
ساعتی فوق العاده شیک محصول 2012 ژاپن
دستان شما در اختیار جذابیت … راز شیک پوش شدن اینجاست
فوق العاده شیک و زیبا برای افراد خوش سلیقه
یک مدل فوق العاده مناسب برای جوانان امروزی این همان هدیه ای ست که مدتها به دنبالش می گشتید برای تقدیم کردن به آنان که دوستشان دارید …
طراحی شیک و منحصر به فرد این ساعت همه را حیرت زده خواهد کرد
از خرید این ساعت بی نظیر و زیبا که با قیمت بسیار مناسب و با کیفیت خوب عرضه میگردد پشیمان نخواهید شد
اگر به دنبال جدیدترین و به روز ترین لوازم برای شیک پوش بودن می گردید این محصول را از دست ندهید
ساخت ژاپن
کیفیت استثنائی با طراحی ویژه و تک
موتور ضد آب ژاپنی
نگین های درخشان با رنگ زیبای مدرن

ساعتی زیبا و متفاوت با با بند توری چند لایه بافت ریز
محصولی خاص ویژه آقایان مشكل پسند
پرطرفدارترین ساعت در اروپا
ساعتی فوق العاده زیبا و ضد آب با کیفیت بسیار عالی
کیفیت و زیبائی را با یک خرید تجربه نمائید
200 نوع نگین ناخن متفاوت در یک پکیج
جدیدترین در دنیای مد و فشن
ناخنهای زیبا = دستان زیبا
اگر به دنبال زیبایی دستان خود هستید
این فرصت بی نظیر را از دست ندهید.
این آخرین چیزی است كه برای زیبایی نیاز دارید.
70 درصد زیبایی به نكات ظریفی بستگی دارد
كه شاید همیشه دیده نمی شوند

منحصر بفرد باشید
نگین ناخن = فشن به توان 2
زیبایی به دنبال شما می گردد
لطفاً بعد از استفاده از این آویزهای
جذاب، با كسی دست ندهید!!!!

200 نوع نگین ناخن متفاوت در یک پکیج
ناخنهای زیبا و بلند موجب زیبایی و
خوش حالت شدن دستها می شوند.
ناخن زیبا نشانگر وضعیت زندگی و
طبقه ی اجتماعی شخص است

200 نوع نگین ناخن متفاوت در یک پکیج
دستانی سحر انگیز و افسونگر
كلكسیون زیبایی های خود را تكمیل كنید
دیگران را مسحور زیبایی خود كنید

200 نوع نگین ناخن متفاوت در یک پکیج
پسر کوچکی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد و بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمههای تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره. مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد. پسرک پرسید: "خانم، میتوانم خواهش کنم کوتاه کردن چمنهای حیاط خانه تان را به من بسپارید"؟ زن پاسخ داد: "کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد"! پسرک گفت: "خانم، من این کار را با نصف قیمتی که او میدهد انجام خواهم داد"! زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملاً راضی است. پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد: خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو میکنم. در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت. مجدداً زن پاسخش منفی بود. پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. |
مغازه دار که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: "پسر...، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری به تو بدهم".
پسر جواب داد: "نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم. من همان کسی هستم که برای این خانم کار می کند ..."!!!
کمربند
جنگ جهانی اول مثل بیماری وحشتناکی ، تمام دنیا رو گرفته بود. یکی از سربازان ارزش کار
به محض این که دید دوست تمام دوران زندگی اش در باتلاق افتاده و در حال دست و
پنجه نرم کردن با مرگ است از مافوقش اجازه خواست تا برای نجات دوستش برود و او
را از باتلاق خارج کند .
مافوق به سرباز گفت : اگر بخواهی می توانی بروی ، اما هیچ فکر کردی این کار
ارزشش را دارد یا نه ؟
دوستت احتمالا مرده و ممکن است تو حتی زندگی خودت را هم به خطر بیندازی
حرف های مافوق اثری نداشت، سرباز به نجات دوستش رفت. به شکل معجزه آسایی
توانست به دوستش برسد، او را روی شانه هایش کشید و به پادگان رساند
افسر مافوق به سراغ آن ها رفت، سربازی را که در باتلاق افتاده بود معاینه کرد
و با مهربانی و دلسوزی به دوستش نگاه کرد و گفت :من به تو گفتم ممکنه که ارزشش
را نداشته باشه، دوستت مرده! خود تو هم زخم های عمیق و مرگباری برداشتی
سرباز در جواب گفت: قربان ارزشش را داشت
منظورت چیه که ارزشش را داشت!؟ می شه بگی؟
سرباز جواب داد: بله قربان، ارزشش را داشت، چون زمانی که به او رسیدم هنوز
زنده بود، من از شنیدن چیزی که او گفت احساس رضایت قلبی می کنم.
اون گفت: " جیم .... من می دونستم که تو به کمک من می آیی"
خیلی وقت ها در زندگی ارزش کاری که می خواهی انجام بدی بستگی به این داره که
چه طور به مساله نگاه کنی
جسارت داشته باش و هرآن چه را قلبت می گوید انجام بده
اگر به پیام قلبت گوش نکنی، ممکن است بعد ها در زندگی دچار پشیمانی شوی.
