تعیین نقش و جایگاه وقف در توسعه شهری
تعیین نقش و جایگاه وقف در توسعه شهری(مورد مطالعه: شهر قیدار)
محور پنجم: ابعاد سیاسی ـ اجتماعی وقف
دكتر ابوالفضل مشكینی
رقیه عباسی
چکیده
انسان بر اساس جهان بینی خود با محیط همواره در یک هم کنش متقابل بوده و از همدیگر تاثیر پذیرفته اند. تاثیر جهان بینی منتج از دین بر خلق چشم اندازهای جغرافیایی ، بویژه در شهرهای اسلامی از اهمیت خاصی برخوردار است. پدیده وقف به عنوان یکی از نیروهای شهر آفرین و چهره پرداز شهر های ایرانی-اسلامی ،تاثیر بسزایی در شکل دهی به محیطهای مصنوع انسانی و تشکل فضاهای کالبدی شهرها داشته است. اراضی وقفی ضمن تاثیر گذاری در توسعه فیزیکی شهر متقابلا نیز از آن تاثیر پذیرفته اند چرا که در جریان توسعه فیزیکی شهر از حالت اولیه خود (بایر، کشاورزی، باغات و …) خارج و به بافت شهری تبدیل گردیده اند.
طی این مقاله شهر قیدار به عنوان شهر کوچک اندام در استان زنجان، که قسمت عمده اراضی آن وقفی است مورد بررسی قرار می گیرد. اراضی این نقطه جمعیتی توسط بلغان خاتون در عصر ایلخانیان مغول وقف گردید.با تبدیل شهر به عنوان مرکز شهرستان ،شهر به سرعت گسترش یافت و اراضی کشاورزی وقفی ،تغییر ماهیت داده و تبدیل به اراضی شهری با کارکرد جدید گردیدند. این مقاله سعی دارد تا با تکیه بر روشهای اسنادی و میدانی،چگونگی شکل آفرینی این عامل مذهبی در شهر ایرانی-اسلامی را مورد بررسی قرار داده و چگونگی تغییر و تحول اراضی وقفی و نقش آن در توسعه یا عدم توسعه شهر قیدار را مورد بررسی قرار دهد.
كلمات كلیدی
وقف ، توسعه فیزیکی ، کاربری اراضی ، قیدار.
The impact and the importance of endowment in the physical development of Gheidar city
Dr Abolfazl Meshkini
Roghaye abasi
Abstract:
Man according to his attitude toward world has mutual interaction with environment and they have influenced by each other.The effect of attitude toward world deduced from faith in creating geographical scenes, particularly in Islamic cities, is of prime importance.Endowment phenomenon as a one of portraitist and generating factors of Islamic_Iranian cities have had significant effect on forming manufactured environments and formation of frame space of cities. Dedicated lands in meanwhile of effecting physical development of city , have mutually effected by it as well. Because in the progress of physical development of city these lands have existed from original form(uncultivated lands, farmlands ,gardens)and change into civic texture.In this paper we study Gheidar city as a small city in Zanjan, whose main lands are dedicated lands .Lands of this populated place have been dedicated from Bolghan Khatoon in Mongol Ilkhanian era. By turning Gheidar into center of province , it was developed quickly and changed the nature of it's dedicated farmlands into city lands with a new utilization. This paper by relying on documentary and scope methods studies formation of this relegious factor in Islamic_Iranian cities. It also investigates how the change of dedicated lands and their roles have influence on development or undevelopment of Gheidar.
Keywords:
Endowment, physical development, utilization of lands, Gheidar.
