تبلیغات
مهندس شهرساز - مطالب بیوگرافی

منم شهر سازی که می سازمت & تو ایران چو ایران جدم کوروش


Admin Logo
themebox Logo
کلیک نکن!

ساعتی فوق العاده شیک محصول 2012 ژاپن
دستان شما در اختیار جذابیت … راز شیک پوش شدن اینجاست
فوق العاده شیک و زیبا برای افراد خوش سلیقه
یک مدل فوق العاده مناسب برای جوانان امروزی این همان هدیه ای ست که مدتها به دنبالش می گشتید برای تقدیم کردن به آنان که دوستشان دارید …
طراحی شیک و منحصر به فرد این ساعت همه را حیرت زده خواهد کرد
از خرید این ساعت بی نظیر و زیبا که با قیمت بسیار مناسب و با کیفیت خوب عرضه میگردد پشیمان نخواهید شد
اگر به دنبال جدیدترین و به روز ترین لوازم برای شیک پوش بودن می گردید این محصول را از دست ندهید
ساخت ژاپن

کیفیت استثنائی با طراحی ویژه و تک

موتور ضد آب ژاپنی

نگین های درخشان با رنگ زیبای مدرن

ساعتی زیبا و متفاوت با با بند توری چند لایه بافت ریز
محصولی خاص ویژه آقایان مشكل پسند
پرطرفدارترین ساعت در اروپا
ساعتی فوق العاده زیبا و ضد آب با کیفیت بسیار عالی
کیفیت و زیبائی را با یک خرید تجربه نمائید

» قیمت: 32,900 تومان

 200 نوع نگین ناخن متفاوت در یک پکیج

جدیدترین در دنیای مد و فشن

ناخنهای زیبا = دستان زیبا

اگر به دنبال زیبایی دستان خود هستید

 این فرصت بی نظیر را از دست ندهید.

این آخرین چیزی است كه برای زیبایی نیاز دارید.

70 درصد زیبایی به نكات ظریفی بستگی دارد

 كه شاید همیشه دیده نمی شوند

منحصر بفرد باشید

نگین ناخن = فشن به توان 2

زیبایی به دنبال شما می گردد

لطفاً بعد از استفاده از این آویزهای

 جذاب، با كسی دست ندهید!!!!

 200 نوع نگین ناخن متفاوت در یک پکیج

ناخنهای زیبا و بلند موجب زیبایی و

 خوش حالت شدن دستها می شوند.

ناخن زیبا نشانگر وضعیت زندگی و

طبقه ی اجتماعی شخص است

 200 نوع نگین ناخن متفاوت در یک پکیج

دستانی سحر انگیز و افسونگر

كلكسیون زیبایی های خود را تكمیل كنید

دیگران را مسحور زیبایی خود كنید

 200 نوع نگین ناخن متفاوت در یک پکیج

» قیمت: 14,900 تومان
رنگ مو مشکی آلمانی shykhan دستگاه فر مو به سبک عربی حجم دهنده لب پوتینگ ژل فرم دهنده باسـ.ــن دستگاه برنزه کن بدن و صورت بادی فیشر Body Fisher گن اسلیم لیفت اصل جفتی Silhouette Supreme Slim n Lift گیره و بست بند لباس زیر خانمها ساعت مچی گوچی gucci مربعی تل موی سر جادویی ( تل حجم دهنده مو ) خرید پستی قیچی لیزری لیزر اسکیزور Laser Scissors کتونی پرفکت استپز Perfect Steps, کتونی لاغری پرفکت استپس فروش شال خاتون + CD آموزش بستن شال و روسری رایگان دمپایی افزایش قد اصل برزیلی اوریجینال خرید دنس پد Dance Pad, فروش دانس پد ورزشی کیف لوازم آرایش ساعت دیواری عشق عروسک پرنده خشمگین بلوتوث هوشمند ماشین مو بر دایمی سمباده ای دماسنج عشق



تاریخ:سه شنبه 7 دی 1389-09:09 ب.ظ

نویسنده :سعید کریمی مقدم

آشا محرابی چهره ای جدید و ماندنی در سینمای ایران

 

آشا محرابی

تولد: 1352، تهران. تحصیلات : فوق لیسانس روابط بین الملل. شروع حرفه ای دوبله : 1381. اولین نقش شاخص : سریال جنایتهای غیرحرفه ای(آنا) . سایر فعالیتها : بازیگری تئاتراز1375، بازیگری و کارگردانی رادیواز1376. سریال :آوای وحش (اما).

«آشا محرابی» از سال 1374 صحنه تئاتر را با نمایش «دایره گچی قفقازی» به كارگردانی حمید سمندریان تجربه كرد. همزمان در آزمون رادیو شركت كرد و به عنوان بازیگر نمایش انتخاب شد تا بازیگری در تئاتر را در واحد نمایش رادیو ادامه دهد، تا این كه سال 1380 پشت میكروفن دوبله قرار گرفت. بازی در مجموعه «مسافرخانه سعادت» آشا‌محرابی را به عنوان یك بازیگر توانمند به مخاطبان و برنامه‌سازان معرفی كرد. او پس از این مجموعه، در سریال «مرگ تدریجی یك رویا» نیز بازی كرد. محرابی اكنون در حال كارگردانی نمایش رادیویی «هراس» است؛ در حالی كه وی در سریال «آشپزباشی» نیز بازی كرده كه نقش او بزودی آغاز می‌شود. محرابی نمایش «من حرفی ندارم، دنبالش را نگیر» را نیز روی صحنه دارد.

آشا محرابی



گفتگوی كوتاه ما با او درباره نمایش رادیویی است كه می‌خوانید:

با توجه به این كه شما به طور همزمان كارهای مختلف هنری را در رادیو، تلویزیون و تئاتر تجربه می‌كنید، به كدام عرصه دلبستگی بیشتری دارید؟

هر كدام از این كارهای هنری جایگاه خودش را دارد و برای تك‌تك آنها زحمت كشیده‌ام و حالا كه تا حدودی به ثمر رسیده، نمی‌توانم یكی از آنها را بر دیگری ترجیح بدهم. من رابطه‌ام را با دوبله اگر حتی ماهی یك نقش هم بگویم، حفظ می‌كنم.

فكر می‌كنید كه نمایش رادیویی با توجه به تولید انبوه، به رونق لازم رسیده و كیفیت خوبی برای جذب مخاطب دارد؟

بهبود كیفیت نمایش‌های رادیویی به عوامل مختلفی بستگی دارد. به نظر من، نمایش‌های رادیویی هنوز از كیفیت مناسبی برخوردار نیستند؛ اما مطمئن هستم هرچه تولید نمایش بیشتر شود، كیفیت كارها هم ارتقا پیدا می‌كند و تبادل نظر میان بازیگران و دیگر عوامل نمایش بیشتر می‌شود. اینها اتفاقات خوبی است كه باعث رونق نمایش‌های رادیویی می‌شود.

با همه اینها فكر می‌كنید چرا نمایش‌های رادیویی معمولا مورد استقبال جوان‌ها قرار نمی‌گیرند؟

این واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت كه تلویزیون، ماهواره، فیلم‌ها و سریال‌های روز دنیا كه براحتی در دسترس عموم قرار می‌گیرند، مخاطب رادیو را گم‌می‌كنند.

به نظر شما، راهكار موثر برای‌حل این مشكل چیست؟

ما باید بتوانیم خودمان را در رادیو به‌روز كنیم و با توجه به شرایط روز، خودمان را بسنجیم و كارهای متفاوت‌تری اجرا كنیم؛ اما اگر می‌خواهیم مخاطب به‌روز و جوان داشته باشیم، بهترین كار، راه‌اندازی شبكه نمایش است كه چندی پیش طرح شد؛ ولی هنوز به نتیجه نرسیده است.