در روز اول سال تحصیلی، خانم تامپسون معلم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبتهای اولیه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همهی آنها را به یک اندازه دوست دارد و فرقی بین آنها قائل نمی شود... مخصوصاً این که پسر کوچکى در ردیف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نیز دانش آموز همین کلاس بود. همیشه لباس هاى کثیف به تن داشت، با بچه هاى دیگر نمی جوشید و به درسش هم نمی رسید. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسیار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد. امسال که دوباره تدى در کلاس پنجم حضور می یافت، خانم تامپسون تصمیم گرفت به پرونده تحصیلى سال هاى قبل او نگاهى بیاندازد تا شاید به علّت درس نخواندن او پی ببرد و بتواند کمکش کند. معلّم کلاس اول تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز باهوش، شاد و با استعدادى است. تکالیفش را خیلى خوب انجام می دهد و رفتار خوبى دارد. "رضایت کامل". معلّم کلاس دوم او در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز فوق العاده اى است. همکلاسیهایش دوستش دارند ولى او به خاطر بیمارى درمان ناپذیر مادرش که در خانه بسترى است دچار مشکل روحى است. معلّم کلاس سوم او در پرونده اش نوشته بود: مرگ مادر براى تدى بسیار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را براى درس خواندن می کند ولى پدرش به درس و مشق او علاقه اى ندارد. اگر شرایط محیطى او در خانه تغییر نکند او به زودى با مشکل روبرو خواهد شد. معلّم کلاس چهارم تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى درس خواندن را رها کرده و علاقه اى به مدرسه نشان نمی دهد. دوستان زیادى ندارد و گاهى در کلاس خوابش می برد. خانم تامپسون با مطالعه پرونده هاى تدى به مشکل او پى برد و از این که دیر به فکر افتاده بود خود را نکوهش کرد. تصادفاً فرداى آن روز، روز معلّم بود و همه دانش آموزان هدایایى براى او آوردند. هدایاى بچه ها همه در کاغذ کادوهاى زیبا و نوارهاى رنگارنگ پیچیده شده بود، بجز هدیه تدى که داخل یک کاغذ معمولى و به شکل نامناسبى بسته بندى شده بود. خانم تامپسون هدیه ها را سرکلاس باز کرد. وقتى بسته تدى را باز کرد یک دستبند کهنه که چند نگینش افتاده بود و یک شیشه عطر که سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود. این امر باعث خنده بچه هاى کلاس شد امّا خانم تامپسون فوراً خنده بچه ها را قطع کرد و شروع به تعریف از زیبایى دستبند کرد. سپس آن را همانجا به دست کرد و مقدارى از آن عطر را نیز به خود زد. تدى آن روز بعد از تمام شدن ساعت مدرسه مدتى بیرون مدرسه صبر کرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد. سپس نزد او رفت و به او گفت: خانم تامپسون، شما امروز بوى مادرم را می دادید. خانم تامپسون، بعد از خداحافظى از تدى، داخل ماشینش رفت و براى دقایقى طولانى گریه کرد. از آن روز به بعد، او آدم دیگرى شد و در کنار تدریس خواندن، نوشتن، ریاضیات و علوم، به آموزش "زندگی" و "عشق به همنوع" به بچه ها پرداخت و البته توجه ویژه اى نیز به تدى می کرد. پس از مدتى، ذهن تدى دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بیشتر تشویق می کرد او هم سریعتر پاسخ می داد. به سرعت او یکى از با هوش ترین بچه هاى کلاس شد و خانم تامپسون با وجودى که به دروغ گفته بود که همه را به یک اندازه دوست دارد، امّا حالا تدى محبوبترین دانش آموزش شده بود. یکسال بعد، خانم تامپسون یادداشتى از تدى دریافت کرد که در آن نوشته بود شما بهترین معلّمى هستید که من در عمرم داشته ام. شش سال بعد، یادداشت دیگرى از تدى به خانم تامپسون رسید. او نوشته بود که دبیرستان را تمام کرده و شاگرد سوم شده است. و باز هم افزوده بود که شما همچنان بهترین معلمى هستید که در تمام عمرم داشته ام. چهار سال بعد از آن، خانم تامپسون نامه دیگرى دریافت کرد که در آن تدى نوشته بود با وجودى که روزگار سختى داشته است امّا دانشکده را رها نکرده و به زودى از دانشگاه با رتبه عالى فارغ التحصیل می شود. باز هم تأکید کرده بود که خانم تامپسون بهترین معلم دوران زندگیش بوده است. چهار سال دیگر هم گذشت و باز نامه اى دیگر رسید. این بار تدى توضیح داده بود که پس از دریافت لیسانس تصمیم گرفته به تحصیل ادامه دهد و این کار را کرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوبترین و بهترین معلم دوران عمرش خطاب کرده بود. امّا این بار، نام تدى در پایان نامه کمى طولانی تر شده بود: دکتر تئودور استودارد. ماجرا هنوز تمام نشده است. بهار آن سال نامه دیگرى رسید. تدى در این نامه گفته بود که با دخترى آشنا شده و می خواهند با هم ازدواج کنند. او توضیح داده بود که پدرش چند سال پیش فوت شده و از خانم تامپسون خواهش کرده بود اگر موافقت کند در مراسم عروسى در کلیسا، در محلى که معمولاً براى نشستن مادر داماد در نظر گرفته می شود بنشیند. خانم تامپسون بدون معطلى پذیرفت و حدس بزنید چکار کرد؟ او دستبند مادر تدى را با همان جاهاى خالى نگین ها به دست کرد و علاوه بر آن، یک شیشه از همان عطرى که تدى برایش آورده بود خرید و روز عروسى به خودش زد. تدى وقتى در کلیسا خانم تامپسون را دید او را به گرمى هر چه تمامتر در آغوش فشرد و در گوشش گفت: خانم تامپسون از این که به من اعتماد کردید از شما متشکرم. به خاطر این که باعث شدید من احساس کنم که آدم مهمى هستم از شما متشکرم. و از همه بالاتر به خاطر این که به من نشان دادید که می توانم تغییر کنم از شما متشکرم. خانم تامپسون که اشک در چشم داشت در گوش او پاسخ داد: تدى، تو اشتباه می کنى. این تو بودى که به من آموختى که می توانم تغییر کنم. من قبل از آن روزى که تو بیرون مدرسه با من صحبت کردى، بلد نبودم چگونه تدریس کنم. بد نیست بدانید که تدى استودارد هم اکنون در دانشگاه آیوا یک استاد برجسته پزشکى است و بخش سرطان دانشکده پزشکى این دانشگاه نیز به نام او نامگذارى شده است!تدی استودارد
اِصفَهان (پارسی میانه: اسپهان)شهری باستانی در مرکز ایران است. شهر اصفهان، مرکز استان اصفهان و نیز مرکزشهرستان اصفهان است. به لحاظ جمعیت بعد از تهران و مشهد سومین شهر بزرگ ایران و یکصد و شصت و
سومین شهر پر جمعیت دنیاست.