بررسی بنیاد های جغرافیایی پدیده ی وقف در بازارهای ایرانی
بررسی بنیاد های جغرافیایی پدیده ی وقف در بازارهای ایرانی (نمونه موردی:بازار زنجان)
تاثیر وقف بر فضاهای كالبدی شهرهای اسلامی
دكتر ابوالفضل مشكینی
دكتر كیومرث حبیبی
فاطمه لطفی
چكیده
در شكل گیری فضاهای شهرهای اسلامی و ساخت مورفولوژیكی آنها ، عوامل چندی موثر بوده اند.یكی از این عوامل مهم ، عامل وقف می باشد. وقف به عنوان یكی از ارزشهای برجستۀ انسانی به جای مانده از تعالیم اسلامی و سنت نبوی ، علاوه بر داشتن كاركردهای اجتماعی و اقتصادی در شهرهای اسلامی و به ویژه شهرهای ایرانی ، ایفاگر نقش بسیار مهمی در شكل گیری ساخت فضایی آنها بوده است. به گونه ای كه بسیاری از فضاهای عمومی و عام المنفعه كه به عنوان عامل اصلی و پیوند دهندۀ مجموعه عناصر تشكیل دهندۀ شهر به شمار می روند ، دارای مالكیتی وقفی می باشندو این فرهنگ متعالی ، علت ماندگاری و مقاومت آنها در طول تاریخ بوده است.
از جمله عناصر كالبدی مهم در ساخت فضایی شهر های ایرانی ، بازارها می با شند كه سنت وقف در شكل گیری مجموعۀ آنها نقش اساسی داشته است. بازار به عنوان كانو ن بخش مركزی و قلب تپنده واقتصادی شهر ، جایی است كه نقش مهمی در حیات شهرهای ایرانی- اسلامی داشته و در طی تاریخ كهن شهر های ایرانی ، با تكیه بر سنت وقف ، استوار در مركز تبادلات اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی شهرهاباقی مانده است. این مقاله سعی دارد تا با تكیه بر روشهای اسنادی و میدانی، ریشه های بنیادین تاثیرگذار پدیدۀ وقف را در بازار زنجان مورد بررسی قرار داده و شیوۀ تاثیر گذاری نظام وقف را در سیر تاریخی بازار زنجان ، مطالعه نماید.كلمات كلیدی :وقف، فضاهای شهری، بازار، بازار زنجان.
The study of geographic basis of the endowment phenomena in Iranian Bazzars:A case study of Zanjan Bazzar.
Dr Abolfazl Meshkini
Dr Kiyomars Habibi
Fateme Lotfi
Abstract:
In formation of spaces and their morphological constructions Islamic cities,a numbers of factors have been effective. Bequeath is on these factors. Bequeath as one of outstanding human values remained from Islamic instructions and vatical custom in addition to having social and economical utilization in Islamic cities, particularly in Iranian cities, have been performer of very important role. In a such manner that most of public and of public utility places which are reckoned as principal factor and link of organizer elements, totality of city, possessing dedicated ownership. This high culture is chief reason of its lasting and resistance. Bazzars are example of significant framed elements in spatial construction of Iranian cities, which in their formation the custom of dedication have had fundamental role.
Bazzar as the focal point, economical and beater heart of city and is an important part in existence of Islamic_Iranian cities. During ancient history of Iranianed cities, with reliance to endowment custom, bazzar had remain firm in political, social, economical and cultural interchanges center of cities.
This paper within by relying on documentary and scope methods investigate effective fundamental roots of endowment phenomenon in Zanjan bazzar. It also attempts to study dedication's system in historical revolution of Zanjan bazzar.
Keywords:
endowment, civic spaces, bazzar, Zanjan bazzar.
استروشن، شهری با 2500 سال تاریخ
استروشن، شهری با 2500 سال تاریخ
در 2560 سال پیش كورش بزرگ در مكانی كه امروز شهر استروشن Istrowshan قرار دارد شهری را بنا نمود كه نخست نامش كورش كده بود. این شهر برای پاسداری دولت هخامنشی در برابر بیابانگردان بادیه نشین شمال آسیای میانه بنا شده بود. شهری بود با برج و باروی استوار كه با 12 دروازه با خارج از شهر در ارتباط بود. در این شهر آتشكده بزرگی قرار داشت كه باقیمانده آنرا امروزه مغ تپه میگویند كه در وسط شهر امروزی استروشن قرار دارد.
