامه خانواده پرداختید؟

 می‌خواهم به‌جای جذاب‌ترین خاطره تلویزیونی، به جذاب‌ترین خاطره مطبوعاتی خودم اشاره کنم و آن این است که چندی پیش از سوی یکی از روزنامه‌های صبح، گفت‌وگویی با من و مادرم صورت گرفت که گفت‌وگوکننده به‌اشتباه نام مادرم را به‌جای ناهید تاج‌نیا، مهین‌تاج‌نیا نوشت و از آن روز به‌بعد- با آنکه نزدیک به 3دهه می‌گذرد- مادرم هر روز در مهم‌ترین بخش اخبار رادیویی ایران، خود را ناهید تاج‌نیا معرفی می‌کرد اما پس از این اتفاق، بسیاری از خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها و سایت‌های اینترنتی با چاپ مجدد این گفت‌وگو، به‌اشتباه نام وی را چاپ کردند که باعث دلخوری مادرم از این امر شد.

  • دوست دارید در آخرین صفحه دفترچه خاطرات خودتان چه چیزی بنویسید؟

 می‌نویسم که زندگی ادامه دارد بدون توجه به خواسته‌ها و مطلوب‌های ما؛ حتی اگر برگی دیگر برای نوشتن من باقی نمانده باشد.

  •  اگر در پایان این گفت‌وگو بخواهم برای تصویر قاب زندگی‌تان رنگی انتخاب کنید، آن چه رنگی است؟

 مطمئنا شفاف. فکر می‌کنم شفافیت خوشرنگ‌ترین رنگ زندگی هر ایرانی است که با صداقت کلامی و درونی بر دیوار خانه‌های ما نقش می‌بندد. من هر روز با اجرای برنامه «تصویر زندگی» آرامشی مضاعف می‌گیرم که فکر کنم نتیجه این باشد؛ این آرامش همیشه با حضور خدا به‌وجود می‌آید.

  •  و اعتقادات؟

دین پایه و اساس زندگی‌ام را تشکیل می‌دهد که جایگاه ویژه‌ای برای من دارد اما با احترام به همه، سعی می‌کنم ارتباطی پویا برقرار کنم.



نظرات() 
نوع مطلب : بیوگرافی 

تاریخ:دوشنبه 18 خرداد 1388-05:26 ب.ظ

نویسنده :سعید کریمی مقدم

مجری مناظره‌های تلویزیونی جنجالی نامزدهای انتخابات

تحصیلات و سوابق رضا پورحسین؛
مجری مناظره‌های تلویزیونی جنجالی نامزدهای انتخابات کیست؟


reza-poorhosein.jpg


سینمای ما مجری این مناظره های حساس و مهم، دکتر "رضا پورحسین " مدیر شبكه 4 سیما است كه با حكم مهندس "عزت‌الله ضرغامی "رییس رسانه ملی به این سمت منصوب شده است.
ضرغامی در حكم انتصاب پورحسین از وی به عنوان "فردی عادل، آگاه از نظرات نخبگان و دانشگاهیان و آشنا به نیازها و مطالبات مردمی" نام برده است كه عضویت وی در هیئت علمی دانشگاه و سابقه طولانی مدیریت در رسانه، پشتوانه ارزشمند او برای موفقیت در اداره جلسات مناظره ها در چارچوب عدالت رسانه ای خواهد بود.
رییس سازمان صداو سیما در این حكم با اشاره به اینكه مناظره های انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری برای اولین بار توسط رسانه ملی برگزار می شود ، از آن به عنوان "زمینه مساعدی برای انتخاب اصلح و فرصت مغتنمی برای گسترش نهضت آزاداندیشی " یاد كرده و گفته است كه رسانه ملی از این فرصت به دنبال ایجاد فضایی سالم و پر نشاط برای گفتگویی دانش افزا و خردپذیر با اجرایی متین و مؤدبانه و برگرفته از اخلاق کریمانه و مؤمنانه در موقعیتی حساس و دوران ساز است.
ضرغامی اصول حاكم بر مناظره ها را نحوه دستیابی به اهداف سند چشم انداز بیست ساله؛ ارائه برنامه ها و ساز و کارهای اجرایی برای تحقق این اهداف با اولویت حل مشکلات اساسی امروز مردم و نقد عالمانه نظرات نامزد مقابل در حوزه های مختلف بیان كرده و اطمینان داده است كه "مردم فهیم ایران اسلامی به ویژه نسل نوی برآمده از انقلاب، در این گفتگوها، آیین آزاداندیشی و روش مندی در مناظره را فرا گرفته و از این رهگذر درس های فراوانی خواهند آموخت."
دکتر رضا پورحسین عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و دارای تحصیلات دکتری تخصصی در رشته روانشناسی و در حال حاضر مدیر شبکه چهارم سیما و رییس ستاد چهره های ماندگار است. وی دارای سوابق مدیریتی متعدد در شبکه های مختلف صداوسیما بوده و در موضوعات متنوع فرهنگی، اجتماعی و تربیتی به ویژه ارتباطات و روانشناسی دارای مقالات علمی و تحقیقی و تألیفات است.
به عقیده كارشناسان، حضور پورحسین در برنامه "دو قدم مانده به صبح" به صورت کارشناس- مجری و احاطه او به مسائل فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، ضرغامی را مصمم به این انتخاب کرده است.
وی دانشیار روانشناسی دانشگاه تهران و متخصص روانشناسی کودک است که از دی ماه 1385 به عنوان مدیر شبکه چهارم سیما منصوب شده است.



نظرات() 
نوع مطلب : بیوگرافی 

تاریخ:پنجشنبه 14 خرداد 1388-12:30 ب.ظ

نویسنده :سعید کریمی مقدم

محسن رضایی

محسن رضایی

در شهریور ۱۳۳۳ و در هنگامۀ کوچ پائیزۀ عشایر بختیاری در خانواده ای مذهبی و دوستدار اهل بیت (علیهم السلام) به دنیا آمد. دوران کودکی و نوجوانی را در شهر نفتخیز مسجدسلیمان گذراند. به کمک چند تن از همسالانش، انجمن مذهبی «دین و دانش» را در مسجد جامع چشمه علی بنیان نهاد. پس از به پایان رساندن تحصیلات ابتدایی و بخشی از تحصیلات متوسطه در دبیرستان سینای مسجدسلیمان، با رتبه نهم در آزمون ورودی هنرستان صنعتی شرکت ملی نفت ایران در اهواز پذیرفته شد و در سال ۱۳۴۸ به این شهر هجرت نمود و در محله خزعیله یا سچّه ساکن شد.

        مبارزه سیاسی فرهنگی با رژیم شاه را از ترم دوم هنرستان صنعتی آغاز نمود و به زودی در حالی که خود را برای شرکت در کنکور دانشگاه ها آماده می کرد، در رابطه با این فعالیت های سیاسی توسط ساواک اهواز بازداشت شد و مورد شکنجه و بازجویی قرار گرفت. در سال ۱۳۵۲ و در ۱۷ سالگی، پس از تحمل پنج ماه زندان انفرادی و یک ماه حبس در بند عمومی زندان آخراسفالت اهواز، دور جدیدی از فعالیت های سیاسی خود را آغاز نمود؛ و توانست همزمان با تکمیل تحصیلات خود در هنرستان صنعتی شرکت ملی نفت ایران، اقدام به گسترش تشکیلات اولیه نماید. این حرکت روبه رشد پس از برقراری ارتباط با مبارزان شهرهای خرمشهر، دزفول و تهران، منجر به تشکیل یک گروه منسجم با مشی پارتیزانی و چریکی گردید که به زودی و با الهام از آیات ۱۷۲ و ۱۷۳ سوره مبارکۀ صافّات (انّهم هم المنصورون و انّ جندنا لهم الغالبون)، جمعیت منصورون نامیده شد.

        درسال ۱۳۵۳ پس از قبولی در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه علم و صنعت به تهران آمد و در محلۀ نارمک ساکن شد. در همین سال ازدواج نمود و در کنار مبارزه و تحصیل دانش، در بخش مهندسی «طراحی پایه» کارخانجات ارج و ایران تایر، مشغول به کار شد.

       با شدت گرفتن فشار پلیس سیاسی شاه (ساواک) بر گروه های چریکی، ناچار شد دانشگاه و کار صنعتی را رها کند. زندگی مخفی را در پیش گرفت و در فاصله سال های ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ به کادرسازی و گسترش تشکیلات جمعیت منصورون همت گمارد تا شاخه های تشکیلات در ۷ استان و ۱۷ شهرستان مهم کشور راه اندازی گردد.

       در آستانه پیروزی انقلاب و ورود امام خمینی (ره) به میهن، جمعیت منصورون به عنوان بزرگترین گروه چریگی طرفدار حضرت امام (ره) و روحانیت (به همراه گروه توحیدی صف و گروه موحدین) وظیفۀ حفاظت از جان حضرت امام (ره) را برعهده گرفت.