جمعیت
اصفهان به لحاظ
وسعت شهری پس از تهران و مشهد قرار داردو از این لحاظ بالاتر از کلانشهرهای تبریز،
اهواز، کرج، کرمان، شیراز و کرمانشاه قرار دارد. طبق سرشماری نفوس و مسکن، در
سال ۱۳۸۵، ۱٬۵۸۳٬۶۰۹ نفر جمعیت داشتهاست.اصفهان از دیرباز از
مهمترین مراکز شهرنشینی در فلات ایران بودهاست. در ۵ دیماه ۱۳۱۹ در زمان رضاشاه
برای اولین بار در ایران به سبک اروپای در اصفهان از مردم سرشماری بعمل آمد و ۲۰۴ هزار و ۶۰۰ تن را ساکن شهر اصفهان گزارش کردند
مردم
مردم اصفهان به
طور عمده فارسی زبان و از ساکنان استان اصفهان و استانهای
همجوار می باشند. البته بعد از جنگ تحمیلی شمار زیادی از ساکنان منطقه های جنوب
کشور به ویژه خوزستان به اصفهان مهاجرت کردند که بخش قابل
توجهی از آنان نیز درشاهین شهر و فولادشهر و
بهارستان زندگی می کنند.
زبان
مردم اصفهان
به زبان فارسی و لهجه اصفهانی صحبت می کنند. از ویژگیهای لهجه اصفهانی
اضافه کردن حرف « س » به آخر واژگان می باشد، که به جای واژه
« است » استفاده میشود.
دین
اسلام دین نخست
شهر محسوب می شود ولی از سده های پیش ارامنه، یهودیان و سایر اقلیتهای مذهبی نیز
در شهر زندگی می کرده اند. جلفا که در جنوب اصفهان قرار گرفته منطقه ای
است که بیشتر ارمنی نشین می باشد و از منطقه های خوب شهر نیز قلمداد می شود.
موقعیت جغرافیایی
اصفهان در ۴۲۵ کیلومتری تهران و در جنوب این شهر قرار دارد.
شهر اصفهان دارای طول جغرافیایی ۵۱ درجه و ۳۹دقیقه و ۴۰ ثانیه شرقی و عرض جغرافیایی ۳۲ درجه و ۳۸ دقیقه و ۳۰ ثانیه شمالی می باشد. محدوده شهری آن به
چهارده منطقه شهری تقسیم می شود و در خارج از محدوده شهری نیز از غرب به سمت خمینی شهر و نجف آباد،
از جنوب کوه صفه و
سپاهان شهر، از سمت شمال به شاهین شهر و از شرق نیز به منطقه بیابانی منتهی می
شود. سطح شهر از سطح عمومی دریاها حدود ۱۵۷۰ متر ارتفاع دارد و در قسمت شمالی و شرقی به
کویر محدود میگردد و در قسمت غربی و جنوبی نیز به سلسله کوه های زاگرس منتهی میشود.
کوهستان کرکس در پنجاه کیلومتری شمال اصفهان و زرد کوه بختیاری در جنوب غربی آن
قرار دارد. وجود آبهایی همانند زاینده رود که از کوه های زاگرس به ویژه زردکوه
بختیاری سرچشمه گرفته دلیل پیدایش این شهر می باشد. شهر اصفهان بر روی دشتی به
نسبت هموار با شیبی در حدود ۲ درصد و به طرف
شمال شرقی بنا گردیده است. در طی سده های گذشته نیز به سبب وجود آب
فراوانتر و آلودگی کمتر در سمت جنوب غربی توسعه بیشتری یافته است.
طبیعت
اصفهان
این شهر در منطقهای
نیمه کویری در مرکز ایران و در کنار رودخانهی زایندهرود قرار گرفته، و از مراکز گردشگری، فرهنگی و اقتصادی ایران
محسوب می شود. زاینده رود بزرگترین رود فلات مرکزی ایران ازکوههای
بختیاری سرچشمه گرفته و از میان اصفهان میگذرد. همچنین جنگل ناژوان از مناطق خوش
آب و هوای حاشیه زایند رود میباشد، ازدیگرمناطق طبیعی قابل گشت و گذار اصفهان میتوان
به کوه کلاه قاضی و کوه صفه اشاره
نمود. منطقه کلاه قاضی یک پارک ملی است
با نام پارک ملی کلاه قاضی که محل زیست جانوران زیادی مانند کل، پازن، بز، آهو، و عقاب است. کوه صفه در جنوب شهر اصفهان قرار
دارد و برای تفریح مکان مناسبی است.