با توجه به استقبال نكردن جوانان از نمایش‌های رادیو، فكر می‌كنید اختصاص یك شبكه رادیویی چه تاثیری در جذب مخاطب خواهد داشت؟

به نظرم چنین اتفاق خوبی می‌تواند بدون محدودیت زمانی و تنظیم وقت دقیق، این فرصت را به شنونده بدهد كه هر زمانی علاقه‌مند به شنیدن نمایش شد، امكانش برایش فراهم باشد، چون شاید محدودیت زمان و مشغله‌ كاری به آنها اجازه ندهد كه در ساعت خاص و شبكه‌ای خاص، نمایشی را گوش كنند.

یك زمانی مركز نمایش فراخوانی برای جذب نیروی جوان و مستعد به منظور تكمیل نیروی نمایش رادیویی داده بود و آن‌طور كه انتظار می‌رفت از این فراخوان استقبال نشد و استقبال میانسالان و شنوندگان قدیمی رادیو بیشتر بود. فكر می‌كنید دلیل عدم استقبال چه بود؟

استقبال كارگردانان رادیو از نمایشنامه‌های خارجی به این دلیل است كه نویسنده‌های حرفه‌ای آنها را نوشته‌اند و از طرفی مردم هم این نوع نمایش‌ها را بیشتر می‌پسندند

این كاملا مشخص است كه وقتی مخاطب جوان نداریم و جوان‌ها مخاطب نمایش رادیو نیستند، استقبال خوبی هم از این قضیه نمی‌كنند.

كمی برایمان از نمایش هراس بگویید كه این روزها مشغول كارگردانی آن هستید؟

این نمایش ایرانی درباره مشكلات زوج‌های جوان در زندگی زناشویی است؛ زوج‌هایی كه تلاش می‌كنند با كمك خانواده‌های خود، مشكلاتشان را حل كنند و به نوعی این نمایش از راه‌های صحیح مواجهه و مقابله با مشكلات زندگی زوج‌های جوان می‌گوید.

با توجه به این كه نمایشنامه، بحث‌های اجتماعی و روان‌شناسی را مطرح می‌كند، شما در این زمینه مشاور و كارشناسی هم دارید؟

این نمایش به نویسندگی آقای برقندی از طرف مركز نمایش رادیو به من پیشنهاد شد. با توجه به این كه نویسنده این متن معمولا از زندگی واقعی برای نمایش‌های خود الهام می‌گیرد، مطمئنا برای این كار هم تحقیقات لازم را انجام داده است.

چطور شد شما نمایش ایرانی را كارگردانی می‌كنید با توجه به این كه بیشتر كارگردان‌های نمایش به نمایشنامه‌های خارجی علاقه‌مندند؟

استقبال كارگردانان رادیو از نمایشنامه‌های خارجی به این دلیل است كه نویسنده‌های حرفه‌ای آنها را نوشته‌اند و از طرفی مردم هم این نوع نمایش‌ها را بیشتر می‌پسندند؛ البته گاهی نویسنده‌های ایرانی هم متن‌های خوبی می‌نویسند كه كار می‌شود.

یك نمایش رادیویی چقدر زمان می‌برد كه با كیفیت مطلوب تولید شود؟

ما معمولا برای یك نمایش 3 روز تمرین می‌كنیم و یك روز ضبط نهایی و بعد مراحل فنی و صداگذاری كه شاید یك هفته زمان صرف شود.

اختصاص یك روز ضبط می‌تواند كار را به كیفیت مطلوب برساند؟

ما همیشه با مشكل كمبود زمان دست به گریبان هستیم؛ اما معمولا در كار نمایش رادیو چون زیاد تمرین می‌شود، سعی می‌كنیم ضبط را یك‌روزه تمام كنیم، مگر نمایش‌های خاص كه باید زمان بیشتری به آنها اختصاص داد.

اساسا كار نمایش رادیو را در چه می‌دانید؟

متن خوب، گام اول است كه ما همیشه در این زمینه مشكل داریم. اگر این مشكل حل شود حتما سازوكار نمایش‌های رادیویی نیز تغییر خواهد كرد

 



نظرات() 
نوع مطلب : بیوگرافی 

تاریخ:یکشنبه 5 دی 1389-12:54 ب.ظ

نویسنده :سعید کریمی مقدم

لوئیس مامفورد کیست؟

لوئیس مامفورد
شهر انسان (Anthropopolis)


لوئیس مامفورد (Lewis Mumford )
لوئیس مامفورد(1895-1990) منتقد معماری، طراح شهر و تاریخنگار فرهنگی آمریکایی بود. در هنرستان فنی درس خواند و در هفده سالگی به نویسندگی دل بست و در کنار کارهای فنی مانند نقشه برداری، برای آموزش نویسندگی به کالج رفت. در همین هنگام با نوشته های پاتریک گدس آشنا شد و آراء و نظریات وی را پی گرفت.
با نگاهی گذرا بر نگرش دیدگاه های مامفورد می توان سه دوره را بازشناخت:

الف)دوره نخست:
در این دوره که مصادف با جنگ جهانی اول (1918-1914) و دوره جوانی وی می باشد. مامفورد بیشتر آرمانگرا و علاقمند به کارهای هنر و معماری بود.
ب) دوره دوم :
از آغاز کار اصلی مامفورد نویسندگی و نقد دیدگاه های اجتماعی-فرهنگی بود. توجه ویژه ای به مفهوم و پدیده شهر به عنوان یک نهاد اجتماعی داشت. از این دیدگاه بیشتر فعالیت های او در این دوره بر مسائل شهر بویژه بر برنامه ریزی منطقه ای و شهری متمرکز بود. در این دوره همراه با هنری رایت، کلارنس اشتاین " گروه برنامه ریزی منطقه ای" را برای " مسکن نیویورک" و "شورای برنامه ریزی منطقه ای" و "شورای برنامه ریزی اجتماعی" را در "انستیتو آمریکایی معماری" تاسیس کرد. اهمیت کار او در این دوره تا اندازه ای است که صاحب نظران شهرسازی از آن به عنوان نظریه پرداز" انسانگرا " و یا نظریه پردازان جامعه شناحتی شهری، "فرهنگرا "نام برده شده است.
ج) دوره سوم:
دورانی است که مامفورد به ارائه نظریه هایی درباره پدیده فن و فنآوری، تاثیر آن بر روابط اجتماعی مردم و تاثیر از آن می پردازد. در این دوره مامفورد با نوشتن کتاب شهر در تاریخ در جستجوی پدیدهای تاثیرگذار بر فرهنگ و تمدن شهری بود. فعالیت های او در این دوره منجر شد که در نزد اندیشمندان از او با نام "مورخ" و "جامعه شناس" یاد شود.
مامفورد در سال های دراز با مجله های تخصصی نظیر "روزنامه بنیاد آمریکایی معماری"، "گزارش معماری" و "منظر معماری" همکاری می کرد. او استاد برنامه ریزی شهری در دانشگاه پنسیلوانیا و استاد مدعو ام.ای.تی بود.(پاکزاد، 1386 :403)