       در سال ۱۳۵۸ که به پیشنهاد استاد شهید مرتضی مطهری، ۷ گروه مسلح مسلمان با یکدیگر ادغام شدند تا بازوی مسلحی برای حفاظت از انقلاب نوپای اسلامی باشند، او از سوی گروه منصورون به عضویت شورای مرکزی «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» در آمد. عضویت او در این سازمان بیش از ۳ ماه به طول نیانجامید و در خرداد ۱۳۵۸ با حمایت حضرت امام(ره) واحد اطلاعات و بررسی های سیاسی را در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بنیان نهاد و به عضویت شورای فرماندهی سپاه درآمد.

       در شهریور ۱۳۶۰ از سوی حضرت امام خمینی(ره) به فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (به عنوان پنجمین فرمانده کل سپاه) منصوب شد و در دوران پرافتخار هشت سال دفاع مقدس، فرماندهی سپاه اسلام را برعهده داشت.

         در دوره تصدی فرماندهی کل سپاه پاسداران، سازمان رزم سپاه را طرح ریزی کرد و به فرمان حضرت امام(ره)، سپاه را به ۳ نیروی زمینی، دریایی و هوایی مجهز نمود و توانست سپاه را در قالب ۵ نیرو سازماندهی کند. در این دوره همچنین اقدام به تأسیس ۲ دانشگاه امام حسین (علیه السلام) و بقیه الله (عجل الله فرجه) نمود و به منظور بهره گیری از ظرفیت یگان های مهندسی سپاه برای کمک به دولت در اجرای طرح های عظیم سازندگی کشور، خود شخصاً فرماندهی قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء را برعهده گرفت.

        وی که تحصیلات دانشگاهی خود را در سال ۱۳۵۳ رها کرده بود، پس از برقراری صلح، ضمن تغییر رشته از مهندسی مکانیک به اقتصاد، مقطع کارشناسی را در دانشگاه تهران گذراند. تحقیق جامع او در مقطع کارشناسی در سال ۱۳۷۱ و در قالب یک کتاب به چاپ رسیده است. در مقطع کارشناسی ارشد اقتصاد، مطالعات خود را بر روی سیاست های پولی و بانکی متمرکز کرد و موضوع رسالۀ علمی خود را در این باره برگزید.

            در شهریور ۱۳۷۶ پس از قبول استعفای وی توسط رهبر انقلاب، از سوی ایشان به عنوان «دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام» منصوب گردید. و مطالعات اولیه برای تنظیم سند چشم انداز ۲۰ سالۀ ایران را آغاز نمود.

         وی با تکمیل تحصیلات خود در مقطع دکتری اقتصاد دانشگاه تهران، عهده دار مسئولیت ادارۀ کمیسیون اقتصاد کلان مجمع تشخیص مصلحت نظام شد. رسالۀ دکتری وی که در سال ۱۳۷۹ نگاشته شده، در قالب یک کتاب منتشر شده است.

           وی همچنین با پذیرفتن مسئولیت کمیسیون های تخصصی سند چشم انداز ۲۰ ساله، سیاست های کلی نظام در جذب سرمایه گذاری خارجی و سیاست های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی، کوشیده است تا از تجارب و دیدگاه های مدیریتی و اقتصادی خود برای سیاست گذاری بلندمدت کشور در حوزه های مختلف استفاده نماید تا ایران اسلامی به جایگاهی مناسب برای زندگی شایستۀ ایرانیان برسد



نظرات() 
نوع مطلب : بیوگرافی 

تاریخ:پنجشنبه 14 خرداد 1388-12:20 ب.ظ

نویسنده :سعید کریمی مقدم

مهدی کروبی

          من مهدی کروبی ، درشهرستان الیگودرز استان لرستان به دنیا آمدم . پدرم مرحوم حاج شیخ احمد ازروحانیون سرشناس لرستان بود . او شاگرد مرحوم آیت اله سید ابوالحسن اصفهانی مبارزی شجاع ، عابدی کم نظیر و همواره بدنبال انجام امور مردم بود که انصافاً خدمات بسیاری هم  درآن دیار انجام داد . جایگاه خاص او درمیان مردم استان بیش از آنکه بخاطر عرفان و بخاطر روحانی بودن ویا مبارزاتش باشد ، به واسط ی کارهای خیر ومردمی بودنش بود. مادرم مرحومه خدیجه کروبی نیز اهل آن منطقه بود .

           بزرگ شدنم درخانواده مذهبی با تعلیم آموزه های دینی ازسوی پدرم همراه شد که باتوجه به شرایط سنی ام ، گاه سختگیرانه به نظر می آمد . دروس مقدماتی حوزوی را نزد پدرم آموختم و در 16 سالگی به قم رفتم وتاسالی که به تهران آمدم تا سطح کفایه وخارج فقه واصول را ازاساتید بزرگواری نظیر مرحوم امام خمینی ، مرحوم آیت اله نجفی مرعشی ، مرحوم آیت اله سلطانی ، آیت اله منتظری مرحوم آیت اله فاضل لنکرانی ، مرحوم آیت اله مشکینی بهره مند شدم . درتهران نیز مدتی در درس میرزا باقر آشتیانی شرکت کردم . من طلبه درس خوانی بودم و اجازه اجتهاد ازسوی 8 استاد برجسته حوزه ازجمله آیات عظام سلطانی طباطبایی ، فاضل لنکرانی ، یوسف صانعی ، ونوری همدانی به من داده شد . درکنار دروس حوزوی دراواسط دهه چهل وارد دانشکده الهیات دانشگاه تهران شدم که به دلیل دستگیری های مکرر ونیز زندگی مخفی وبعد مشکل سربازی، فارغ التحصیلی ام در رشته فقه و حقوق اسلامی تا سال 1350 به تاخیر افتاد . در سال 1341 با خانم فاطمه کروبی که چهره ای آشنا برای مردم است ازدواج کردم . ایشان سال ها درمراکز پزشکی ودرمانی بنیاد شهید فعالیت کرد و یک دوره هم نماینده مردم تهران در مجلس بود . او تنها خانمی است که درتاریخ انقلاب اسلامی مورد تقدیر کتبی وشخصی ازسوی امام خمینی قرار گرفته است واین به واسطه ی تلاش شبانه روزی دررسیدگی به امور مجروحین جنگ بود .  نتیجه زندگی مشترک ما 4 پسر به نام های محمد حسین ، محمد تقی ، علی و یاسر است . خبر تولد پسر دومم را در زندان دریافت کردم . او که درجریان دفاع مقدس داوطلبانه عازم جبهه شد ویک پایش را ازدست داد ، اکنون استاد دانشگاه است. فرزندانم همه ازدواج کرده اند و5 نوه دارم که به ترتیب زهرا ، الهه ، احمد ، سارا ومحمد نام دارند .

در سال 1347 از قم به تهران مهاجرت نموده و در منطقه خراسان و خیابان شهباز سکنی گزیدم. دو سال بعد به توصیه مرحوم آیت الله طالقانی به منطقه ای در شمیران، نزدیک چیذر، رفتم و امام مسجد صاحب الامر در خیابان حکمت  شدم. همزمان تا سالهای انقلاب در مدارس جهان آرا، پیمان و مهدیه تهران و مدتی نیز در حوزه ی علمیه ی چیذر به تدریس مشغول بودم. البته شرکت درمبازرات سیاسی آزادی خواهانه ومبارزه با سرکوب و اختناق حاکم ودرنتیجه دستگیری وزندان های مکرر مشکلات زیادی برای کار آموزشی من به دنبال داشت . شاید بد نباشد به این نکته اشاره کنم که ازسال 1342 تا 1357 مجموعاً 9 بار دستگیر ، تبعید و زندانی شدم که نخستین بازداشت سال 1342 وآخرین آن ماه رمضان 1357 بود . با افرادی چون مرحوم آیت اله حاج آقا مصطفی خمینی، آیت اله منتظری ، مرحوم آیت اله طالقانی ، انواری ، شهید مهدی عراقی ، هاشمی رفسنجانی ، مرحوم ربانی شیرازی ، محمد تقی شریعتی ( پدر دکتر شریعتی ) ، شهید محمد منتظری ، تقی درچه ای ، دکتر شیبانی ، علی بابایی ومفیدی ( ازنهضت آزادی ) ، عمویی و کی منش  ( ازکمونیست های سرشناس ) ، پرویز حکمت جو وپاک نژاد ( ازگروه های مبارز غیر مذهبی ) هم بند بودم و شاید همین تجربه ی سختی های زندان وآشنایی با درد و رنج خانواده ها سبب شده که همواره با درک مشکلات زندانیان وخانواده آنان، همه تلاش خود را برای حل مشکلات ایشان بدون توجه به اندیشه ونگرش آنان وحتی اختلاف نگرش بکار بندم .