اسكندر مقدونی دویست سال پس از آن در حمله ای كه به ایران كرد تا این شهر نیز رسید و در همین شهر بود كه زخمی گردید و در نتیجه سربازانش شهر را ویران كردند. از آنجا كه استان سغد‚ مكانی كه امروزه شهر استروشن در آنست بسیار حاصلخیز است‚ شهر جدید دوباره جان میگیرد آباد گشته و باز هم مركز داد و ستد بازرگانی قرار میگیرد و جزو شهرهای مهم در مسیر جاده ابریشم میشود. آبادانی شهر سالها ادامه دارد تا اینكه عربها حمله میكنند. پس از آنها مغولان این شهر را خراب كرده با خاك یكسان می كنند. و شهر پس از آن نام اورا تپه را میگیردتا اینكه در سال 2002 حكومت جدید تاجیكستان نام شهر را به نام قدیمی خود استروشن بر میگرداند. امروزه استروشن یكی از شهرهای بزرگ تاجیكستان و یكی از مراكز ادب و فرهنگ این ناحیه است و پس از شهر خجند، مقام دوم را در استان سغد دارد.
ما از باشندگان این شهر نامهایی را شنیده ایم بدون آنكه بدانیم و یا توجه داشته باشیم كه به این شهر تعلق داشته اند. شبلی مشهور در ادبیات صوفی ایران زاده این شهر است ما نام شبلی را در كارهای فریدالدین عطار ( تذكره الاولیا)، جامی، سعدی ... و سایر ادیبان صوفی مسلك می بینیم.
افشین كه دشمن بابك خرم دین بود، نیز از همین شهر بوده است. او با دسیسه های خلیفه عباسی بابك خرم دین را بدنام كرد و از میان برد. با آنكه افشین حیدر پسر كاووس از شاهزادگان ایرانی بود و تعصب شدیدی به آئین و آداب ایرانی داشت. توسط عمال خلیفه اسیر شد و به بغداد آورده شده بود. وی در مذهب به روش مانی بود ولی در عمل جزو بنده های خلیفه، آشوبگر و به ضدیت به فرهنگ و آرمان دودمان خود برخاست.
ادبیات فارسی در این ناحیه مانند بیشتر نواحی آسیای میانه پیرو جامی و بیدل بوده است. در شهر خجند كه در نزدیك شهر استروشن قرار دارد، ما شاعران و ادیبان فراوان از جمله مهستی خجندی. كمال خجندی و جد او ضیاء خجندی كه ظاهرا مانند نزاری قهستانی پیشرو حافظ بوده است و امروز، خانم فرزانه خجندی كه شاعری تواناست را میشناسیم. در استروشن در سده اخیر می توان از خانم دلشاد برنا و ظفرخان جوهری نامبرد. اكنون در این شهر بنیاد زبان و ادبیات فارس . تاجیك وجود دارد كه خانم رعنا زایر دخت سروری آنرا به عهده دارند. رعنا زایر دخت خود شاعر است و ما در این مقاله كوتاه نمونه ای از چكامه هایش را خواهیم آورد.