فلسفه برنامه ریزی مامفورد:
در فلسفه برنامه ریزی مامفورد به سه محور فکری بر می خوریم:
1)طبیعت گرا:
مامفورد طبیعت گرا بود. زیرا به وحدت کیهان و نظام هستی باور داشت. باور به ماده، انرژی، روح و خداوند در نظر او مهم و به صورت یک حقیقت جلوه می کرد. اما همه آنها با یک پیوند درونی به یک سوگیری خاص نسبت می داد و از آن با عنوان مادر طبیعت نام می برد. مامفورد مانند همه اندیشمندان مکتب اکولوژیک، پیشرفت تمدن بشر و توسعه اجتماعی-اقتصادی جوامع انسانی را بصورت چرخه زندگی تحلیل می کرد. یعنی توسعه را نه به شکل مستقیم بکله منحنی وار می دانست. در درون این چرخه زندگی چهار فصل را شناسایی کرد:
1. دوره بهار یا دوره گل دادن کار توسعه
2. دوره تابستان یا دوره به بار نشستن توسعه
3. دوره پاییز یا دوره پژمردگی تدریجی توسعه
4. دوره زمستان یا دوره توقف توسعه(شکوهی،1373 : 425)
2) تکامل گرا:
بسیاری مامفورد را یک آنارشیست اجتماعی (باور به تعاون و همیاری میان انسان ها) میدانند. مامفورد بر همیاری، معیارهای انسانی، خانواده، محله و گروه های کوچک تاکید می کند. یعنی همیاری مردم و حذف هرگونه اقتدارگرایی و قدرت طلبی.
3) انسان گرا:
زیرا اعتقاد داشت دنیا دارای چنان منابعی است که رفاه اجتماعی همه افراد بشر را تامین می کند و برنامه ریزان باید به جای راه های غیر انسانی سودگرای جهانی، با تفکر و اندیشه به ایجاد محیط گرم و صمیمانه اجتماعی میان مردم بپردازد.


ادامه مطلب

نظرات() 
نوع مطلب : بیوگرافی 

تاریخ:یکشنبه 5 دی 1389-12:51 ب.ظ

نویسنده :سعید کریمی مقدم

کوین لینچ کیست؟

شهر واقعیتی پیچیده و چند جانبه است و همواره مقولات و موضوعات متعددی را جهت مطالعه و تحقیق پیرامون خود گرد آورده است. شهر را می توان نوعی سازمان یافتگی در فضا دانست كه بستر مناسبی جهت فرهنگ سازی است. فرهنگ از جمله مهمترین حلقه های ارتباطی میان انسان و شهر است. شهر بدون فرهنگ شهری بدون هویت است، غنای فرهنگی سبب می شود که هنجاهای فردی با فرهنگ شهری آشنا شده و متعادل و معنادار گردد. فرهنگ را می توان مجموعه ای از پدیده های مادی و معنایی عمدتا اکتسابی که در مقطعی خاص در جامعه ای خاص رایج هستند و عموما از نسلی به نسل دیگر منتقل می شوند تعریف کرد. كوین لینچ نظریه پرداز در زمینه ی معماری و شهر سازی همواره تاكید فراوانی بر عوامل فرهنگی در نظریات خویش داشته است‏‏ٌٌ‎‏‚ آنگونه كه هلتزی هال می گوید: "معماری ظرف زندگی انسان است‚ ظرفی كه انسان با بهره گیری از خرد‚ اندیشه و فرهنگ خود آن را می آفریند" (هلتزی هال‚ 1363: 42).
همچنین رویكرد لینچ به شهر رویكردی معماری ـ تاریخی است و این امر در كنار رویكرد معنا شناختی او نسبت به شهر قرار می گیرد. در رویكرد معماری ـ تاریخی به شهر عنوان می شود كه شهر واقعیت و دغدغه ای نیست كه تنها حوزه ی علوم اجتماعی و انسانی را به خود مشغول داشته باشد. بررسی بعد فضایی شهر آن را وارد حوزه ی معماری می كند و از آنجا كه مكان ساخته ی دست انسان است؛ در طول زمان متحول می شود و سیری تاریخی را می توان برای آن در نظر گرفت كه در این رویكرد مورد توجه قرار گرفته است. لوئیس مامفورد اندیشمندی است که در این زمینه تأثیر زیادی بر لینچ گذارده است. به نظر او معماران و شهرسازان برای رسیدن به نتایج قابل قبول ناگزیر به مطالعه ی تاریخ گذشته و درک علل عدم موفقیت شهر ها هستند. برای او مسأله ی شهر سازی هه ی ابعاد فرهنگی و تاریخی اش را منظور می دارد.
لینچ همچنین رویکردی شناختی نسبت به شهر داشت روشی که او اتخاذ کرده بود یعنی رسیدن به معانی موجود در شهر از طریق فراگیری نقشه های ذهنی ساکنین، به اساس و بنیادی برای جغرافیای شناختی بدل شد. " این مهم است که فضای شهری دارای ساختاری قابل درک و نواحی متفاوت با ویژگی های قابل شناسایی باشد. نشانه ها کمکی اساسی برای جهت یابی و هدایت شدن در شهری بزرگ محسوب می شوند" (چپ من: لینچ (1969)، 1384: 178). در این مقاله سعی بر این است به رویکرد لینچ در مورد بعد فیزیکی و معنایی شهر و تأثیری که این عوامل در سازماندهی فرهنگی و ایجاد شکل خوب شهری دارند، پرداخته شود.


ادامه مطلب

نظرات() 
نوع مطلب : بیوگرافی 

تاریخ:سه شنبه 19 مرداد 1389-11:25 ق.ظ

نویسنده :سعید کریمی مقدم

بیوگرافی و عکس های طناز طباطبایی

 

طناز طباطبایی متولد ۲۰ ادیبهشت ۱۳۶۲ در محله ی نیاوران است ،یک خواهر دارد که بزرگتر از اوست و به خواهرش خیلی علاقه مند است ،مجرد است، کارگردانی تئاترخوانده،با موسیقی آشنایی دارد و گیتار می زند ،مدتی هم کار نقاشی میکرد ،پدرش نیز در زمینه ی موسیقی فعالیت دارد ،در کلاسهای آزاد بازیگری شرکت کرده بود که هنوز یک ماه از کلاسهایش نگذشته بود برای بازی در جوانی انتخاب شد و اولین بازی خود را در سال ۸۰ انجام داد ،بعد از آن به هنر علی الخصوص بازیگری علاقه مند شد و در رشته تئاتر تحصیل کرد ،از فعالیتهای هنری اش عبارتند از: میوه ممنوعه ،پسر تهرونی ،صداها ،میزاک ،جعبه موسیقی ،چهار انگشتی ،دیشب باباتو دیدم آیدا و….

شباهت شما به خانم طباطبایی زیاد است شما نسبتی با بهنوش طباطبایی ندارید؟

با هیچ کدام از خانم ها و آقایان طباطبایی در سینما و تلویزیون کشور نسبت فامیلی ندارم.
 
به غیر از کار هنری کار دیگری هم دارید؟

دانشجوی رشته تئاترم و کارگردانی تئاتر می خوانم و در کنارش موسیقی هم کار می کنم

اولین کار هنری تان چه بوده است؟

سال ۸۰ سریالی با سعید سهیلی با نام «جوانی» کار کردم که درآنجا ۱۸ سالم بود که البته هیچ تجربه بازیگری نداشتم، حدود ۵ سال است که کار میکنم اما درطول این دوسال اخیر بود که سینمایی ها و سریال را کارکردم

http://www.loo3.com/images/pesar%20tehrooni/7.jpg

 



نظرات() 
نوع مطلب : بیوگرافی 

تاریخ:جمعه 15 مرداد 1389-02:29 ق.ظ

نویسنده :سعید کریمی مقدم

((ابلیس سینما)) این بار در فاصله ها...

((ابلیس سینما)) این بار در فاصله ها...