آب و هوا
اقلیم شهر اصفهان
در شمال و شرق از منطقه کویری تاثیر گرفته و در جنوب به جهت وجود کوه صفه از هوای
خنک تری بهره مند است. آب و هوای اصفهان به طور کلی معتدل و خشک است و مقدار بارش
باران و برف به نسبت کمی دارد. حداکثر درجه حرارت در تابستان ۴۰ درجه سانتی گراد است که تابستانهایی گرم و خشک
را می سازد.
این شهر در میان
سالهای ۱۰۵۰ تا ۱۷۲۲ میلادی به ویژه در قرن شانزدهم میلادی در میان
حکومت صفویان هنگامی
که برای دومین بار پایتخت ایران
شد، رونق فراوانی گرفت. حتی امروزه نیز شهر مقدار زیادی از شکوه گذشته خود را حفظ
کرده است. بناهای تاریخی متعددی در شهر وجود دارد که تعدادی از آنها به عنوان
میراث تاریخی در یونسکو به
ثبت رسیدهاند.اصفهان در سال ۲۰۰۶ به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام انتخاب شد.این شهر به داشتن معماری زیبای
اسلامی و بسیاری از بلوارهای زیبا، پلهای سرپوشیده، کاخها، مسجدها و منارههای
منحصربفرد معروف است. این امر باعث شده است که در فرهنگ ایرانی اصفهان نصف
جهان لقب بگیرد. میدان نقش جهان یکی از بزرگترین میدانهای دنیاست و
نمونه برجستهای از معماری اسلامی است
استان اردبیل
مرکـــــز : اردبیل
موقعیت : شمال غربی ایران
مجاورت : شمال:جمهوری آذربایجان
جنوب:استان زنجان
شرق:استان گیلان
غرب:استان آذربایجان شرقی
آب و هوا: مطبوع و خنک این منطقه در فصول بهار و تابستان
وسعــــت: ۱۸۰۱۱ کیلومتر مربع
جمعـیــت: --
تقسیمات: ۱۰ شهرستان و دارای ۱۷ شهر و ۲۱ بخش و ۶۳ دهستان
شهرستانها: اردبیل، بیلهسوار، پارسآباد، خلخال، کوثر، گِرمی، مشگینشهر، نَمین ، نیر
مکان های دیدنی و تاریخی
استان اردبیل به لحاظ طبیعی, تاریخی, اجتماعی و فرهنگی ازمناطق پررونق و ارزشمند ایران است. وضعیت خاص زمین شناسی و توپوگرافی منطقه باعث ایجاد جاذبه های طبیعی و چشم اندازهای بسیار زیبایی شده و بر غنای طبیعی منطقه افزوده است. در بیش تر شهرستان های استان؛ آثار طبیعی و تاریخی زیادی پراکنده شده اند. کوهستان پرشکوه سبلان با قله آتشفشانی سبلان و چشمه های آب گرم و دریاچه های طبیعی كوچك ولی پرشمار، مهم ترین جاذبه طبیعی شهرستان اردبیل محسوب می شود. آبشار گورگور سبلان که در شهرستان گرمی واقع شده، گردنه ناو خلخال كه از داخل جنگل های طالش به جاده رشت وآستارا متصل می شود و گردنه حیران که یکی اززیباترین و بی نظیرترین چشم اندازهای طبیعی ایران است, در این استان واقع شده است. زندگی با صفا و دور از دنیای صنعتی عشایر شاهسون و دیگر ایل ها در دامنه های سبلان به راستی حیرت هر بازدید كننده ای را بر می انگیزد. استان اردبیل هم چنین دارای بناهای تاریخی و مکان های دیدنی زیادی است که برخی از آن ها هم چون بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی شامل بناهای متعدد از دوره های مختلف می شود و با رفتن به یک مکان دیدنی می توان از چندین اثر تاریخی و قدیمی بازدید کرد. تپه های باستانی، حمام های قدیمی، عمارت های بزرگ، گورستان های مشاهیر و بقعه های مقدس و تاریخی از دیگر دیدنی های شهرستان اردبیل هستند كه در كنار صنایع دستی و جاذبه های اجتماعی و فرهنگی منطقه جاذبه های كم نظیری را فراهم كرده اند.
صنایع و معادن
صنایع استان اردبیل در دو گروه صنایع دستی و صنایع ماشینی قابل بررسی است. صنایع دستی استان اردبیل بیش تر توسط عشایر و ساكنان شهرها و روستاهای كوچك منطقه صورت می گیرد. از مهم ترین صنایع دستی این استان میتوان به گلیم، مسند، شال بافی، بافت جورابهای پشمی، قلاب بافی، پشتی بافی، خورجین بافی، جاجیم، ورنی و بافته های عشایری اشاره كرد. صنایع ماشینی این منطقه نیز در راستای مواد اولیه موجود در معادن استان شكل گرفته اند. توجه به ویژگی های زمین شناسی و ساختاری تنوع منابع معدنی استان اردبیل در خور توجه است. در بخش
شمالی استان ، دشت مغان بخشی از حوضه هیدروكربوری گسترده ای است كه از گرگان تا حاشیه جنوبی دریای خزر و شمال استان اردبیل ادامه دارد.