بعد ازانقلاب همواره درتلاش بوده ام تا درهرمنصبی که می توانسته ام ، منشاء اثر باشم واکنون نیز با ایمان کامل به آرمان هایی که چند دهه برای آنها تلاش کرده ام ، همچنان به بذل تمام توانا یی هایم درخدمت به کشور ومردم ادامه می دهم . مناصبی که من متصدی آن بوده ام برای مردم آشکار است وبا اعتقاد به اینکه چهار دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی ، 2 دوره ریاست آن ، یک دوره نایب رئیسی ، عضویت در شورای بازنگری قانون اساسی ، تاسیس کمیته امداد امام خمینی ، سرپرستی بنیاد شهید ، نمایندگی امام درامور حج و مناصب سیاسی غیرحکومتی نظیر عضویت درشورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی،عضویت درشورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز، تاسیس وعهده داری سمت دبیر کلی مجمع روحانیون مبارز تا سال 1384 و تاسیس ودبیرکلی حزب اعتماد ملی  ازسال 1384 تاکنون ، ملاک خوبی برای قضاوت مردم در مورد عملکرد اینجانب است و این قضاوت درچند انتخابات وبه ویژه رای اینجانب درانتخابات ریاست جمهوری سال 1384 نشان داده شده است ، به خاطر نگرانی نسبت به آینده کشور تصمیم گرفته ام تمام سرمایه ی سیاسی خود را درمعرض رقابت با رقیبی قرار دهم که خود درمنصب اجرا ( باتمام امکانات آن ) است ومسئولان نهاد های نظارتی نیز ازاینکه علاقه مندی خود را به او علناً اظهار کنند ابایی ندارند . تصور من این است که آنچه به دست آورده ام ازمردم بوده و این تصمیم سختی نیست که در شرایط دشواری که بر زندگی مردم وتمشیت امور کشور حاکم شده ، این سرمایه را صرف بهبود امور جامعه نمایم .

زندگی سیاسی

او در سال ۱۳۵۸، در انتخابات نخستین دوره مجلس شورای اسلامی شرکت کرد و به عنوان نماینده زادگاهش الیگودرز، وارد این مجلس شد.

وی در دور دوم، خود را از تهران کاندید کرد و توانست به مقام نایب رئیسی مجلس دست یابد.

مجمع روحانیون مبارز

کروبی از افرادی بود که همچون موسوی خوئینی‌ها و محمد خاتمی ، با انشعاب از جامعه روحانیت مبارز، به تشکیلات جدید التاسیس مجمع روحانیون مبارز پیوست.

مجمع روحانیون، بر خلاف جامعه روحانیت، طرفدار اقتصاد دولتی بود و نظریاتی چپ‌گرایانه‌تر داشت.

دوره چهارم مجلس شورای اسلامی، بر خلاف دور سوم، به کنترل جناح راستگرای محافظه‌کار درآمد و طیف همراه مهدی کروبی، در این دوره، در اقلیت قرار گرفتند.

دوران اصلاحات

با پیروزی اصلاح طلبان در هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران و انتخاب محمد خاتمی، بخت مهدی کروبی برای بازگشت به سیاست باز شد.

او پس از انتخابات سال ۱۳۷۸ خورشیدی، دوباره وارد مجلس شورای اسلامی شد و این بار نیز، ریاست مجلس را به عهده گرفت.

 نامزد ریاست جمهوری

مهدی کروبی در انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۴ به رقابت با هاشمی رفسنجانی، احمدی‌نژاد، معین، قالیباف، لاریجانی و دیگران پرداخت. در نخستین دور انتخابات، از رده خارج شد. او نسبت به شمارش آرا اعتراض داشت و در اقدامی اعتراضی یک‌شبه از تمام منصب‌های حکومتی کنار رفت و از مجمع روحانیون مبارز نیز خارج شد تا مقدمات تشکیل یک حزب را فراهم کند. هاشمی رفسنجانی و مصطفی معین نیز نسبت به این دوره از انتخابات اعتراض داشتند. در این دوره از انتخابات، از میان هشت نامزد، محمود احمدی نژاد در دور دوم به ریاست جمهوری رسید.

دیگر وظایف

حجت الاسلام مهدی کروبی، در سال ۱۳۵۸ خورشیدی، به فرمان آیت الله خمینی رهبر جمهوری اسلامی، بنیاد شهید انقلاب اسلامی را تأسیس کرد.

او همچنین در سال ۱۳۶۴ خورشیدی، سرپرستی امور حجاج ایرانی را با فرمان آیت الله خمینی به دست گرفت.

مهدی کروبی همچنین از اعضای شورای بازنگری قانون اساسی ایران در دهه ۱۳۶۰ بود.

 حزب اعتماد ملی

نوشتار اصلی: حزب اعتماد ملی

مهدی کروبی پس از شسکت در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ خورشیدی، ، از دبیری مجمع روحانیون مبارزه کناره گیری کرد و حزب تازه‌ای به نام حزب اعتماد ملی تأسیس کرد.

 تلویزیون صبا

نوشتار اصلی: تلویزیون صبا

مهدی کروبی در سال ۱۳۸۴ اعلام کرد که قصد دارد یک تلویزیون ماهواره‌ای به نام صبا راه اندازی کند.

او در حالی از تأسیس یک تلویزیون خصوصی سخن می‌گفت، که بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تشکیل و راه اندازی رسانه‌های دیداری و شنیداری، در انحصار دولت است.

مهدی کروبی، بهروز افخمی فیلمساز نامدار ایرانی را، برای سرپرستی امور مربوط به تلویزیون ماهواره‌ای صبا انتخاب کرد.

بهروز افخمی به رادیو فارسی بی بی سی گفته بود که تلویزیون صبا، بر اساس مشی انتخابات اعلام شده مهدی کروبی و به شیوه تلویزیون‌های بی بی سی، الجزیره و العربیه کار خواهد کرد.

از آنجایی که قوانین جمهوری اسلامی، اجازه تأسیس تلویزیون خصوصی را به کسی نمی‌داد، دست اندرکاران راه اندازی تلویزیون صبا، اعلام کردند که برنامه‌های خود را از شهر دوبی پخش خواهند کرد.

آنها ابتدا اعلام کردند که این تلویزیون در میانه سال ۱۳۸۴ هم‌زمان با عید فطر آغاز به کار خوهد کرد، اما این موعد، به شب یلدای همان سال به تاخیر افتاد و باز هم صبا موفق به آغاز برنامه‌های خود نشد.

بهروز افخمی در مصاحبه‌ای به بی بی سی گفته بود که فردی که نوارهای برنامه‌های ضبط شده تلویزیون صبا را به دوبی منتقل می‌کرد، «هنگام پیاده شدن از هواپیما در فرودگاه دوبی با مأموران امنیت پرواز ایرانی در داخل هواپیما مواجه می‌شود که مانع از پیاده شدن او شده و به وی می‌گویند که باید نوار را به آنها تحویل دهد».

بهروز افخمی چندی بعد با ارسال نامه‌ای به علی لاریجانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی ایران، اعلام کرد که به خاطر موضع گیری‌های این شورا، تلویزیون صبا، پیش از آغاز به کار، فعالیت خود را به طور موقت تعطیل می‌کند.

 انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸

مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی در روز ۲۱ مهر ۱۳۸۷ به طور رسمی نامزدی خود را برای انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ ایران اعلام کرد.

   
با اطلاع از نقاط ضعف و قوت و آگاهی از شرایط موجود و با توجه به اینکه چندین سال است در قدرت نبوده‌‏ایم، با یاری خدا و به عشق نظام، کشور،منافع ملی و مردم آمادگی خود را برای حضور در دهمین انتخابات ریاست جمهوری اعلام می‌‏کنم.۱


مهدی کروبی اهم برنامه‌های خود را مسائل اقتصادی و مسائل سیاست داخلی است، مثل دفاع از آزادی مشروع مردم و حقوق آن‌ها اعلام داشته‌است



نظرات() 
نوع مطلب : بیوگرافی 

تاریخ:پنجشنبه 14 خرداد 1388-12:15 ب.ظ

نویسنده :سعید کریمی مقدم

میر حسین موسوی

میر حسین موسوی کیست؟




مهندس میر حسین موسوی خامنه ای پنجمین نخست وزیر جمهوری اسلامی است. او پس از محمد رضا مهدوی کنی که در پی شهادت رجایی و باهنر به سمت نخست وزیری توسط امام (ره) منصوب شده بود، به نخست وزیری انتخاب گردید و در دوران جنگ نخست وزیر ایران بود. او متولد 1320 در خامنه است و در سال 1348 از دانشگاه ملی آن زمان شهید بهشتی کنونی در رشته معماری کارشناسی ارشد دریافت داشته است و از سال 1358 تا کنون عضو شورای انقلاب فرهنگی است. مهندس میر حسین موسوی در طول سال‌های حضور خود در عرصه سیاست به عنوان نخست‌وزیر، وزیر امور خارجه،‌ عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و... به فعالیت پرداخت اما از سال ۱۳۷۷ با بر عهده گرفتن ریاست فرهنگستان هنر به فعالیت در این حوزه مشغول شد.