بیوگرافی بهاره افشاری،ابلیس سینمای ایران

http://www.irtafrih.com/files/1280394051.jpg

http://www.irtafrih.com/files/1280393471.jpg

http://www.irtafrih.com/files/1280393723.jpg

http://www.irtafrih.com/files/1280394148.jpg

بهاره افشار نزد عموم مردم با سریال «او یك فرشته بود» شناخته شد. نقشی متفاوت كه زیاد دوست داشتنی نبود، اما توانایی افشار در زمینه بازیگری را به تصویر كشید. افشار بعد از این شهرت خیلی آرام به راهش ادامه داد و در فیلم‌های سینمایی چون تسویه حساب و صد سال به این سال‌ها بازی كرد كه هنوز هیچ‌كدام اكران نشده‌اند. شاید برایتان جالب باشد كه بدانید اولین كار افشار به عنوان بازیگر سریال «روزگار قریب» بوده كه اكنون در حال پخش است.

روزگار قریب بهانه‌ای شد تا با افشار به گفتگو بنشینیم تا بدانیم او چگونه وارد دنیای بازیگری شد.

چگونه ایفاگر نقش زری مامان در سریال روزگار قریب شدید؟

توسط كیانوش عیاری (كارگردان) انتخاب شدم. یكی از دستیاران عیاری با من تماس گرفت و گفت قسمت‌هایی از بازی خانم عبیسی را گرفته‌ایم و دنبال بازیگری هستیم كه به ایشان شباهت داشته باشد. در آن زمان من كار مونتاژ می‌كردم پرسیدم كارگردان چه كسی است؟ وقتی گفتند عیاری باورم نمی‌شد و فكر كردم حتما یك نقش دم‌دستی است، اما برخلاف تصورم یك نقش محوری بود و نتیجه صحبت‌هایمان در نهایت به قرارداد بستن من منجر شد.
و برای جالبم بود كه نه تنها نقش‌ دم‌دستی نبود بلكه، یكی از زن‌های اصلی داستان هم بود. وقتی بازی‌ام با شهاب كسرایی تمام شد دوباره تست دادم و برای مرحله دوم و بازی با ناصر هاشمی هم مجددا انتخاب شدم.

http://www.irtafrih.com/files/1280394424.jpg


پس اصلا فكر نمی‌كردید كه چنین نقشی را به شما واگذار كنند؟

خیر. من اصلا نمی‌خواستم بازی كنم چون آن زمان فكر می‌كردم قرار است كه تدوینگر شوم.

بنابراین بازیگری دغدغه اصلی بهاره افشار نبود؟

چرا بود. آن زمان هم پیشنهاد بازی داشتم اما نه كارگردان‌ها مطلوبم بودند و نه نقش‌های پیشنهادی آنها.
می‌خواستم با یك اتفاق خوب شروع كنم.

و بالاخره همین اتفاق هم برایتان افتاد و با كارگردانی مثل عیاری شروع كردید؟

بله، شروع خوبی برایم بود. ولی در هر حال ایشان یكباره فضای ذهنی‌ام را به هم ریختند.

چرا؟
من این روال‌ را برای خودم گذاشته بودم كه سالی یكبار بازی كنم كه البته الان به این نتیجه رسیده‌ام كه اشتباه فكر می‌كردم. یك دوستی به من می‌گفت: اگر من هم با یكی از خاص‌ترین نقش‌های تلویزیون معرفی شده بودم و سینما را هم با فیلم تهمینه میلانی تجربه می‌كردم، قطعا سینما را می‌بوسیدم و كنار می‌گذاشتم. كار با عیاری برای من جذاب و خوب بود. اما از یك نظر هم سطح توقع مخاطب را از من بالا برد و هم توقع خود را از خودم. البته خیلی تلاش كردم كه دچار توهم نشوم. اما به هر حال شروع ساده‌ای برایم نبود

http://www.irtafrih.com/files/1280394205.jpg


كمی به عقب برگردیم. از كی دچار بازیگری و دنیای هنر شدید؟
من با دیدن سه فیلم عاشق سینما شدم. لیلا و پری (مهرجویی) و دیگه چه خبر تهمینه میلانی. در هنرستان تئاتر خواندم و در آن زمان در یك سری از كارها، در حد چند سكانس بازی كردم و بعد تصمیم گرفتم بازیگر و طراح صحنه و لباس شوم و از یك جایی به بعد فكر ‌كردم یا نباید كار كنم یا زمانی باید كار كنم كه در یك جای درست با یك نقش خیلی خاص دیده شوم. در نتیجه بازی نكردم و تدوینگر شدم؛ چون فكر می‌كردم در این كار زودتر پیشرفت خواهم كرد.


اما بالاخره توسط عیاری آن اتفاق برای شما افتاد و جای درستی قرار گرفتید؟

بله. ‌یك روزی به آقای عیاری گفتم این كار كه تمام بشود، من دیگر بازی نمی‌كنم. این اولین و آخرین بازی من است. اما عیاری به من گفت تو بازی می‌كنی و اتفاقات خوبی هم برایت می‌افتد؛ حتی بعدها فهمیدم عیاری و برزو نیك‌نژاد من را به افخمی برای «او یك فرشته بود» معرفی كرده‌اند. بعد از اتمام سریال «او یك فرشته بود» روزی عیاری من را دید و گفت: دیدی گفتم تو بازیگر می‌شوی و دیده هم می‌شوی!


چرا در مورد انتخاب نقش‌هایتان در تلویزیون، دچار وسواس هستید؟

یكی به‌خاطر مخاطب گسترده‌ای كه تلویزیون دارد و دوم این كه سطح توقع مردم در تلویزیون از من خیلی بالا رفته است. برای مثال اكثرا فكر می‌كنند او یك فرشته بود اولین كار من است در حالی كه نیست و برای همین وقتی من را می‌بینند می‌گویند: روزگار قریب كار خوبی است و چرا بعد از او یك فرشته بود این نقش را بازی كردی. ضمن این كه وقتی تو سطح عالی‌ای از یك چیزی را تجربه كرده‌ای دیگر نباید به پایین‌تر از آن تن بدهی.

http://www.irtafrih.com/files/1280393912.jpg


از زیاد دیده شدن می‌ترسید؟

در تلویزیون بله دوست دارم زیاد دیده نشوم.

ولی ذات بازی، دیده شدن و مورد قضاوت قرار گرفتن است؟

بله، اما زیاد دیده شدن در تلویزیون را دوست ندارم. در سینما مخاطب تو را انتخاب می‌كند و برای دیدن تو هزینه می‌كند در حالی كه در تلویزیون، تو خودت را به مخاطب تحمیل می‌كنی.

اگر مخاطب برای دیدن تو هزینه كرد، یعنی تو و كارت را دوست دارد و آن موقع است كه بازیگر حتی می‌تواند قضاوت دیگران را نسبت به خودش بداند و بعد اگر این اتفاق برایت افتاد، با خیال راحت می‌توانی كارت را در تلویزیون ادامه دهی.

اما مخاطب تلویزیون، با توجه به شناختی كه از شما پیدا كرده است كارهایتان را هم در سینما پیگیری می‌كند و اینجاست كه تلویزیون خیلی در دیده شدن به شما كمك می‌كند؟

بله، خیلی هم به من كمك كرده است. ولی فكر می‌كنم از اینجا به بعد خرج كردنم در تلویزیون اشتباه است.
دوست دارم در تلویزیون بازی كنم اما با یك اتفاق بهتر و خاص‌تر از او یك فرشته بود.

این همه حساسیت نشأت گرفته از چه چیزی است؟

از ایده آلیست بودنم.

اما تنها این نیست،‌ یك ترسی هم دارید؟ یك ترس پنهان.

خب همه آدم‌ها در زندگی‌شان ترس دارند. مثل ترس از دست دادن موقعیتی كه دارند.