در قسمت جنوب شرقی استان (ماسوله ، خلخال ) در رسوبات تخریبی - كربناتی آثاری از كانی سازی سرب ، روی ، مس ، باریت ?? دیده شده است. در بخش وسیعی از استان ، ولگانیسم شده سنوزوئیك و هم چنین گرانیتوئیدهای نفوذی این زمان كه همراه با محلولهای هیدروترمالی و دگرسانی پیشرفته بوده سبب انباشت ذخایر فلزی مس ، سرب ، روی ، طلا شده است. نواحی مورد نظر بخشی از نوار مس دارد قفقاز - سونگون است كه از طریق قوشه داغ، سیلان،مجدر،هشتجین، تامقطع طارم زنجان ادامه می یابد.
استان آذربایجان غربی
موقعیت : شمال غرب ایران
مجاورت : شمال و شمال شرق: جمهوری آذربایجان و ارمنستان،
غرب: کشورهای ترکیه و عراق
جنوب: استان کردستان
شرق: استان های آذربایجان شرقی و زنجان
آب و هوا: از مناطق کوهستانی کشور با توپوگرافی متنوع و گسترده، عمدتاً تحت تأثیر جریان هوای مرطوب اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه. در برخی از ماههای زمستان، بدلیل نفوذ توده هوای سرد از اطراف شمال، کاهش قابل توجه دما
وسعــــت: 43660 کیلومتر مربع (با احتساب دریاچه ارومیه) - 65/2 درصد از مساحت کل کشور
جمعـیــت: طبق سرشماری 1375 ه خ 2496320 نفر
تقسیمات: 14 شهرستان، 26 بخش، 103 دهستان و 3227 آبادی
شهرستانها: ارومیه، اشنویه، بوکان، پیرانشهر، تکاب، خوی، چالدران، سردشت، سلماس، شاهیندژ، ماکو، مهاباد، میاندوآب، نقده
شرکت IBM در جریان برگزاری رقابت «شهرهای هوشمند»، نام 24 شهر برتر دنیا در این زمینه را منتشر کرد
شرکت IBM در جریان برگزاری رقابت «شهرهای هوشمند»، نام 24 شهر برتر دنیا در این زمینه را منتشر کرد و توضیح داد که این رقابت به عنوان بخشی از طرح بزرگی به مرحله اجرا رسیده است که طی آن راهکارهای مناسب برای کمک به شهرداریها به منظور تولید زیرساختهای هوشمند برای رفع اختلالات ترافیکی شهری، مانیتورینگ شرایط محیطی، نگهداری از شبکههای اورژانسی شهری و ... ارایه میشود.
طبق گزارش منتشر شده از سوی IBM، بهترتیب بولدِر، میلواکی، نیو اورلئان، فیلادلفیا و سنت لوئیس و پس از آن شهرهای سیراکوس، نیویورک و نیوارک عنوان هوشمندترین شهرهای دنیا را از آن خود کردند.
دیگر شهرهای هوشمند در کشورهای مختلف دنیا شامل هِلسینکی، ریو دوژانیرو، اِدمونتون و گلاسگو میشوند. برندگان این رقابت در مجموع 50 میلیون دلار جایزه نقدی و خدمات شرکت IBM را دریافت کردهاند.
«استنلی لیتو» مدیر مرکز Corporate Citizenship & Corporate Affairs در شرکت IBM در این باره توضیح داد: «ما این شهرها را برگزیدیم، زیرا در تمامی شهرهای یاد شده از اطلاعات دقیق و بهروز برای هوشمندسازی خدمات شهری و رفع مشکلات موجود استفاده میشد تا بهترین تصمیمات برای ارایه خدمات بهتر به مردم اتخاذ شود. در این شهرها مراکز شهرداری در تلاش بودند تا با هوشمندسازی خدمات شهری، رفاه بیشتر شهروندان را باعث شوند».
نوروز :
نوروز یکی از کهنترین جشنهای به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن میگیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب میشود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.
بنا به پیشنهاد جمهوری آذربایجان [۱]، مجمع عمومی سازمان ملل در نشست ۴ اسفند ۱۳۸۸ (۲۳ فوریه ۲۰۱۰) ۲۱ ماه مارس را بهعنوان روز جهانی عید نوروز، با ریشهی ایرانی بهرسمیت شناخت و آن را در تقویم خود جای داد. در متن به تصویب رسیده در مجمع عمومی سازمان ملل، نوروز، جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از ۳ هزار سال دارد و امروزه بیش از ۳۰۰ میلیون نفر آن را جشن میگیرند توصیف شدهاست.[۲]
پیش از آن در تاریخ ۸ مهر ۱۳۸۸ خورشیدی، نوروز توسط سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد، به عنوان میراث غیر ملموس جهانی، به ثبت جهانی رسیده بود.[۳] در ۷ فروردین ۱۳۸۹ نخستین دورهی جشن جهانی نوروز در تهران برگزار شد و این شهر به عنوان «دبیرخانهی نوروز» شناخته شد.