تحصیلات

کارشناسی ارشد معماری و شهرسازی دانشگاه ملی سابق (شهید بهشتی)؛ تاریخ اخذ ۱۳۴۸
مطالعهٔ معماری سنتی / تخصص هنری: اصول اربعهٔ معماری سنتی، طرح مساجد

 

تصویرهایی از نماهای طراحی شده توسط میر حسین موسوی

 

 

کارهای هنری او بخصوص در زمینه نقاش دارای کارهای برجسته ای است هر چند که نماد شهدای هفتم تیر را نیز او طراحی کرده است، به همین مناسبت ریاست فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی را نیز بر عهده دارد. همسر او زهرا رهنورد ریاست دانشگاه الزهرا را به عهده داشت او دانش آموخته علوم سیاسی است با این همه او نیز در عالم هنر دستی دارد تندیس "نرگس عاشقان" ساخته اوست که در میدان مادر (محسنی) در تهران نصب است.

مهندس موسوی در زمان ریاست جمهوری حضرت آیت الله خامنه‌ای ،  به نخست وزیری رسید. او همچنین عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی و مدیر مسوول ارگان این حزب بوده است. با نزدیک شدن به انتخابات دوم خرداد ،  اصلاح طلبان امروزی به فکر حضور بزرگ در انتخابات افتادند. به همین دلیل بلافاصله سران جناح چپ به سراغ میر حسین موسوی رفتند.

رایزنی‌های ایشان با کارشناسان سیاسی ادامه داشت و امیدواری نزد جناح مذکور به بالاترین حد خود رسیده بود (که حتی روزنامهٔ سلام ،  موسوی را نامزد جناح چپ معرفی کرد) ،  که ناگهان در پاییـز ۷۵موسوی با انتشار بیانیه‌ای انصراف خود را از نامزدی انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد،  که در این ارتباط نقل می‌شود که وی چند روز قبل ازانتشار آن بیانیه ،  با دوستان صمیمی خود مشورت‌های آخر را انجام داده و همان مشاوره ایشان را منصرف می‌کند.و بعد از آن به دنبال جانشین موسوی به سراغ خاتمی کم شهرت آن زمان می‌روند که وقت بسیار کمی برای جناحی که از حاکمیت خارج بود و باید به طور گسترده تبلیغات می‌کرد،  ایجاد شده بود و ازآن طرف هم کمبود امکانات مالی و نداشتن رسانهٔ فراگیر (به جز روزنامه سلام که در سال ۷۸ توقیف شد)،  همه را به پیش بینی شکست نمایندهٔ کم شهرت (به نسبت موسوی) جناح چپ ،  سوق می‌داد که شکست بزرگ جناح راست که قصد یک دست کردن حاکمیت را داشتند،  را باعث شد. همین حکایت دعوت گسترده از مهندس موسوی در انتخابات ۸۴ هم تکرار شد که باز هم مهندس موسوی از نامزدی سر باز زد و از حضور ملت ایران عذر خواست.

نقش میر حسین موسوی در قدرتمند شدن فرهنگستان هنر به اندازه‌ای است که این نهاد حتی از مرکز هنرهای تجسمی وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی نیز فعالیت‌های بیشتر و گسترده‌تری را انجام داده است اما حضور او در بیشتر این رویدادها به عنوان یک هنرمند رقم می‌خورد. چنانکه به نظر می‌رسد او بیشتر ترجیح می‌دهد دوران بازنشستگی زودرس خود را با نام یک نقاش یا معمار سپری کند و نه حتی یک مدیر فرهنگی.

از فعالیت های هنری و علمی او می توان از شرکت در یازده نمایشگاه نقاشی انفرادی و جمعی، طراحی برای دانشگاه شاهد، طراحی گلستان شهدای اصفهان، طراحی بنای یادبود شهید خرازی، طراحی مجموعه فرهنگی - تجاری بین الحرمین در شیراز، طراحی مسجد سلمان فارسی برای نهاد ریاست جمهوری، طراحی مرکز مطالعات استراتژیک نام برد.

مهندس میر حسین موسوی در بیانیه تقدیر از هشت سال تلاش دولت حجت‌الاسلام والمسلمین خاتمی كه آن را در اختیار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) قرار داده، خاتمی و دوران هشت ساله‌ی دولت او را چنین توصیف می‌كند: «هشت سال دوران ریاست جمهوری فرزند فاضل، با تقوا و متعهد حضرت امام خمینی(ره) برادر عزیزمان جناب حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی به پایان خود نزدیك می‌شود و لبخندهای شیرین در این روزها خبر از آن می‌دهد كه زخم‌های بی‌شماری كه در طی این مدت به آن جان عزیز وارد شد به همین زودی و پیش از به اتمام رسیدن دوران خدمتش التیام یافته است. رنجی كه برای خداوند پذیرفته شود، میوه‌های شیرین خواهد داد و هر قدر كه ایمان به فضل الهی بیشتر باشد، این میوه‌ها زودتر به بار می‌رسند. قدردانی از دستاوردهای بزرگی كه دولت خاتمی در طی این هشت سال داشته است، وظیفه‌ای صرفا اخلاقی نیست تا از خدمات بی‌شائبه‌ی برادری مخلص و بی‌ادعا سپاسگزاری شده باشد، بلكه هم‌چنین برای آن است تا آیندگان قدر آن‌چه با خون دل بسیار فراهم آمده است، بدانند و آن را به راحتی از دست ندهند.

وی در مراسم بزرگداشت آیت اله شهید بهشتی در سال 1386 گفته است: یک نقاش برجسته فرنگی که در دو سه دهه اخیر در فضای هنری غرب بسیار تأثیرگذار بوده یکسری نقاشی دارد که از شخصیت‌های مختلف به تصویر کشیده است، این نقاشی‌ها ابتدا بدین صورت است که تصویری از یک شخصیت می‌گیرد و یا انتخاب می‌کند. این تصویر در متن یک حادثه و اتفاق است که به خوبی واقعیت و اهمیت و رابطه آن شخص در محیط سیاسی، اجتماعی را به نمایش می‌گذارد، بعد این نقاش می‌آید از این تصویر اصلی با یک فیلتر یک کپی بر می‌دارد، سپس از آن کپی، کپی‌های دیگری گرفته می‌شود. و ی افزود : مثلاً به ده یا بیست کپی که رسید، آنها را در کنار هم قرار می‌دهد، درنهایت وقتی شما این تصاویر را در مجموع کنار هم قرار می‌دهید نشان‌دهندة‌ این مسئله است که تصویر آخری از تصویر واقعی از عکس اولیه به کلی فاصله گرفته است و فضای واقعی آن عکس اصلی می‌باشد. موسوی گفت : به قول امروزی‌ها یک شکل هنری که هیچ ربطی به واقعیت بیرونی ندارد و درواقع هیچ رابطه‌ای با واقعیت امروزی در جامعه آنها ندارند. این نقاش برای اینکه به خوبی هدف خودش را نشان دهد، در مورد چند چهره این موضوع را امتحان کرده است. همچنین او در مورد اشیایی که مورد معامله و تجارت نیز قرار می‌گیرد این سبک را اجرا نموده است. و ی با اشاره به اینکه بعضاً از یک جعبه بیسکویت یک عکس کامپیوتری گرفته و بدین شکلی که عرض کردم کپی تهیه شده و سپس آنها را در کنار هم قرار داده است گفت : این مجموعه عکس تبدیل به یک نقاشی شده که با تغییر نشانه‌های هنری و زیباشناسی ارتباط برقرار می‌کند. ولی دیگر ارتباطی به غذا و ایجاد فضایی برای انسان که راهنمایی برای استفاده از این مواد غذایی باشد و یا مشخصات این کالا را معرفی کند، ندارد. وی در ادامه افزود : آن چیزی که ما در رابطه با شخصیت‌های تاریخی و مؤثر و همچنین شخصیت‌های سیاسی و مؤثر در ابتدای انقلاب اسلامی داشتیم بی‌شباهت به تمثیلی که نقاش مورد اشاره دارد، نمی‌باشد. من فکر می‌کردم در رابطه با بزرگداشت هفتم تیر و شخصیت بزرگوار آن حادثه یعنی شهید بهشتی، تصویری که ما در سال 1361 برای بزرگداشت ایشان داشتیم و در سال‌های 62 و 63 تا الان داشتیم سال به سال فرق کرده است. رییس فرهنگستان هنر گفت : به نظر می‌رسد قدرت ما برای فهم آنچه باعث بروز چهره‌ای درخشان چون شهید بهشتی و دیگر یارانش بوده است به علت فاصله گرفتن نظام ارزشی جدید، پیش‌داوری‌های که به دنبال این فضاهای جدید و اتفاقات گوناگونی که حادث شده واقعاً دشوار شده است. لذا اندیشیدن به این مسئله بسیار مهم است، این سرنوشت غلط نه ربطی به چهره شهیدبهشتی دارد و نه به قانون اساسی مربوط می‌شود.