خانم افشار، در اوج شهرت چقدر نگران حذف شدن بودید؟

در آن روزها، حرف و حدیث‌های زیادی برای من پیش آمد اما من در مقابل همه آنها سكوت كردم. در آن زمان من زیادی دیده شدم. ولی می‌خواستم آدم‌ها درست در مورد من قضاوت كنند. نمی‌خواستم خودنمایی كنم. ماندگاری برایم معتبر بود تا شهرت. بنابر این خیلی دغدغه حذف شدن را نداشتم.

خودتان را یك بازیگر حسی می‌دانید یا تكنیكی؟

من كاملا حسی بازی می‌كنم. واقعا از تكنیك كمك نمی‌گیرم. برای همین هم مقابل دوربین راحت بازی می‌كنم.

قشنگ‌ترین بازی شما؟

همه كارهایم را دوست دارم، چون آنها را انتخاب كرد‌ه‌ام.

یك مساله‌ای كه در مورد بازی‌های شما وجود دارد این است كه در اكثر نقش‌هایتان یك آرامش خاص وجود دارد.
حتی در نقش فرشته كه نقشی كاملا منفی بود، این آرامش كاملا محسوس بود؟ در این مورد توضیح دهید؟

این مساله را خیلی‌ها به من گفتند. نمی‌دانم از چه چیزی نشأت می‌گیرد. اما خودم اصلا آرام نیستم و بعكس خیلی هم شلوغ هستم. اما شاید جنس نگاه كردنم این آرامش را به مخاطب انتقال می‌دهد.

چه نقش‌هایی را دوست دارید تجربه كنید؟

همه نقش‌های دنیا را. (می‌خندد).

بازیگران محبوب شما؟

بازیگر فیلم دختران از‌هم‌گسیخته و همین طور لیلا حاتمی را در فیلم لیلا. دلم می‌خواست به جای ایشان در آن فیلم بازی می‌كردم. البته شاید می‌توانستم به جای او بازی كنم! به هر حال همه فیلم‌های ایشان را دوست دارم.

اولین نقاشی كه كشیدید را بخاطر دارید؟

بله، یك شیطان كشیدم و یك روح كه در كنار آن بود. از آن دوران به دنیای ماورایی علاقه داشتم.

 



نظرات() 
نوع مطلب : بیوگرافی 

تاریخ:چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389-04:15 ب.ظ

نویسنده :سعید کریمی مقدم

بیوگرافی لیلا بلوکات

بیوگرافی لیلا بلوکات به دلیل درخواست های متعدد شما

خوانندگان‌ ما دوست دارند بدانند که شما چه سالی و در کجا به دنیا آمدید؟

بلوکات:در چهارم آذرماه سال ۱۳۶۰ در تهران به دنیا آمدم، مجرد هستم و دو خواهر و یک برادر دارم، هم‌اکنون ساکن اقدسیه هستم.

 و مجموعه یوسف پیامبر(ع)؟

بلوکات:مثل خیلی از کارهای تاریخی دیگر سخت بود، ساخت آن سه سال طول کشید و باید قبول کنیم که هر کاری سختی‌های خاص خودش را دارد. در این سریال همدلی عوامل باعث شد تا این مجموعه به موفقیت برسد، یادم می‌آید، زمانی که تصویربرداری این سریال به اتمام رسید، دلم هم برای کل مجموعه تنگ شد، هم برای آن فضا و هم برای بچه‌های گروه…

 شنیدیم که ابتدا قرار بود در نقش زلیخا بازی کنی همین طور است؟

بلوکات:(می‌خندد)، نه آن طور که می‌گویید، اما حکایت اینگونه بود؛ چهار سال پیش که کار شروع شد، با من تماس گرفتند و از بین ۱۵۰۰ نفری که برای نقش «زلیخا» آمده بودند و تست دادند، من انتخاب شدم. آن زمان قرار بود «زلیخا» در دو مقطع نشان داده شود، یکی مقطع جوانی و یکی هم مقطع پیری و من برای نقش جوانی زلیخا را انتخاب شدم و نقش پیری زلیخا هم قرار بود شخص دیگری ایفا کند.

 و چه اتفاقی افتاد که این نقش به کتایون ریاحی سپرده شد؟

بلوکات:یک تصادف باعث شد، البته باید اشاره کنم که نظر سازندگان هم تغییر کرد و تصمیم گرفتند کسی را بیاورند که هر دو نقش را بازی کند، اما تصادف من هم تاثیر زیادی در این تصمیم‌گیری داشت، چرا که آن تصادف به نوعی بود که من دو ماه روی ویلچر نشسته بودم به همین خاطر «کتایون ریاحی» انتخاب شد که انصافا چه انتخاب درستی بود، ایشان الحق از پس نقش «زلیخا» به خوبی برآمدند، به اعتقاد من ایشان بهترین انتخاب برای این نقش بود.

 و بعد چه شد؟

بلوکات:مسافرت مکه برای من پیش آمد، پس از بازگشت از آن سفر، دوباره با من تماس گرفتند و این بار نقش «نفرتی‌تی» را پیشنهاد دادند، وقتی که می‌گویند نقشی قسمت آدم باشد، همین است، اگر زمین و زمان نخواهند باز هم آن کار از آن اوست و هیچ نیرویی نمی‌تواند جلوی تقدیر را بگیرد. من به قصه حضرت یوسف(ع) علاقه‌‌مند بودم و دوست داشتم در این پروژه بازی کنم. من چندین داستان و فیلم حضرت یوسف(ع) را بررسی کرده بودم و جالب اینکه در همه آنان نفرتی‌تی حضور داشت، او زنی عاشق خانواده، یکتاپرست و مهربان بود…

 چه چیز این نقش برای شما جالب بود؟

بلوکات:اینکه نفرتی‌تی و آخناتون بت‌پرست نبودند، اما نمی‌دانستند چه چیزی را باید بپرستند تا زمانی که یوزارسیف به زندگی‌شان وارد شد و آنها را آگاه کرد.

در ابراهیم خلیل‌ا… هم حضور داشتید، باز هم نقش تاریخی؟

بلوکات:بله، می‌گویند چهره‌ام مناسب شخصیت‌های تاریخی است، به همین دلیل معمولا برای کارهای تاریخی انتخاب می‌شوم، چندین کار تاریخی را در کارنامه‌ام دارم و با توجه به قصه حضرت یوسف در کشور مصر، دوست دارم حتما به این کشور هم سفری داشته باشم. به هر حال مصر یکی از تاریخی‌ترین کشورهای دنیاست و شنیده‌ام که جهانگردان زیادی به آنجا می‌روند.

 و از «نفرتی‌تی» بیشتر بگویید؟

بلوکات:ابتدا که قسمت نشد زلیخا را بازی کنم، کمی ناراحت شدم، اما زمانی که نقش «نفرتی‌تی» را خواندم، دیدم نقش زیبا و قشنگی است که جای صحبت دارد… و از این کاراکتر خیلی خوشم آمد. او انسانی یکتاپرست بود و حس کردم می‌توانم این نقش را بازی کنم، ضمن اینکه من تا آن زمان در کارهای تاریخی نقش منفی بازی می‌کردم و حضورم می‌توانست یک جریان متفاوت در مسیر حرفه‌ای من باشد… دوست داشتم در یک قالب و نقش مهربان هم بازی کنم.