زمان نوروز
جشن نوروز از لحظه اعتدال بهاری آغاز میشود. در دانش ستارهشناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیمکره شمالی زمین به لحظهای گفته میشود که خورشید از صفحه استوای زمین می گذرد و به سوی شمال آسمان میرود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده میشود،[۴] و در تقویم هجری خورشیدی با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است. نوروز در تقویم میلادی با ۲۱ یا ۲۲ مارس مطابقت دارد.[۵]
در کشورهایی مانند ایران و افغانستان که تقویم هجری شمسی به کار برده میشود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، تقویم میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته میشود و روز آغاز سال محسوب نمیشود.[۶]
واژه نوروز
واژه نوروز یک اسم مرکب است که از ترکیب دو واژه فارسی «نو» و «روز» به وجود آمده است. این نام در دو معنی بهکار میرود:[۷]
۱) نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاری و آغاز سال نو
۲) نوروز خاص: روز ششم فروردین با نام «روز خرداد»
ایرانیان باستان از نوروز به عنوان ناوا سرِدا یعنی سال نو یاد میکردند. مردمان ایرانی آسیای میانه نیز در زمان سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی به معنای سال نو مینامیدند.[۸]
واژه نوروز در الفبای لاتین
در متنهای گوناگون لاتین، بخش نخست واژه نوروز با املای No،Now،Nov و Naw و بخش دوم آن با املای Ruz، Rooz و Rouz نوشته شده است. در برخی از مواقع این دو بخش پشت سر هم و در برخی با فاصله نوشته میشوند. اما به باور دکتر احسان یارشاطر بنیانگذار دانشنامه ایرانیکا، نگارش این واژه در الفبای لاتین با توجه به قواعد آواشناسی، به شکل Nowruz توصیه میشود. این شکل از املای واژه نوروز، هماکنون در نوشتههای یونسکو و بسیاری از متون سیاسی به کار میرود.[۹]
پیشینه
منشا و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست.[۸] در برخی از متنهای کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متن ها، کیومرث بهعنوان پایهگذار نوروز معرفی شده است.[۱۰] پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.[۸]
برخی از روایتهای تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت میدهد. بر طبق این روایتها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش بزرگ به بابل بازمیگردد.[۸] همچنین در برخی از روایتها، از زرتشت بهعنوان بنیانگذار نوروز نام برده شده است.[۸] اما در اوستا (دست کم در گاتها) نامی از نوروز برده نشده است.[۱۱]
نوروز در زمان سلسله هخامنشیان
در زمان اشکانیان و ساسانیان نیز نوروز گرامی داشته میشد. در این دوران، جشنهای متعددی در طول یک سال برگزار میشد که مهمترین آنها نوروز و مهرگان بوده است. برگزاری جشن نوروز در دوران ساسانیان چند روز (دست کم شش روز) طول میکشید و به دو دوره نوروز کوچک و نوروز بزرگ تقسیم میشد. نوروز کوچک یا نوروز عامه پنج روز بود و از یکم تا پنجم فروردین گرامی داشته میشد و روز ششم فروردین (خردادروز)، جشن نوروز بزرگ یا نوروز خاصه برپا میشد.[۱۱] در هر یک از روزهای نوروز عامه، طبقهای از طبقات مردم (دهقانان، روحانیان، سپاهیان، پیشهوران و اشراف) به دیدار شاه میآمدند و شاه به سخنان آنها گوش میداد و برای حل مشکلات آنها دستور صادر میکرد. در روز ششم، شاه حق طبقات گوناگون مردم را ادا کرده بود و در این روز، تنها نزدیکان شاه به حضور وی میآمدند.[۱۳]
شواهدی وجود دارد که در دوران ساسانی سالهای کبیسه رعایت نمیشدهاست. بنابراین نوروز هر چهار سال، یک روز از موعد اصلی خود (آغاز برج حمل) عقب میماند و درنتیجه زمان نوروز در این دوران همواره ثابت نبوده و در فصلهای گوناگون سال جاری بوده است.[۱۴]
اردشیر بابکان، بنیان گذار سلسله ساسانیان، در سال ۲۳۰ میلادی از دولت روم که از وی شکست خورده بود، خواست که نوروز را در این کشور به رسمیت بشناسند. این درخواست مورد پذیرش سنای روم قرار گرفت و نوروز در قلمرو روم به Lupercal معروف شد.[۱۰]