از خواندن نوشته های او و دیدن کارهای هنری ساخته شده توسط او بیشتر می توان او را شناخت تا از قضاوت در مورد دوران نخست وزیری اش چرا که او نیز چون هر انسان دیگری در حال تغییر و تکامل است


فعالیت‌های علمی و هنری

- شرکت در یازده نمایشگاه نقاشی انفرادی و جمعی: برای مثال، در تالار قندریز موزهٔ هنرهای معاصر، نگارخانهٔ نیاوران و ...
- طراحی صحن جدید امام خمینی در حرم حضرت فاطمه معصومه(س) در قم.
- طراحی برای دانشگاه شاهد
- طراحی گلستان شهدای اصفهان
- طراحی بنای یادبود شهید خرازی
- طراحی مجموعه فرهنگی - تجاری بین الحرمین در شیراز
- طراحی مسجد سلمان فارسی برای نهاد ریاست جمهوری
- طراحی مرکز مطالعات استراتژیک
- طراحی مجموعهٔ کانون توحید، تهران
- طراحی سازمان مرکزی آب و فاضلاب
- طراحی بنای یادبود شهدای هفتم تیر



سوابق شغلی

  • مدرس دانشگاه ملی (شهید بهشتی) سال ۱۳۵۳ - ۱۳۵۴
  • استادیار دانشگاه ملی (شهید بهشتی) سال ۱۳۵۴ - ۱۳۵۶
  • عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی از سال ۱۳۵۷ - ۱۳۶۰
  • رئیس دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی۱۳۵۸
  • دبیر و مدیر مسؤول روزنامه جمهوری اسلامی
  • وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران
  • نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۶۰ - ۱۳۶۸
  • مشاور سیاسی رئیس جمهور
  • عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام از سال ۱۳۶۸
  • استادیار علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس ۱۳۶۸ - ۱۳۷۶
  • مشاور عالی رییس جمهور از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴
  • رئیس فرهنگستان هنر ایران از سال ۱۳۷۸ تاکنون

 



نظرات() 
نوع مطلب : بیوگرافی 

تاریخ:چهارشنبه 13 خرداد 1388-09:48 ب.ظ

نویسنده :سعید کریمی مقدم

لیندا کیانی

 

چی شد وارد هنر و بازیگری شدید؟

-من دوره ی بازیگری رفتم پیش اقای شریفی نیا و خانم حاجیان که بعد اقای شریفی نیا من رو به اقای بهرامیان معرفی کردند

تحصیلاتتون در چه زمینه ای بود؟

-فوق لیسانس فلسفه دارم

فلسفه چه ربطی داره به بازیگری؟

-جفتش هنره

شما تو کدومش هنرمندترین؟

-این از اون سوالهای سخته ها.........اینو اخر جواب میدم

(ایشون لطف کردند و اخر هم این سوال رو جواب ندادند)

حالا چرا رفتید سراغ فلسفه؟

-من عاشق بازیگری بودم اما نتونستم توی هنرستان برم بازیگری ترجیح دادم فلسفه بخوانم و بعدا" بازیگری را دنبال کنم

به بازیگری علاقه مندید!چی داره این هنر و بازیگری که همه علاقه مندش هستند؟

-بالاخره جذابیت داره.........این ها رو باید بعدا" جواب بدم سوال های اسون بپرس

سوال اسان؟!یک بیوگرافی از خودتون بگید؟

-گفتم فوق لیسانیس فلسفه متولد23/شهریور/1359

قبل از اینکه بیاید سراغ بازیگری یه رویایی از بازیگری در ذهنتون ساخته بودید الان که وارد این عرصه شدید اون تصورات به همون شکل به واقعیت پیوست؟

-حتی بهتر هم بود.......تنها چیزی که تو زندگی من رو راضی میکنه همین بازیگری

یعنی همین اندازه کافیه؟

-به معلومه که نه من تازه اول کارم

اخر کار کجاست؟

-حالا هروقت رسیدم میگم

خب به کجا میخواهید برسید؟هدفتون چیه؟

-بالاخره هر کی میخواهد در کارش بهترین باشه

بهترین درجه اش هالیووده؟

-من توی ایرانم

سیمرغ بلورین؟

-از زبان من ننویس سیمرغ بلورین ولی سیمرغ بلورین برای هرکی ارزوئه

بریم سراغ ساعت شنی......وقتی اقای شریفی نیا این نقش رو به شما پیشنهاد دادند کس دیگری هم در ان اموزشگاه کاندید بود؟

-حدود یک سال از خروج من از اموزشگاه گذشته بود که اقای شریفی نیا به من لطف کردند و این نقش رو پیشنهاد دادند

شما براتون مهم بود که چه طوری وارد سینما بشید یا فقط میخواستید یک جوری وارد بشید؟

-بله برام مهم بود من حتی خیلی نقش ها قبل از اون حتی توی سینما از ادم خیلی معروفی هم بهم پیشنهاد شد و چون نقش فرعی بود من قبول نکردم

الان نقشتون در روز حسرت هم خیلی زیاد نیست؟

-این نقش درسته کوتاهه اما از نقش های اصلی سریاله و تاثیر گذاره

بله و خیلی هم خوب دراومده......حالا چی شد بعد از مهتاب ساعت شنی با اون شخصیت اومدید سر معصومه روزحسرت با 180 درجه تفاوت؟

-فکر کنم چهره ی معصومم خیلی کمک کرد.........حتی در فیلم ساعت شنی یکی از مشکلات کارگردان این بود که چهره ی من به نقش نمیخورد

حالا شما چه کار کردید که اون چهره اون طور که میخواستند در اومد؟

-یک بازیگر که نباید فقط یک نقش رو بازی کنه.......یک بازیگر اولین نقش رو که بازی میکنه با هر چهره ای در هر نقشی برای مردم جا میفته و قابل درکه اما در نقش های بعدی که براشون سخت اون بازیگر رو با شخصیت های مختلف ببینند

اولین جرقه برای بازیگری کی زده شد؟

-هشت سالم بود........یک روز توی خیابون یک گروه فیلمبرداری اومدند و از عکس و فیلم گرفتند که من و ببرند برای فیلم که بعد ما از اون خونه رفتیم و دیگه نشد و از اون به بعد بود که فکر کردم چقدر علاقه مندم به بازیگری

وقتی حضورتون در عرصه ی بازیگری جدی تر شد نظر خانواده تون چی بود؟چون الان اکثر خانواده ها مخالف بازیگر شدن بچه هاشون علی الخصوص دخترانشون هستند؟

-نه خانواده ی من خیلی زیاد مخالف نبودند

حالا واقعا" سینمای ایران ترسناک و یا ابتذال داره؟

-اصلا" ابتذال ربطی به سینما نداره.......و این روابط هر جا هست و در جامعه وجود داره ولی چون هنرمندان خیلی توی چشم ترند بیشتر به چشم می ایند

حجاب در سینمای باعث نشان دادن قدرت بازیگر زن ایرانی میشه یا جلوی پیشرفتش رو میگیره؟

-من خودم اصلا" بدون حجاب دیگه نمیتونم کاری رو انجام بدهم و  واقعا" بهش عادت کردم

لیندا کیانی دو شخصیت رو تا به حال بازی کرده خودش شبیه کدوم شخصیت بیشتر؟

-هیچ کدوم یک حد وسطی موجوده

شما کدوم شخصیت رو بیشتر دوست دارید؟

-شخصیت معصومه رو بیشتر دوست داشتم اما نقش مهتاب رو بیشتر پسندیدم

شما نقدهایی رو که در مورد سریال های امسال ماه رمضان نوشته شده رو خوندید که میگن اصولا" سریال ها هیچ ربطی به ماه رمضان ندارد و خیلی هم بد اموزی دارد؟

-فیلم روز حسرت کاملا" موضوعش فرق داره و قراره که تغییر کنه و به ماه رمضان هم ربط پیدا میکند