 و چقدر درباره این سریال و داستان مطالعه داشتید؟

بلوکات:پیش از شروع تصویربرداری سریال یوسف پیامبر(ع)، در زمان پیش تولید، فیلم‌هایی که درباره یوسف(ع) در تمامی کشورهای دنیا ساخته شد را دیدم، به ویژه فیلم «سینوهه، طبیب فرعون» – حتی کتابش را هم خوانده بودم – مستندی هم درباره شخصیت «نفرتی‌تی» ساخته شده بود که آن را هم دیدم. آگاهی از فضای کلی این داستان داشتم، البته در کنارش نباید راهنمایی‌ها و هدایت‌های کارگردان خوب این سریال آقای سلحشور را هم نادیده گرفت که کمک‌ شایانی به من کرد.

 این «نفرتی‌تی» که ما از شما دیدیم، تا چه حد با شخصیت اصلی و مطالعات شما در این سریال شباهت دارد؟

بلوکات:کارگردان می‌خواست «نفرتی‌تی» را با یک نگاه مثبت که حتی گاهی به فرمانروا هم خط می‌دهد، نشان دهد که شما به طور حتم در ادامه، تاثیر این شخصیت را بر زندگی حضرت یوسف(ع) هم خواهید دید. در کتب تاریخی هم آمده است که بین آمن هوتپ چهارم و همسرش، عشق و علاقه‌ای شدید وجود داشته و حتی به علاقه آنان به فرزندانشان هم بسیار اشاره شده است که البته در این مجموعه زیاد به آن پرداخته نشده است که البته دلیل موجهی هم دارد، چرا که داستان این مجموعه به زندگی یوسف پیامبر(ع) می‌پردازد و قرار نیست خیلی به شخصیت‌های دیگر پرداخته شود، اتفاقا من در طول تصویربرداری همیشه به آقای مصطفی زمانی (بازیگر نقش یوسف) می‌گفتم که ما همه جمع شده‌ایم که شما در نقش یوسف(ع) بازی کنید، این سریال یک داستان قرآنی پیرامون زندگی حضرت یوسف(ع) و سایر شخصیت‌ها زیرمجموعه این داستان عظیم قرآنی است والبته باید بگویم که نباید از زلیخا هم به سادگی گذشت ، زمانی که او به خواست خداوند جوان و پس از آن عروس یوسف (ع)می‌شود.

در این مجموعه می‌بینیم که خیلی ایستاده بازی می‌کنید، کمی در این باره توضیح دهید؟

بلوکات: البته این نظر من بوده که با رضایت آقای سلحشور صورت گرفت، ما احساس کردیم که ملکه مصر باید خیلی خشک و اتو کشیده راه برود، در فیلم‌های دیگر هم که در مورد مصر باستان ساخته شده بود، رفتار ملکه مصر اینگونه بود.

 از این کارهای به روز، آخرین بار در چه فیلمی ایفای نقش کردید؟

بلوکات:سریال «ماه عسل»…

 در اخراجی‌های ۱، با اینکه حضور داشتید و بازی کردید، اما چه شد که در فیلم دیده نشدید؟ و حالا در سری دوم هم حضور دارید؟

بلوکات:به علت اینکه مدت زمان آن طولانی شده بود، باید قسمت‌هایی حذف می‌شد،و بخش‌هایی که من و خانم «مریلا زارعی» به عنوان مجری و خبرنگار، داستان را روایت و شخصیت‌ها را معرفی می‌کردیم، حذف شد. در اخراجی‌های ۲، از آنجا که بازیگران اخراجی‌های ۱ در سری دوم آن حضور داشتند، از این رو از من هم دعوت کردند تا این بار هم در نقش یک خبرنگار بازی کنم…

و کار با مجموعه یوسف پیامبر(ع)، با دیدن این سریال چه چیزی برای‌تان تداعی می‌شود؟

بلوکات: تجربه همکاری با آقای سلحشور که بسیار خوب بود، یک گروه دوستانه که یکدستی و یکرنگی در آن موج می‌زد. هیچ فرقی بین آدم‌ها هم وجود نداشت، همه مثل هم بودیم و از آنجا که داستان یک قصه قرآنی بود، انرژی متفاوتی هم در بین اعضای گروه بود، با تمام شدن تصویربرداری به شدت ناراحت و دلتنگ شدم، گرچه کار بسیار سخت و مشکل بود، اما حالا که سریال را می‌بینم، برای من یادآور روزهای خوب است. در مدت سه سال تصویربرداری، در زمستان روزهای بسیار سردی را مشغول کار بودیم یا در تابستان، گرمای شدید ما را آزار می‌داد، اما گروه از جان و دل، مایه می‌گذاشتند و حالا خوشحالم که می‌بینم از این سریال استقبال خوبی به عمل آمده است.

 تصورتان این است که با این سریال به سقف آرزوهای‌تان رسیده‌اید؟

بلوکات: هیچ وقت به اینکه یک شبه ره صد ساله را بپیمایم، علاقه و اعتقاد ندارم و نخواهم داشت، عقیده من این است که یک هنرمند متعهد اگر چیزی برای گفتن و عرضه کردن داشته باشد، دیر یا زود به هدفش خواهد رسید.

 و به این گفته‌های‌تان اعتقاد راسخ دارید؟

بلوکات:  صددرصد. من آدمی هستم که به قول معروف اهل عملم، نه حرف! دوست دارم به جای ادعا، قابلیت‌های خودم را ثابت کنم.

 یادمان رفت که بپرسیم فعالیت هنری خود را کی و ازکجا شروع کردید؟

بلوکات: از ۱۸ سالگی و در سال ۷۸، گرچه از ۱۵ سالگی تئاتر کار کرده بودم اما با مجموعه روزهای زندگی که ساخته کارگردان خوب و مطرح کشورمان «سیروس مقدم» بود، رسما وارد این حرفه شدم و از انتخاب خودم هم راضی هستم.

 

بازیگران اخراجی ها | www.iranpixfa.ir

بازیگران اخراجی ها | www.iranpixfa.ir



نظرات() 
نوع مطلب : بیوگرافی 

تاریخ:شنبه 12 دی 1388-07:04 ب.ظ

نویسنده :سعید کریمی مقدم

عکس های victoria ruffo

user posted image

user posted image

user posted image

219em.jpg

 



نظرات() 
نوع مطلب : بیوگرافی 

تاریخ:جمعه 4 دی 1388-10:38 ب.ظ

نویسنده :سعید کریمی مقدم

سحر دولت شاهی

 

نام : سحر  دولتشاهی
تاریخ تولد : ‌ 1358
محل تولد:
تهران

سحر دولتشاهی فارغ‌التحصیل اد‌بیات نمایشی و مترجمی زبان فرانسه. پیش از آن هم «مهند‌سی شیمی» را نیمه‌كاره رها كرد‌ه است . وی همسر رامبد جوان (بازیگر و کارگردان ) است







...............................
فیلم ها :
۱ - طلا و مس (۱۳۸۷) 
۲ - فرزند صبح (۱۳۸۷) 
۳ - وقتی همه خوابیم (۱۳۸۷) 
۴ - زخم شانه حوا (۱۳۸۶)
۵ - میم مثل مادر (۱۳۸۵)
۶ - چهارشنبه سوری (۱۳۸۴) 

 



نظرات() 
نوع مطلب : بیوگرافی 

تاریخ:جمعه 27 آذر 1388-08:47 ب.ظ

نویسنده :سعید کریمی مقدم

بیوگرافی آزاده صمدی

 

آزاده صمدی (زاده ۱۷ دی ۱۳۵۷ در لاهیجان) بازیگر تئاتر و تلویزیون ایرانی است. او همسر هومن سیدی (بازیگر و کارگردان) است. صمدی با بازی در مجموعه تلویزیونی راه بی‌پایان به شهرت رسید.