در دوران ساسانیان، ۲۵ روز پیش از آغاز بهار، در دوازده ستون که از خشت خام برپا میکردند، انواع حبوبات و غلات (برنج، گندم، جو، نخود، ارزن، و لوبیا) را میکاشتند و تا روز شانزدهم فروردین آنها را جمع نمیکردند. هر کدام از این گیاهان که بارورتر شود، در آن سال محصول بهتری خواهد داد. در این دوران همچنین متداول بود که در بامداد نوروز، مردم به یکدیگر آب بپاشند.[۱۳] از زمان هرمز اول مرسوم شد که مردم در شب نوروز آتش روشن نمایند.[۱۳] همچنین از زمان هرمز دوم، رسم دادن سکه در نوروز بهعنوان عیدی متداول شد.[۱۰]
نوروز پس از اسلام
از برگزاری آیینهای نوروز در زمان امویان نشانهای در دست نیست و در زمان عباسیان نیز به نظر میرسد که خلفا گاهی برای پذیرش هدایای مردمی، از نوروز استقبال میکردهاند. با روی کار آمدن سلسلههای سامانیان و آل بویه، جشن نوروز با گستردگی بیشتری برگزار شد.[۱۱]
در دوران سلجوقیان، به دستور جلالالدین ملکشاه سلجوقی تعدادی از ستاره شناسان ایرانی از جمله خیام برای بهترسازی گاهشمار ایرانی گرد هم آمدند. این گروه، نوروز را در یکم بهار قرار دادند و جایگاه آن را ثابت نمودند.[۱۱] بر اساس این گاهشمار که به تقویم جلالی معروف شد، برای ثابت ماندن نوروز در آغاز بهار، مقرر شد که هر چهار سال یکبار، تعداد روزهای سال را (بهجای ۳۶۵ روز)، برابر با ۳۶۶ روز در نظر بگیرند. طبق این قاعده، میبایست پس از انجام این کار در ۷ دوره، در دوره هشتم، به جای سال چهارم، بر سال پنجم یک روز بیفزایند. این گاهشمار از سال ۳۹۲ هجری آغاز شد.[۱۴]
نوروز در دوران صفویان نیز برگزار میشد. در سال ۱۵۹۷ میلادی، شاه عباس صفوی مراسم نوروز را در عمارت نقش جهان اصفهان برگزار نمود و این شهر را پایتخت همیشگی ایران اعلام نمود.[۱۰]
نوروز از دیدگاه اسلام و تشیع
نوشتار اصلی: نوروز در تشیع
در اسلام و به ویژهٔ آیین تشیع به نوروز به عنوان روزی خجسته نگاه شده است و بر گرامی داشتن آن تأکید شده است. از دیدگاه شیعه، نوروز روز ظهور امام زمان است. در حدیثی از امام صادق آمده است:
«روز نوروز همان روزی است که خداوند در آن از بندگانش پیمان گرفت که او را پرستش کنند و هیچ چیزى را شریک او ندانند و این که به پیامبران و اولیایش ایمان بیاورند و آن نخستین روزی است که خورشید در آن طلوع کرده، و بادهاى باردار کننده در آن وزیده است و گلها و شکوفههاى زمین آفریده شده است. و آن روزیست که کشتى نوح(ع) به کوه جودى قرار گرفت. و آن روزى است که در آن قومى که از ترس مرگ از خانههاى خود بیرون آمدند و آنها هزارها نفر بودند پس خداوند آنها را بمیراند و سپس آنها را در این روز زنده کرد. و آن روزیست که جبرئیل بر پیامبر (ص) فرود آمد. و آن همان روزیست که ابراهیم(ع) بتهاى قوم خود را شکست. و آن همان روزیست که پیغمبر خدا، امیرالمومنین على(ع) را بر دوش خود سوار کرد تا بتهاى قریش را از بالاى خانه خدا به پائین انداخت و آنها را خرد کرد...»
[۱۵][۱۶][۱۷][۱۸]
نوروز در دوران معاصر
جشن جهانی نوروز
نوروز به عنوان یک میراث فرهنگی در دوران معاصر همواره مورد توجه مردم قرار داشته و هر ساله برگزار میشود. البته برگزاری جشن نوروز به صورت آشکار در برخی از کشورها توسط برخی حکومتها برای مدت زمانی ممنوع بوده است. حکومت شوروی برگزاری جشن نوروز را در برخی از کشورهای آسیای میانه مانند ترکمنستان، قرقیزستان و تاجیکستان ممنوع کرده بود و این ممنوعیت تا زمان میخائیل گورباچف ادامه داشت. با این وجود، مردم این مناطق نوروز را بهگونهٔ پنهانی و یا در روستاها جشن میگرفتهاند.[۱۹][۲۰] همچنین برخی از مردم این مناطق برای جلب موافقت مقامات محلی نام دیگری بر روی نوروز میگذاشتند؛ بهطور مثال در تاجیکستان، مردم با اتلاق جشن لاله یا جشن ۸ مارس سعی میکردند که آیینهای نوروز را بی مخالفت مقامات دولتی به جای آورند.[۸] همچنین در افغانستان، در دوران حکومت طالبان، برگزاری جشن نوروز ممنوع بود و این حکومت تنها تقویم هجری قمری را به رسمیت میشناخت.[۴]
نوروز در اشعار فارسی
نوشتار اصلی: بهاریه
گویندگان ایرانی از دیرباز تاکنون در وصف نوروز و جشن فروردین که همراه مواهب گرانبهای طبیعت و هنگام تجدید عهد نشاط و شادمانی است، داد سخن دادهاند و ما در ذیل به برخی از لطایف اشعار پارسی در این موضوع اشارت میکنیم:
نوروز فراز آمد و عیدش به اثر بر نزد یکدگر و هر دو زده یک بدگر بر
نوروز جهان پرور مانده ز دهاقین دهقان جهان دیدهاش پرورده ببر بر
آن زیور شاهانه که خورشید برو بست آورد همی خواهد بستن به شجر بر
و هم او در قصیده دیگر چنین گوید:
نوروز بزرگ آمد آرایش علم میراث به نزدیک ملوک عجم از جم...