بمناسبت 2500 سالگی بزرگداشت شهر باستانی استروشن، باشندگان این ناحیه و دولت تاجیكستان برنامة بسیار مهمی را به صورت نمایش تئاتر و رقص و موسیقی به اجرا گذاشتند. همانطور كه در بالا آمد در این شهر معبد بزرگ زرتشتی كه در فراز تپه ای كه اكنون مغ تپه نامیده می شود قرار داشته است
در زمان برگذاری جشن روی خرابه ها را به مساحت بیش از 2 هكتار را پوشانیده و آنرا تبدیل به یك سن تئاتر كرده بودند. و در آنجا بمدت 6 ساعت برنامه های هنری گوناگون، از جمله رقصهای گروهی . موسیقی. برنامه های مدرن و ... برگذار كردند. برنامه ای كه بی نهایت مورد توجه قرار گرفت نمایش كورشكده بود كه شاید بیش از 150 نفر هنرپیشه در آن شركت نموده بودند. اندازه سن به اندازه میدان تاخت و تاز ... برابر بود. تماشاگران بیش از 15 هزار نفر و بازیگران كه به روی صحنه آمدند بیش از2 هزار نفر بودند. صحنه نمایش بی نهایت بزرگ و تماشاگران دایره وار بر گرد صحنه جای داشتند. یك چهارم اطراف تپه ویژه هنرمندان بود كه با لباسهای رنگین خود تپه را به گلزاری تبدیل نموده بودند. صف آرایی هنرمندان كه دختران و پسران دانشجو و دانش آموزان دبیرستانی بودند با رقصهای دلپذیرشان بسیار زیبا و بی نظیر بود. نمایش كورشكده با هنرمندانش. ارابه و اسبهایشان در صحنه فوقالعاده بود. هنرپیشه اصلی این نمایش آقای عطا محمد جانوف بود. وی از هنرمندان با نام و قدیمی و بی نهایت محبوب و مورد توجه مردم بود. متاسفانه در آخر نمایش، حادثه غم انگیزی رخ داد. نمایش تمام شد. ارابه هنرپیشه اصلی از میدان نمایش خارج می گردد. هنرمند گرامی عطا محمد جانوف در موقع پیاده شدن از ارابه میپرد، به زمین میخورد و سرش به جسمی سخت اصابت می كند ... در این اندیشه كه شاید حادثه مهمی رخ نداده باشد، به پای می افتد و از دنیا میرود ... روز دیگر در شهر دوشنبه پایتخت تاجیكستان در بزرگترین تئاتر این شهر مراسم وداع و سوگواری برپا میشود ... روانش شاد باد.
در این مقاله كوتاه برای نشان دادن سبك نوشتاری باشندگان استروشن كه در مرزهای ادب فارسی قرار دارند نمونه ای از شعرهای بانوان آن دیار كه پاسدار زبان و فرهنگ میباشند آورده ایم.
*برای آگاهی بیشتر در مورد شهر استروشن به كارهای استاد احرار مختارف مراجعه شود.
مسعود میرشاهی - پاریس
تنهایی
رعنا زایر دخت
در جهان با همه و بی تو چنان تنهایم كه خدا داند و من خود، كه چه سان تنهایم
همچو یك قطره اشكم سر مژگان غریب همچو در خوان گدا پاره نان ، تنهایم
كس نداند، كه چه سان و چه كجا افكندم تیر مو در دل بیدار كمان تنهایم
اهل محفل با همند این دم و فارغ زغمند من چو آن سوخته دل شمع میان تنهایم
بدرود
رعنا زایر دخت
چون نمیخواهم دورویه بینمت بعد از این من از جهانت میروم
گرچه بودم مهربانتر از نسیم همچو یك نامهربانت میروم
كشته- كشته در نهادم عشق را همچو صید خون فشانت میروم
ای شعر بلند آسمانی
برنا قادر دخت
بر ملك سپید تو نهم گام ای شعر بلند، با منزل خویش
چون توشه من بجز غمم نیست من هدیه برم به تو دل خویش
چون من برسم بر آسمانت بر زانوی تو نهم سرم را
گویم ز جفای مرگ قسمت هم قصه پاك مادرم را
پشت در تو ستاره ام باز ای خانه پر فسانة من
بفرست مرا به ملك دیگر چون اختر شب ترانة من
با تو بپرم بر آسمانها ای شعر بلند آسمانی
ناخن بزنم به تار دلها ای درد زمین و زمانی
باران بچكد به بام خانه اشكم بچكد به روی دفتر