او پس از گذراندن دوره لیسانس تئاتر در دانشگاه سوره، دوره کلاس‌های بازیگری کارنامه (با مدیریت پرویز پرستشویی) گذراند. در تئاتر «بی‌شیر و شکر» حمید امجد ایفای نقش کرد. سپس در تله‌تئاتر «دریاروندگان» محمد عاقبتی بازی و پس از مدتی برای بازی در سریال تلویزیونی «راه بی‌پایان» همایون اسعدیان انتخاب شد.

آزاده صمدی در فیلم کوتاه «۳۵ متری سطح آب» و «دندان آبی» هومن سیدی (همسرش) به تهیه‌کنندگی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و مجید علی‌حسینی و «هیچکس با هیچکس سخن نمی‌گوید» امید بنکدار و کیوان علی‌محمدی نیز بازی کرده است.

گفتگو با آزاده صمدی :
«یک آدم حرفه‌ای در هر زمینه‌ای یعنی یک شغلی داره که اون رو به عنوان حرفه انتخاب کرده و از این راه امرار معاش می‌کنه.»
پس هر کسی که شغلی دارد، حرفه‌ای است؟
هر کسی که هر شغلی داره حرفه‌ای نیست ولی حرفه‌ا‌ش اینه.

پس من سؤالم را یک جور دیگر می‌پرسم. این اصطلاح «حرفه‌ای بودن» یعنی چی؟
یعنی این آدم مؤلفه. یعنی یک سبکی داره که متمایزش می‌کنه از بقیه آدم‌هایی که حرفه‌شون اینه. حرکت رو به جلویی داره و یک ذره شاخص‌تر از آدم‌های دیگه هست.

یعنی این آدم، چه پارامترها یا نشانه‌هایی دارد که به نظرت حرفه‌ای یا مؤلف می‌رسد؟
این پارامترها رو می‌تونم دو بخش تقسیم کنم. مثلاً یک کارگردانی که دکوپاژش آماده‌ست، وقتی میاد سر صحنه، می‌دونه چی می‌خواد. این بخش کاریشه که به تجربه برمی‌گرده و حتی به شعور، به میزان مطالعه و به درکش. بخش دیگه هم مقوله رفتاریه. مثلاً کارگردانی که زودتر از همه سر صحنه حاضر می‌شه، یعنی این کارگردان کارش براش مهم هست، عواملش براش مهم هستن و اگه چیزی براش مهیا نیست می‌تونه با رفتارش همه عوامل رو به خدمت بگیره. تقابل دو تا بازیگر یا یک کارگردان با بازیگر و نوع برخوردشون و حتی استفاده از واژگان مناسب، نشان‌دهنده حرفه‌ای بودن اونهاست. به نظر من این رفتار کاری و اخلاقی در کنار هم می‌تونه بگه یک آدم چقدر حرفه‌ایه.

با این تعریف‌هایی که کردی، چه کسی توی سینمای ایران حرفه‌ای هست؟
اگه بخواهیم سینمای ایران رو با سینمای اروپا یا آمریکا مقایسه کنیم، شاید بگیم که سینمای ما سینمای حرفه‌ای نیست. نه به دلیل اون که توش پول تولید نمی‌شه، به دلیل این که همه چیز مهیا نیست که مثلاً تولید یک کار در درست‌ترین حالت انجام بشه. ما همیشه از یک سری خواسته‌هامون می‌گذریم. در نهایت محصولی ساخته می‌شه که اون رو خیلی بهتر می‌شد ساخت. شاید به خاطر این که در سینمای اروپا و آمریکا آدم‌هایی هستند که کارهای خیلی تخصصی انجام می‌دن. کسی مثل مدیر تولید اینجا چند تا کار دیگه هم انجام می‌ده. با این حال ما داریم کسانی رو که توی همین سینما داریم که واقعاً حرفه‌ای باشن.

فکر نمی‌کنی که اگر ما عوامل فیلم را تا این حد زیاد کنیم، هزینه‌ها بالا می‌رود؟
دقیقاً به خاطر کاهش هزینه هست که ما این کار رو نمی‌کنیم. باز تو سینما خیلی کارها تفکیک‌شده‌تر هست. مثلاً گروه کارگردانی تو کار گروه فیلم‌برداری دخالت چندانی نمی‌کنه اما در تئاترمون طرف بازیگره اما کار دیگه‌ای هم انجام می‌ده. کار هیأتیه، رفاقتیه یا هر چیزی که می‌شه اسمش رو گذاشت هر کسی مسؤول دقیق کاری که باید انجام بده نیست. در نهایت تمرکز درست سر کارمون نداریم.

چرا وقتی یک فیلم خارجی را حتی با یک مضمون معمولی و دم‌دستی نگاه می‌کنیم، می‌گوییم که کاری حرفه ای داریم می بینیم. آن چیست، که آنجا هست و اینجا نیست؟
بذار مقایسه کنم این دو تا رو چون گاهی پشت صحنه فیلم‌های اون ور رو می‌بینم. توی پشت‌صحنه‌هاشون، همیشه آدم‌های متخصص حتی برای یک کار کوچک وجود دارن. فرضاً اونجا یکی از دستیارهای فیلم‌بردار کارش به طور خاص جمع کردن سیم‌ها هست. کسی هم حق نداره توی کارش دخالت کنه. چون مسؤول سیم‌ها اونه و اگر آسیبی وارد بشه یا اتفاقی بیفته، مسؤولش مشخصه.

برای همینه که اونها تولیداتشون خیلی عظیمه. هر چه نیرو بیشتر، تقسیم کارها راحت‌تر. هر کسی درست سر جای خودش قرار می‌گیره و مهارت خاص خودش رو به دست میاره. چون از مدت‌ها قبل قرارداد بسته،

می‌تونه روی وظیفه‌ش تمرکز کنه. ما تا لحظات آخر پیش‌تولیدمون هم نمی‌دونیم دقیقاً کدوم بازیگر نقشی رو قبول کرده. همه می‌تونن همزمان سر دو تا پروژه هم باشن. اینه که سینمای ما رو غیرحرفه‌ای کرده. شاید این از توانایی بازیگرهای ما باشه. صبح سر یک پروژه سینمایی هستن، عصر اجرای تئاتر دارن و البته وقتی می‌رسن خونه، صبحش دوباره آفیش هستن. این به نظر من خیلی قشنگ نیست.

همه عوامل فیلم که مثلاً ساکن منطقه غرب تهران هستن صبح با یک سرویس میان لوکیشن و چون قرار نیست سرویس دو بار این مسیر رو طی کنه، بازیگر از ۶ صبح آفیشه اما ۱۰ صبح کار داره. با این وضع، بازیگر نمی‌تونه تمرکز کافی داشته باشه. اینها نیروهایی هستند که هدر می‌رن و من فکر نمی‌کنم که اون ور دنیا یک همچین اتفاقاتی بیفته.

پس ما دو نوع مشکل داریم. نرم‌افزاری و سخت‌افزاری. به عبارت دیگه برنامه‌ریزی و مدیریت تولید از یک طرف و تجهیزات و وسایل فنی از طرف دیگر. چه عوامل دیگری اضافه می‌کنی؟
دقیقاً همینه. دوربین‌هایی که الان استفاده می‌شه، خیلی نو نیستن یا با سیستم پیشرفته و روز دنیا کار نمی‌کنیم. برای همین اونها می‌تونن پلان‌هایی توی فیلم‌هاشون بگیرن که برای ما عجیب و غریبه و ما نمی‌تونیم، مثلاً نماهای هلی‌شات دارن و ما نداریم یا کم داریم به خاطر هزینه‌ها و بودجه. کارگردان ممکنه همچین دکوپاژی تو ذهنش داشته باشه، اما مستلزم اینه که بخوان سه روز هلی‌کوپتر کرایه کنن و چون بودجه‌ش تأمین نمی‌شه، مجبوره ازش بگذره.