شما بازیگری رو به عنوان شغل میبینید یا علاقه؟

-علاقه چون برای شغل هیچ تضمینی نداره

حالا یک موضوعی است که می گویند اگه کاری رو که انجام میدهید دغدغه ات بشه تمام فکرت به سمتش باشه میتونی توی اون کار موفق بشی اما اگه دل مشغولی های دیگری هم داشته باشی نمیتونی در اون کار پیشرفت کنی؟

-حتما" همین طوری هست ولی بازهم نمیشه اصلا" رویش حساب کرد

حالا شما به جز بازیگری به شغل دیگه ای فکر میکنید؟

-راستش و بخواهی یه مدتیه میخواهم معلمی کنم اما نه توی دبستان

سینما یا تلویزیون؟

-راستش بیشتر دوست دار سینما بروم

چرا سینما قابل قبول تر از تلویزیون است و بازیگرها روی سینما بیشتر دید دارند؟

-می ترسند بیایند تلویزیون و کمی دم دست تر بشوند

یعنی به نظر شما اقای قریبیان و خانم بایگان که وارد تلویزیون شدند دیگه کارگردان ها روی اونها به عنوان بازیگر سینمایی کمتر حساب می کنند؟

-خب اونها با بازیگران فعلی خیلی فرق دارند

شما کدوم فیلم رو می پسندید؟فیلمی که مخاطب می پسنده یا فیلمی که منتقد میپسنده؟

-این رو جواب نمی دهم......ولی هر دو نوع فیلم لازم است و جفتش خوبه

اما الان جفتش رو باهم نداریم یا فیلم گیشه داریم یا فیلم منتقد پسند؟

-خب دیگه ولی اگه باهم باشه خوبه.......مردم الان دنبال این هستند که بروند سینما و یک سوژه رو ببیند و بخندند

پس سینما یک هنر نیست یک تفریحه؟

-خب جفتش لازمه دیگه هم فرزند خاک برای گروه منتقدان و هم فیلم های گیشه برای مردم

حالا که بحث رفت سر فیلم های گیشه نظرتون راجع به دستمزدهای بالای بازیگران چیه؟که اون وقت سینما میشه یک تجارت که به یک بازیگر یک مبلغ هنگفتی بدهیم و در عوض فیلممون بفروشه؟

-خب این خیلی هم خوبه

اما هیچ جای دنیا صرفا" به خاطر بازیگر فیلم نمیفروشد

-حتی اگر این طور هم بشود خوبه سینمای ما نیاز به فروش دارد

خودتون اگر یک زمانی به جایی برسید که همه به خاطر شما فیلم ببینند ایا دست مزد بالا طلب میکنید؟

-چرا که نه؟

پس الان حرف خودتون رو که گفتید سینما عشق و علاقه است رو نقض کردید؟

-نه من میگم این خوبه اون هم خوبه

اولین دلیل انتخاب فیلمتون چیست؟

-از چه نظر

شما گفتید من کلی فیلمنامه رد کردم؟

-اره ولی در اون حد نبود چون فیلمنامه ی خوبی نداشت یا کارگردان و یا بازیگران مقابلم مورد تایید نبودند

کار کردن با اقای مقدم با تجربه راحت تر بود یا اقای بهرامیان جوان؟

-کار با اقای بهرامیان خیلی سخت بودن چون اولا" اینکه من کار اولم بود و بعد اینکه میزانسن های اقای بهرامیان خیلی سخت بودن کار با اقایمقدم هم اولش کمی سخت بود اما کم کم هماهنگ شدیم و از عوامل هر دو گروه یاد گرفتم

شما برای اینکه بازیگر بشید پول هم دادید؟

-نه پول ندادم پول هم نگرفتم

بازیگرها اول پولدارن بعد بازیگر میشن یا اول بازیگر میشن بعد پولدار میشن؟

-فکر نمیکنم کسی از قبال بازیگری پولدار بشه

نظرتون در مورد پارتی چیه؟

-نه به اون طور که شما فکر میکنید اما همین که ادم رو بشناسند خوبه

شما پارتی داشتید؟

-من رو اقای شریفی نیا شناخت و بعد بازیگر کرد حالا میخوای اسمش رو بذار بازیگری یا هر چیز دیگه

نه شما واقعا" حقتون بیشتر از اینهاست...بعد از ساعت شنی همه معتقد بودند که این فیلم یک سکوی پرتاب برای شما و خانم شریفی نیا و بقیه بازیگران جوان سریال است...........به نظر خودتون این طور بود؟

-ساعت شنی انقدر بد پخش شد و نا منظم پخش شد و سانسور شد که ما اصلا" راضی نبودیم

این سانسوریها از کجا میاد؟مگه قبل از پخش و یا ساخت فیلم کسی روی اونها نظارت نمیکند؟

-من واقعا" نمیدونم چه اتفاقاتی میفته

در کار روز حسرت سرعت ضبط کار بالا بود برای شما که یک بازیگر تازه وارد هستید سخت نبود؟

-برای همه سخت بود اما من دوست داشتم چون ادم عجولی هستم

خانم مهتاب نصیرپور اضافه شدنش در کار چه کمکی به شما کرد؟

-خیلی به من کمک کردند از وقتی که ایشون امدند من کلا" بازی م عوض شد

شما توی این فیلم یک نقش خاص داشتید و فقط باید با صورت بازی میکردید و این خیلی سخت بود چه طور تونستید انقدر خوب این نقش روایفا کنید؟

-هم خانم نصیر پور و هم اقای مقدم خیلی بهم کمک کردند و هم اینکه چند فیلم به همین سبک دیدم

یک اتفاق عجیب در سینمای ایران افتاد که خانم گلشیفته فراهانی در هالیوود یک فیلم خوب بازی کردند اول همه خوشحال شدند ولی بعد شایعاتی در خصوص ممنوعالکار و ممنوع الخروج شدن ایشون شنیده شد بعد وقتی ایشون رفتند و گفتند که دیگه به ایران برنمیگردند همه گفتند نه بازی ایشون خیلی هم خوب بوده حالا نظر شما در این مورد چیه؟

-من به خانم فراهانی افرین میگم

ولی حالا که گفتند میروند و نمی ایند؟

-قطعا" جاش اینجا خالیه اگر یک ورزشکار بود و این کار رو میکرد خیلی هم تشویقش میکردند

ایا حقش این برخورد بود؟

-اصلا" ایشون حق دارند که خودشون راه خودشون رو انتخاب کنند.........حتما" گلی بهترین راه رو انتخاب کرده

خود شما چطور اون وراب حاضرید بی حجاب بازی کنید؟

-من اگه اون ور اب بازی کنم هیچ وقت بدون حجاب بازی نمیکنم چون نمیخوام پلهای پشت سرم رو خراب کنم

کار تبلیغاتی انجام می دهید؟

-اره چرا که نه....ولی بستگی به اول اعتبار کالا و بعد پولش دارد

حالا شما می پسندید که اسم و چهره ی یک بازیگر باعث فروش یک کالا بشه؟

-اون باعث فروش نمیشه باعث میشه که اون کالا بیشتر به چشم بیاد و دیده بشود

نظرت راجع به اسامی زیر:

محمدرضا شریفی نیا:دیونیزوس(یکی از خدایان یونانی-خدای شراب)

بهرام بهرامیان:بزرگ و بخشنده

سیروس مقدم:زیرک و توانا

مهراوه شریفی نیا:مثل یک معلم

مهتاب نصیرپور:پر و قادر

لیندا کیانی: (ایشون لطف کردند و این سوال رو هم پاسخ ندادند)

لیندا کیانی

لیندا کیانی

لیندا کیانی

لیندا کیانی

لیندا کیانی

لیندا کیانی

لیندا کیانی

لیندا کیانی

لیندا کیانی

لیندا کیانی

لیندا کیانی

لیندا کیانی

لیندا کیانی

 



نظرات() 
نوع مطلب : بیوگرافی 

تاریخ:چهارشنبه 13 خرداد 1388-07:27 ب.ظ

نویسنده :سعید کریمی مقدم

خاله شادونه

 

خاله شادونه به خاطر صدای كودكانه‌اش و صداقتی كه در كلامش وجود دارد، خیلی زود در دل بچه‌ها جا باز كرد، او برای اینكه كودك درونش همیشه سرزنده باشد، دائم كتاب‌های ویژه كودكان را می‌خواند و سعی می‌كند تمام وقتش را با آنها سپری كند، او عاشق بچه‌هاست و به نظرش بچه‌ها پاك‌ترین موجوداتی هستند كه خداوند آفریده... با ملیكا زارعی خواهر كوچك‌تر مریلا گفتگویی انجام دادیم كه می‌دانیم خواندنش، هم برای شما جالب است و هم برای فرزندان‌تان...


دانشجوی حقوق
در اردیبهشت سال 1364 به دنیا آمدم، دانشجوی رشته حقوق قضایی و ساكن تهران هستم.