شعرم ز درخت اشك روید گویند ورا از این سبب تر
بر ملك سپید تو نهم گام ای شعر، بخوان مرا به خودیار
روحم به تو بوده ریشه پیوند دستم ز درخت تو دهد بار
برباد رفته
ادیبه- میرزا
اشك مرجان میرود در ریسمان آه من انتظاری می كشد این نالة بیگاه من
خاك یادم باد شد در خاطر یاری نماند آتش لطف نسوزد این دل گمراه من
عقل امدادم نكرد و مردم از اندوه عشق آه من بالا نرفت ریخت روی راه من
با گناه وصل نسوزم به نار هجر او پیك آمرزش نیاید چرا از شاه من
اهرمن را میكند هرمز پیش دیده ام یوسف در چاه، عشق شاهنشاه من
استروشن شهر دختر گشتاسب
در قلمرو تاجیكستان شهرهایی كه هم از جهت مدرنیت و صنعت و هنر، هم از جهت تاریخی و اقلیمی از دیگر شهرها به كلی فرق می كنند، كم نیستند. یكی از چنین شهرها، شهر استروشن است كه از عهد باستان چون مركز سواد و كسب هنر و علم و ادب نام بر آورده است. شهری زیبا با تاریخ 2500 ساله. در اكثر ماخذهای تاریخی آورده شدنی معلومات ها در باره این شهر كهنه دلیل این عقیده است. عاید سرنوشت این نام بین مردم و عالمان نقل و روایت و فكر و فرضیه های گوناگون جای دارند. در ماخذهای گوناگون تاریخی، استروشن را با نام كورشكده، كیئوروپل، استروشنه، سروشنه و امثال اینها یاد كرده اند. بین پیران و سالمندان چنین روایت مشهور است كه پادشاه ایران، گشتاسپ، روشن نام دختر داشت، بسا زیبا و صاحب جمال، روزی سخت بیمار شده طبیبان مصلحت دادند كه او در جای شمال رو چند وقت زندگی كند. دختر شاه به سیر و گشت بر آمده و روزی به چاروس ( چهاراه) شمال رو آمد، كه بین دو بلندی واقع بود. به این مكان شبانه از طرف كوهستان شمال میوزید، روزانه باش از طرف دشت و پناه ها عبور نموده و به انسان حلاوت و روح تازه می بخشید. پس از استراحت در این منزل، روشن شفا یافته از پدرش خواهش نمود، كه در این جای شهر سازد. پدر درخواست دخترش را با جان و دل پذیرفته و بین دو بلندی مغ و قل شهری بنا می كند و نامش را استروشن ( جای ایست روشن) می گذارد. همچنین در بسیار سرچشمه ها استروش را " گل روی زمین " خوانده اند.
كه این صفت به طریق رمز افاده یافته است و گل رمز زیبایی، پاكی، نور و صفا و روشنی است. استروشن امروز در مركز قدیمی تاجیكان در محیطی به هم بدلیابی، منظره رنگین همواری و كوهستانی، وادی و دشت، رودها و چشمه ساران و آبشارها و مرغزاران سبز و خرم جای گیر گشته است. چنانكه قید كردم استروشن از دوره های پیشین مركز كسب و هنر بوده و تا كنون مردم آن عرف و عادتهای نیاكان خود را نگاه داشته اند.
در همه دوران پیشین، خصوصا در عصر 20 _ 18 در استروشن محفل های ادبی _ علمی شاعران، ادیبان عالمان و سایر روشنفكران، عمل میكردند. در آخر عصر 19 _ اوایل عصر 20 شمع منور اهل ادب و ضیائیهای استروشن، شاعران نمایان ظفرخان جوهری، خواجه یوسف ولعظی، ندیمی استروشنی، آرتا خواجه شهید، كامل خواجه نخد، خواجه محمد شعدی در پایة بلند نظم می ایستادند.
استروشن حالا نیز مركز بزرگ علم و فرهنگ است. عالمان مشهور، رجب امانوف، اصرار مختاروف، حبیب الله سید مرادوف، پولاد بابا جانوف، الماس میر سیدوف، ثابت نعمت الله یوف، رضی الله عبدالله زاده، ولی جان اكبری، رحمان گلزردی و دیگران، كه حالا در سراسر جمهوری كار و فعالیت میبرند، زاده این شهر باستانی اند.
رعنا زایر دخت شهر استروشن _ تاجیكستان