خب برنامه‌ریزی را که می‌توانیم حلش کنیم، آن بخش سخت‌افزار مستقیماً به بودجه ربط دارد.

ببین انگار ما به این سینما عادت کردیم. چیزی که خیلی توی صحنه مهم نیست، بازیگره. مهم اینه که نور نره [و فرصت فیلمبرداری تمام نشود]. چرا باید این طور باشه؟ مگه چیزی که در نهایت قراره دیده بشه، بازیگر نیست؟ مگه نتایج زحمت همه این آدم‌ها توی بازی اون بازیگر متبلور نمی‌شه؟ ممکنه دو سه ساعت وقت صرف بشه و نور بچینن یا لباس و گریم و صحنه آماده بشه اما همیشه استرس وجود داره بین گروه‌های کاری، که نکنه نور بره یا بازیگر گریم نشده باشه. حالا بازیگر اگه بگه که پنج دقیقه فرصت بدین، نمی‌شه. چون همیشه باید آماده باشه.

فکر نمی‌کنی که یک بازیگر باید این توانایی را داشته باشد که همیشه آماده باشد؟
باید این توانایی رو داشته باشه. اصلاً برای همینه که بازیگره. اما این طور به ما یاد دادن که پشت‌صحنه یک کار مهم‌تر از خود کاره. پشت دوربین مهم‌تر از جلوشه. چون تو پشت دوربینه که باید متمرکز باشی و حواست رو جمع کنی برای پلانت. این که چه کنی کسی تو پلانت معطل نشه. باید یاد بگیری که تأثیر منفی نگیری و روی کارت متمرکز باشی در هر حالتی.

هنوز نگفتی که کدام بازیگر به نظرت حرفه‌ای است.
من خیلی آدم الگوپذیری نیستم. اصولاً کسی برام خیلی بت نمی‌شه. همون طور که خوبی‌های کسی رو می‌بینم، بدی‌هاش رو هم می‌بینم. منتها مثلاً چون توی «کارنامه» درس خوندم و کارها و رفتارهای آقای پرستویی رو دیدم، می‌تونم بگم آقای پرستویی، به لحاظ کار با توجه به رزومه‌ش و به لحاظ اخلاقی به شدت حرفه‌ای هست. مثلاً زودتر از همه سر کار حاضره و به خاطر کارش، چه کارهای زیادی می‌کنه. این نمونه یک آدم حرفه‌ایه. به نظرم آتیلا پسیانی هم یک بازیگر حرفه‌ای هست به خاطر نوع نگاهش به بازیگری. یک بازیگر کاملاً تکنیکاله. رفتارش سر کار طوریه که اصلاً حس نمی‌کنی یک بازیگر آماتور هستی و کنارش قرار گرفتی. این انرژی که بهت می‌ده، خیلی خوبه.

خودت رو حرفه‌ای می‌دونی؟
من حرفه‌ام اینه. انتخابش کردم. تو کارهای بعدی سعی می‌کنم بهتر از کار آخرم باشم. یک سری بی‌تجربگی‌ها و خامی‌ها وجود داره که آدم به تدریج از بقیه یاد می‌گیره. بعضی وقت‌ها رفتاری می‌بینی که می‌گی چقدر درست و حرفه‌ای بود. به خودت می‌گی چه خوبه که من هم یاد بگیرم.

ولی گفتی که الگوپذیر نیستی.
الگوپذیر نیستم. ولی همیشه دلم می‌خواد شاگرد خوبی باشم. یعنی تیکه‌هایی از آدم‌ها رو که به نظرم جذاب میاد و درست، انتخاب می‌کنم. به خودم می‌گم چقدر خوبه که من این شکلی رفتار کنم. یک همچون تصویری داشته باشم از خودم. آره من تیکه‌های کوچولویی رو که دوست دارم از آدم‌ها جمع می‌کنم.

چه برنامه‌ای برای حرفه‌ای شدن داری؟
سعی می‌کنم برای کارم کتاب بخونم، فیلم ببینم، تئاتر برم، نقد بخونم. وقتی کتاب می‌خونی یا فیلم می‌بینی، تخیل تصویری رو وسیع می‌کنی و اینها خودشون رو یک جایی نشون می‌دن. شاید توی اون فیلمی که بازی می‌کنی و حتی نوع نگاهت به دنیا و زندگی. باید شروع کنم به فیلم‌سازی. چون فکر می‌کنم فیلم ساختن خیلی می‌تونه به بازیگری کمک کنه.

به چه کسی تندیس حرفه‌ای‌ترین بازیگر را می‌دهی و به خاطر بازی در کدام فیلم؟
من نمی‌تونم بهترین فیلم رو از بین فیلم‌هایی که دیدم، انتخاب کنم. چون فیلم خوب این قدر داریم که حتی اگه بگی ده تا فیلم بهتر رو انتخاب کنم، سختمه. تازه بعد از ده تا انتخاب، به خودم می‌گم که این یکی هم خوب بود.

پس بذار این طور بپرسم. دوست داری توی بازیگرها جای کی باشی؟
واقعاً دوست نداشتم جای کسی باشم.

بازی کی رو تو کدوم فیلم دوست داشتی؟ می‌خواهم یک جواب از تو بگیرم.
خیلی سخته. من برای خیلی از نقش‌ها گفتم wow [مبهوت شدم و تحت تاثیر قرار گرفتم]. مثلاً وقتی چارلیزترون تو مانستر بازی کرد، واقعاً مبهوتم کرد. یا وقتی فیلم ساعت ها رو دیدم، واقعاً به یک سکانس حولین مور حسرت خوردم. حتی دوست داشتم جای خیلی از مردها بازی کنم.

سؤال بعدیم دقیقاً همین بود. جای کدام مرد دوست داشت بازی کنی؟
نفرین گل طلایی رو که دیدم دوست داشتم جای پادشاه بازی کنم. نقش غریبی بود. یا مثلاً توی فیلم ترس اولیه واقعاً بازی اد نورتن غبطه‌برانگیز بود. خیلی از این بازی‌ها هست که آدم حسرتش رو بخوره. من مدت‌هاست اصلاً توی سینمای آمریکا و اروپا بازی بد ندیدم و اصلاًً معتقدم بازیگر بد دیگه اونجا وجود نداره. بازی‌های حانی دپ رو خیلی دوست دارم. ادوارد دست قیچی رو بازی می‌کنه، بعدش چارلی و کارخانه شکلات سازی رو. واقعاً این همه کاراکتر رو از کجای مغزش می‌کشه بیرون؟ یک نقشی که خیلی زیاد دوستش دارم، نقش راسل کرو تو فیلم محرمانه لس آنجلس هست.

اگه قرار باشه به بهترین دوستت یک فیلم هدیه بدهی، کدام فیلم خواهد بود؟
باز که سؤال سخت کردی! می‌بینم دوستم به کدوم ژانر سینما علاقه داره. اما بر اساس سلیقه خودم، شاید نفرین گل طلایی یا پیر پسر رو که این اواخر دیدم و خیلی روم تأثیر گذاشته، یا شاید هم پک کامل [مجموعه] آثار اسکورسیزی رو هدیه بدم. از کارهای اسکورسیزی رفتگان رو خیلی دوست دارم.
 

ازاده صمدی  بزرگترین سایت تفریح و سرگرمی ایرانیان | www.FunShad.com

بزرگترین سایت تفریح و سرگرمی ایرانیان | www.FunShad.com

 



نظرات() 
نوع مطلب : بیوگرافی 



  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3