و خواهر کوچکتر مریلا زارعی


ورود به عرصه هنر
فعالیتم را زمانی كه كلاس سوم دبستان بودم با اجرا در برنامه تازه‌ها از شبكه دو آغاز كردم و سال 81 یك سكانس را در سریال «دوران سركشی» بازی كردم، زمانی كه در سریال «مهر خاموش» بازی داشتم با كنكور دست و پنجه نرم می‌كردم، پس از ورود به دانشگاه در سال 83 به عنوان مجری «در باغ شادونه» كارم را آغاز كردم.


عروسك‌های من
وقتی بچه بودم، خیلی اهل شیطنت نبودم و بچه حرف گوش‌كن و آرومی بودم. خیلی خوب بلد بودم كه سرم رو گرم كنم و به تنهایی با خودم بازی كنم، بیشتر وقتم رو با عروسك‌هام پر می‌كردم، محبوب‌ترین بازی كودكی‌ام هم خاله‌بازی بود، خیلی از بچه‌ها براشون سوال بود كه من چطور در تنهایی با خودم بازی می‌كنم و حوصله‌ام سر نمی‌رود، هر چند كه من و مریلا به خاطر اختلاف سنی‌مون همبازی هم نبودیم ولی اون به عنوان خواهر بزرگ‌تر همیشه هوامو داشت...
قشنگ‌ترین شیطنت بچگی
وقتی بچه بودم، عاشق كاغذ كادو بودم به همین خاطر وقتی مراسم تولدی برگزار می‌شد، همه كاغذ كادوهارو جمع می‌كردم و با اون‌ها بازی می‌كردم، علاقه عجیب به كاغذ كادو و تلاش برای جمع كردنشون برای خودم خیلی جالب است.
محبوب‌های من
در اون دوران به اجرای خانم الهه رضایی و خامنه‌ای خیلی علاقه‌مند بودم یادمه حرف‌های این دو عزیز رو موبه‌مو اجرا می‌كردم، از بین كارتون‌‌ها هم به مدرسه والت، خانواده دكتر ارنست و ایكیوسان علاقه زیادی داشتم یادمه در این كارتون یك زنگ تفریح پخش می‌شد در یكی از همین زنگ تفریح‌‌ها روی یك كاغذ تصویر یك قورباغه كشیده بودند و رویش یك پارچه انداختند و پس از چند لحظه آن نقاشی تبدیل به قورباغه شد، من هم این كار رو تو خونه انجام دادم و زمانی كه دیدم نقاشی‌ام به قورباغه تبدیل نشد با وجود گریه كردم! چند روز هم اصلا نمی‌تونستم این كارتون رو تماشا كنم! احساس می‌كردم به من دروغ گفتند و... آخه بچه‌ها فرق دروغ و صداقت رو به خوبی می‌فهمند.


خاله شادونه
من قبل از این برنامه رابطه خوبی با بچه‌ها داشتم اما مثل الان به بچه‌ها فكر نمی‌كردم، وقتی می‌‌خواستم اجرای خاله شادونه‌رو بپذیرم، سعی كردم از تجربه خواهرم و دوستانش و البته آقای علیپور استفاده كنم مریلا به من گفت: سعی كن دائم با بچه‌ها ارتباط داشته باشی و خودت رو درگیر اونها كنی تا از این طریق به علایق آنها پی ببری، آقای علیپور هم به من گفت كه سعی كن با بچه‌ها به زبان خودشون ارتباط برقرار كنی... حرف‌های این دو دوست ملكه ذهن من شد و باعث شد كه من خیلی زودتر به شادونه برسم، شادونه به معنای پیام‌آور شادی، صلح و دوستی است.
مهمونی دلچسب
در پشت دوربین و زمانی كه پذیرای بچه‌ها هستیم هم به اندازه زمانی كه جلوی دوربین هستیم به ما خوش می‌گذرد. من قبل از ضبط با بچه‌ها بازی می‌كنم و با اون‌ها كلی حرف می‌زنم تا اون‌ها احساس غریبگی نكنند. یادمه زمستون سال گذشته وقتی برف سنگینی می‌بارید، به خاطر ترافیك سنگین و اینكه بعضی از عوامل دیر سر صحنه رسیدند و ضبط به تاخیر افتاد و از آنجا كه حوصله بچه‌ها سر نرود، از مادرشان خواستم كه آنها را خوب بپوشانند تا با آنها به حیاط بروم و برف‌بازی كنم، من ساعت‌ها با بچه‌ها بازی كردم و لذتی كه در آن بازی من و بچه‌ها بردیم وصف ناشدنی بود، من دلم می‌خواد بچه‌ها زمانی كه من را می‌بینند دقیقا همان چیزی باشم كه در ذهن‌شان است.
خسته نمی‌شم
خیلی‌ها ازم می‌پرسند از اینكه دائم مجبوری وقتت را با بچه‌ها بگذرانی و حتی در مهمانی بزرگسالان هم باید كنار بچه‌ها باشی خسته نمی‌شوی، من هم در جوابشون می‌گویم نه... وقتی می‌بینم اونها با همه صداقت بچگانه‌شان من را دوست دارند نسبت به آنها احساس وظیفه می‌كنم. اونها انتظار دارند خاله شادونه تحت هر شرایطی بهشون محبت كنه، گاهی وقت‌ها هم كه در مهمانی‌های خانوادگی حواسم به بچه‌ها نیست، مادرم می‌گوید ملیكا‌جون حواست به فلان بچه باشه و بهش توجه كن...
بازیگری
به نظر من، هر كس در كاری استعداد داره، با اینكه من بازیگری رو دوست دارم اما كار كودك رو بیشتر دوست دارم با اینكه پیشنهادات زیادی برای بازی دارم اما هیچ كدوم رو نمی‌پذیرم چون دلم نمی‌خواد بچه‌ها خاله شادونه رو با یك لباس دیگر و در قالب یك بزرگسال جدی ببینند.

 

16 by you.

15 by you.

3 by you.

2 by you.

6 by you.

1 by you.

13 by you.

11 by you.

9 by you.

4 by you.



نظرات() 
نوع مطلب : بیوگرافی 

تاریخ:چهارشنبه 13 خرداد 1388-06:57 ب.ظ

نویسنده :سعید کریمی مقدم

بیوگرافی

 

نام و نام خانوادگی : لیلا بلوكات
تاریخ تولد:
چهارم آذرماه سال 1360
متولد  : تهران

تحصیلات :

واین هم سوال های خبرنگاران از خانم بلوكات:

شنیدیم كه ابتدا قرار بود در نقش زلیخا بازی كنی همین طور است؟

بلوكات:(میخندد)، نه آن طور كه میگویید، اما حكایت اینگونه بود؛ چهار سال پیش كه كار شروع شد، با من تماس گرفتند و از بین 1500 نفری كه برای نقش «زلیخا» آمده بودند و تست دادند، من انتخاب شدم. آن زمان قرار بود «زلیخا» در دو مقطع نشان داده شود، یكی مقطع جوانی و یكی هم مقطع پیری و من برای نقش جوانی زلیخا را انتخاب شدم و نقش پیری زلیخا هم قرار بود شخص دیگری ایفا كند.

 و چه اتفاقی افتاد كه این نقش به كتایون ریاحی سپرده شد؟

بلوكات:یك تصادف باعث شد، البته باید اشاره كنم كه نظر سازندگان هم تغییر كرد و تصمیم گرفتند كسی را بیاورند كه هر دو نقش را بازی كند، اما تصادف من هم تاثیر زیادی در این تصمیمگیری داشت، چرا كه آن تصادف به نوعی بود كه من دو ماه روی ویلچر نشسته بودم به همین خاطر «كتایون ریاحی» انتخاب شد كه انصافا چه انتخاب درستی بود، ایشان الحق از پس نقش «زلیخا» به خوبی برآمدند، به اعتقاد من ایشان بهترین انتخاب برای این نقش بود.

 و بعد چه شد؟

بلوكات:مسافرت مكه برای من پیش آمد، پس از بازگشت از آن سفر، دوباره با من تماس گرفتند و این بار نقش «نفرتیتی» را پیشنهاد دادند، وقتی كه میگویند نقشی قسمت آدم باشد، همین است، اگر زمین و زمان نخواهند باز هم آن كار از آن اوست و هیچ نیرویی نمیتواند جلوی تقدیر را بگیرد. من به قصه حضرت یوسف(ع) علاقه‌‌مند بودم و دوست داشتم در این پروژه بازی كنم. من چندین داستان و فیلم حضرت یوسف(ع) را بررسی كرده بودم و جالب اینكه در همه آنان نفرتیتی حضور داشت، او زنی عاشق خانواده، یكتاپرست و مهربان بود...