فرخی ترجیعبند مشهوری در وصف نوروز دارد که بند اول آن چنین است:
ز باغ ای باغبان ما را همی بوی بهار آید کلید باغ ما را ده که فردامان به کار آید
کلید باغ را فردا هزاران خواستار آید تو لختی صبر کن چندان که قمری بر چنار آید
چو اندر باغ تو بلبل به دیدار بهار آید ترا مهمان ناخوانده به روزی صد هزار آید
کنون گر گلبنی را پنج شش گل در شمار آید چناندانی که هرکس را همی زو بوی یار آید
بهار امسال پندار همی خوشتر ز پار آید وزین خوشتر شود فردا که خسرو از شکار اید
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزی ملک را در جهان هر روز جشنی داد و نوروزی
منوچهری مسمطی در نوروز ساخته که بند اول آن این است:
آمد نوروز هم از بامداد آمدنش فرخ و فرخنده باد
باز جهان خرم و خوب ایستاد مرز زمستان و بهاران بزاد
ز ابر سیه روی سمن بوی داد گیتی گردید چو دارالقرار
هم او در مسمط دیگر گفته:
نوروز بزرگم بزن ای مطرب نوروز زیرا که بود نوبت نوروز به نوروز
برزن غزلی نغز و دلانگیز و دلفروز ور نیست ترا بشنو از مرغ نوآموز
کاین فاخته زان کوز و دگر فاخته زانکوز بر قافیه خوب همی خواند اشعار
بوالفرج رونی گوید:
جشن فرخنده فروردین است روز بازار گل و نسرین است
آب چون آتش عود افروزست باد چون خاک عبیر آگین است
باغ پیراسته گلزار بهشت گلبن آراسته حورالعین است
مسعود سعد سلمان از عید مزبور چنین یاد کند:
رسید عید و من از روی حور دلبر دور چگونه باشم بی روی آن بهشتی حور
رسید عید همایون شها به خدمت تو نهاده پیش تو هدیه نشاط لهو و سرور
برسم عید شها باده مروق نوش به لحن بربط و چنگ و چغانه و طنبور
جمالالدین عبدالرزاق گفته:
اینک اینک نوبهار آورد بیرون لشکری هریکی چون نوعروسی در دگرگون زیوری
گر تماشا میکنی برخیز کاندر باغ هست با چون مشاطهای و باغ چون لعبت گری
عرض لشکر میدهد نوروز و ابرش عارض است وز گل و نرگس مراد را چون ستاره لشکری
حافظ در غزلی گفته:
ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
چو گل گر خردهای داری خدا را صرف عشرت کن که قارون را غلطها داد سودای زراندوزی
ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعلست که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی
به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی
هاتف در قصیدهای گوید:
نسیم صبح عنبر بیز شد بر توده غبرا زمین سبز نسرین خیز شد چون گنبد خضرا
ز فیض ابر آزادی زمین مرده شده زنده ز لطف باد نوروزی جهان پیر شد برنا
بگرد سرو گرم پرفشانی قمری نالان به پای گل به کار جان سپاری بلبل شیدا...
همایون روز نوروز است امروز و بیفروزی بر اورنگ خلافت کرده شاه لافتی ماوی
قاآنی در قصیدهای به وصف نخستین روز بهار گوید:
رساند باد صبا مژده بهار امروز ز توبه توبه نمودم هزار بار امروز
هوا بساط زمرد فکند در صحرا بیا که وقت نشاطست و روز کار امروز
سحاب بر سر اطفال بوستان بارد به جای قطره همی در شاهوار امروز
رسد به گوش دل این مژدهام ز هاتف غیب که گشت شیر خداوند شهریار امروز
جغرافیای نوروز
نوشتار اصلی: جغرافیای جشن نوروز
منطقهای که در آن جشن نوروز برگزار میشد، امروزه شامل چند کشور میشود و همچنان در این کشورها جشن گرفته میشود. برخی آیینهای نوروز در این کشورها با هم متفاوتاند. مثلاً در افغانستان سفره هفتمیوه میچینند؛ اما در ایران سفره هفت سین میاندازند.
جغرافیای نوروز با نام نوروز یا مشابه آن، سراسر خاورمیانه، بالکان، قزاقستان، تاتارستان، در آسیای میانه چین شرقی (ترکستان چین)، سودان، زنگبار، در آسیای کوچک سراسر قفقاز تا آستراخان و نیز آمریکای شمالی، هندوستان، پاکستان، بنگلادش، بوتان، نپال و تبت را شامل میشود.[۲۲]
همچنین کشورهایی مانند مصر و چین جزو سرزمینهایی نیستند که در آنها نوروز جشن گرفته میشد، اما امروزه جشنهایی مشابه جشن نوروز در این کشورها برگزار میشود.
در تاریخ ۳۰ مارس ۲۰۰۹[۲۳] (۱۰ فروردین ۱۳۸۸)، پارلمان فدرال کانادا، اولین روز بهار هر سال را به عنوان نوروز (Nowruz Day)، عید ملی ایرانیان و بسیاری اقوام دیگر نامگذاری کرد.[۲۴][۲۳]
در تاریخ ۲۴ فوریه ۲۰۱۰ سازمان ملل متحد با تصویب یک قطعنامه در مقر سازمان در نیویورک، عید نوروز را به عنوان روز بینالمللی نوروز و فرهنگ صلح در جهان به رسمیت شناخت.[۲۵]
آیینها
خانه تکانی یکی از آیینهای نوروزی است که مردم بیشتر مناطقی که نوروز را جشن میگیرند به آن پایبندند. در این آیین، تمام خانه و وسایل آن در آستانه نوروز گردگیری، شستشو و تمیز میشوند.[۲۶] این آیین در کشورهای مختلف از جمله ایران، تاجیکستان و افغانستان برگزار میشود.
آتشافروزی
رسم افروختن آتش، از زمانهای کهن در مناطق نوروز متداول شده است. در ایران، جمهوری آذربایجان و بخشهایی از افغانستان، این رسم بهصورت روشن کردن آتش در شب آخرین چهارشنبه سال متداول است. این مراسم چهارشنبهسوری نام دارد.[۲۷] پریدن از روی آتش در ایام نوروز در ترکمنستان نیز رایج است.[۲۸]
همچنین رسم افروختن آتش در بامداد نوروز بر پشت بامها در میان برخی از زرتشتیان (از جمله در برخی از روستاهای یزد در ایران) مرسوم است.[۲۹]
ادامه مطلب