 چه چیز این نقش برای شما جالب بود؟

بلوكات:اینكه نفرتیتی و آخناتون بتپرست نبودند، اما نمیدانستند چه چیزی را باید بپرستند تا زمانی كه یوزارسیف به زندگیشان وارد شد و آنها را آگاه كرد.

 در ابراهیم خلیلا... هم حضور داشتید، باز هم نقش تاریخی؟

بلوكات:بله، میگویند چهرهام مناسب شخصیتهای تاریخی است، به همین دلیل معمولا برای كارهای تاریخی انتخاب میشوم، چندین كار تاریخی را در كارنامهام دارم و با توجه به قصه حضرت یوسف در كشور مصر، دوست دارم حتما به این كشور هم سفری داشته باشم. به هر حال مصر یكی از تاریخیترین كشورهای دنیاست و شنیدهام كه جهانگردان زیادی به آنجا میروند.

 و از «نفرتیتی» بیشتر بگویید؟

بلوكات:ابتدا كه قسمت نشد زلیخا را بازی كنم، كمی ناراحت شدم، اما زمانی كه نقش «نفرتیتی» را خواندم، دیدم نقش زیبا و قشنگی است كه جای صحبت دارد... و از این كاراكتر خیلی خوشم آمد. او انسانی یكتاپرست بود و حس كردم میتوانم این نقش را بازی كنم، ضمن اینكه من تا آن زمان در كارهای تاریخی نقش منفی بازی میكردم و حضورم میتوانست یك جریان متفاوت در مسیر حرفهای من باشد... دوست داشتم در یك قالب و نقش مهربان هم بازی كنم.

 و چقدر درباره این سریال و داستان مطالعه داشتید؟

بلوكات:پیش از شروع تصویربرداری سریال یوسف پیامبر(ع)، در زمان پیش تولید، فیلمهایی كه درباره یوسف(ع) در تمامی كشورهای دنیا ساخته شد را دیدم، به ویژه فیلم «سینوهه، طبیب فرعون»  حتی كتابش را هم خوانده بودم مستندی هم درباره شخصیت «نفرتیتی» ساخته شده بود كه آن را هم دیدم. آگاهی از فضای كلی این داستان داشتم، البته در كنارش نباید راهنماییها و هدایتهای كارگردان خوب این سریال آقای سلحشور را هم نادیده گرفت كه كمك شایانی به من كرد.



این «نفرتیتی» كه ما از شما دیدیم، تا چه حد با شخصیت اصلی و مطالعات شما در این سریال شباهت دارد؟

بلوكات:كارگردان میخواست «نفرتیتی» را با یك نگاه مثبت كه حتی گاهی به فرمانروا هم خط میدهد، نشان دهد كه شما به طور حتم در ادامه، تاثیر این شخصیت را بر زندگی حضرت یوسف(ع) هم خواهید دید. در كتب تاریخی هم آمده است كه بین آمن هوتپ چهارم و همسرش، عشق و علاقهای شدید وجود داشته و حتی به علاقه آنان به فرزندانشان هم بسیار اشاره شده است كه البته در این مجموعه زیاد به آن پرداخته نشده است كه البته دلیل موجهی هم دارد، چرا كه داستان این مجموعه به زندگی یوسف پیامبر(ع) میپردازد و قرار نیست خیلی به شخصیتهای دیگر پرداخته شود، اتفاقا من در طول تصویربرداری همیشه به آقای مصطفی زمانی (بازیگر نقش یوسف) میگفتم كه ما همه جمع شدهایم كه شما در نقش یوسف(ع) بازی كنید، این سریال یك داستان قرآنی پیرامون زندگی حضرت یوسف(ع) و سایر شخصیتها زیرمجموعه این داستان عظیم قرآنی است والبته باید بگویم كه نباید از زلیخا هم به سادگی گذشت ، زمانی كه او به خواست خداوند جوان و پس از آن عروس یوسف (ع)میشود.

 در این مجموعه میبینیم كه خیلی ایستاده بازی میكنید، كمی در این باره توضیح دهید؟

بلوكات: البته این نظر من بوده كه با رضایت آقای سلحشور صورت گرفت، ما احساس كردیم كه ملكه مصر باید خیلی خشك و اتو كشیده راه برود، در فیلمهای دیگر هم كه در مورد مصر باستان ساخته شده بود، رفتار ملكه مصر اینگونه بود.

 از این كارهای به روز، آخرین بار در چه فیلمی ایفای نقش كردید؟

بلوكات:سریال «ماه عسل»...

 در اخراجیهای 1، با اینكه حضور داشتید و بازی كردید، اما چه شد كه در فیلم دیده نشدید؟ و حالا در سری دوم هم حضور دارید؟

بلوكات:به علت اینكه مدت زمان آن طولانی شده بود، باید قسمتهایی حذف میشد،و بخشهایی كه من و خانم «مریلا زارعی» به عنوان مجری و خبرنگار، داستان را روایت و شخصیتها را معرفی میكردیم، حذف شد. در اخراجیهای 2، از آنجا كه بازیگران اخراجیهای 1 در سری دوم آن حضور داشتند، از این رو از من هم دعوت كردند تا این بار هم در نقش یك خبرنگار بازی كنم...


 و كار با مجموعه یوسف پیامبر(ع)، با دیدن این سریال چه چیزی برایتان تداعی میشود؟

بلوكات: تجربه همكاری با آقای سلحشور كه بسیار خوب بود، یك گروه دوستانه كه یكدستی و یكرنگی در آن موج میزد. هیچ فرقی بین آدمها هم وجود نداشت، همه مثل هم بودیم و از آنجا كه داستان یك قصه قرآنی بود، انرژی متفاوتی هم در بین اعضای گروه بود، با تمام شدن تصویربرداری به شدت ناراحت و دلتنگ شدم، گرچه كار بسیار سخت و مشكل بود، اما حالا كه سریال را میبینم، برای من یادآور روزهای خوب است. در مدت سه سال تصویربرداری، در زمستان روزهای بسیار سردی را مشغول كار بودیم یا در تابستان، گرمای شدید ما را آزار میداد، اما گروه از جان و دل، مایه میگذاشتند و حالا خوشحالم كه میبینم از این سریال استقبال خوبی به عمل آمده است.

 تصورتان این است كه با این سریال به سقف آرزوهایتان رسیدهاید؟

بلوكات: هیچ وقت به اینكه یك شبه ره صد ساله را بپیمایم، علاقه و اعتقاد ندارم و نخواهم داشت، عقیده من این است كه یك هنرمند متعهد اگر چیزی برای گفتن و عرضه كردن داشته باشد، دیر یا زود به هدفش خواهد رسید.

 و به این گفتههایتان اعتقاد راسخ دارید؟

بلوكات:  صددرصد. من آدمی هستم كه به قول معروف اهل عملم، نه حرف! دوست دارم به جای ادعا، قابلیتهای خودم را ثابت كنم.

 یادمان رفت كه بپرسیم فعالیت هنری خود را كی و ازكجا شروع كردید؟

بلوكات: از 18 سالگی و در سال 78، گرچه از 15 سالگی تئاتر كار كرده بودم اما با مجموعه روزهای زندگی كه ساخته كارگردان خوب و مطرح كشورمان «سیروس مقدم» بود، رسما وارد این حرفه شدم و از انتخاب خودم هم راضی هستم


www.cloobmusic.com عکس های زیبا و جنجالی و جدید از لیلا بلوکات

www.cloobmusic.com عکس های زیبا و جنجالی و جدید از لیلا بلوکات

www.cloobmusic.com عکس های زیبا و جنجالی و جدید از لیلا بلوکات

www.cloobmusic.com عکس های زیبا و جنجالی و جدید از لیلا بلوکات

 



نظرات() 
نوع مطلب : بیوگرافی 

تاریخ:چهارشنبه 13 خرداد 1388-03:13 ب.ظ

نویسنده :سعید کریمی مقدم

خواهران سینما

آیا می دونستید این دوبازیگر خوب ما با هم خواهر هستند.؟

 

نام و نام خانوادگی : شیرین بینا 
نام خانوادگی اصلی : صدق گویا
تاریخ تولد : 1343 
محل تولد : مرند
وی خواهر نگین صدق گویا است.
بینا نام فامیلی شوهر اوست.
او دارای لیسانس علوم تربیتی از دانشگاه آزاد اسلامی است .
سال ۱۳۷۲ فعالیت خود را با فیلم تیك تاك شروع کرد .

و خواهر ایشون

نگین صدق گویا

 

نام اصلی: نگین

نام خانوادگی اصلی: صدق گویا

 

 

تاریخ تولد: 1349

محل تولد: تهران

ملیت: ایران

 

 

 مدرك تحصیلی: فارغ التحصیل  اقتصاد

 



نظرات() 
نوع مطلب : بیوگرافی 



  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3